میلاد حسین هاشمی
61 یادداشت منتشر شدهچندفرزندی؛ وقتی خانواده فقط بزرگ تر نمی شود، عمیق تر می شود
در روزگاری که فرزندآوری بیش از هر زمان دیگری با محاسبه هزینه ها، محدودیت زمان، دغدغه های شغلی و نگرانی از آینده سنجیده می شود، داشتن چند فرزند گاهی شبیه تصمیمی برخلاف منطق رایج به نظر می رسد. اما خانواده چندفرزندی را نمی توان فقط با تعداد اتاق های خانه، هزینه پوشک و شهریه مدرسه یا مقدار درآمد والدین تحلیل کرد.
فرزند بیشتر، فقط اضافه شدن یک نفر به خانواده نیست؛ اضافه شدن یک رابطه، یک شخصیت، یک تجربه و در نهایت یک شبکه انسانی تازه است.
از منظر روان شناسی، رابطه میان خواهر و برادر یکی از نخستین تجربه های جدی کودک برای یادگیری زندگی اجتماعی است. کودک در کنار خواهر یا برادرش یاد می گیرد که همیشه تنها دریافت کننده توجه نیست، باید خواسته هایش را با دیگری هماهنگ کند، اختلاف پیدا کند، مذاکره کند، ببخشد، رقابت کند و دوباره رابطه را بسازد. پژوهش های حوزه روابط خواهر و برادر نیز نشان می دهند که این روابط می توانند در رشد اجتماعی و عاطفی کودکان نقش مهمی داشته باشند و خواهر و برادرها هم زمان می توانند برای یکدیگر همراه، الگو، رقیب و حتی محل یادگیری باشند. (PubMed Central (PMC))
بنابراین، برخلاف تصویری که گاهی از خانواده پرجمعیت ارائه می شود، حضور چند کودک لزوما به معنای چند برابرشدن «بار روانی» خانواده نیست. بخشی از فرآیند اجتماعی شدن کودک، درون خود شبکه خواهر و برادری اتفاق می افتد.
البته اینجا باید یک نکته مهم را هم صادقانه دید: چندفرزندی به خودی خود مزیت تضمین شده نیست.
اگر منابع اقتصادی، زمانی و عاطفی خانواده به شدت محدود باشد و والدین نتوانند برای فرزندان وقت و حمایت کافی فراهم کنند، افزایش تعداد فرزندان می تواند فشار بیشتری ایجاد کند. برخی مطالعات نیز از پدیده ای به نام «رقیق شدن منابع» سخن می گویند؛ یعنی با افزایش تعداد فرزندان، سهم هر کودک از برخی منابع والدین، از جمله زمان و توجه، ممکن است کاهش پیدا کند. با این حال، پژوهش های جدیدتر نشان می دهند رابطه میان تعداد فرزندان و پیامدهای شناختی و رفتاری پیچیده است و نمی توان آن را صرفا به «تعداد بچه ها» نسبت داد. (PubMed Central (PMC))
اینجاست که تفاوت خانواده بزرگ با خانواده سالم اهمیت پیدا می کند.
ممکن است خانواده ای دو فرزند داشته باشد اما هر دو کودک در فضایی سرشار از رقابت، مقایسه و کمبود عاطفی رشد کنند؛ و خانواده ای چهار فرزند داشته باشد که در آن همکاری، تعلق و مسئولیت پذیری بخشی از زندگی روزمره باشد.
پس مسئله اصلی فقط این نیست که چند فرزند داریم؛ مسئله این است که این چند انسان چگونه در کنار یکدیگر بزرگ می شوند.
از نگاه جامعه شناسی؛ خانواده چندفرزندی یک شبکه اجتماعی کوچک است
جامعه شناسی خانواده به ما یادآوری می کند که خانواده فقط محل زندگی چند فرد نیست؛ یک نظام اجتماعی است.
در خانواده تک فرزندی، بخش مهمی از تعاملات کودک میان والدین و کودک شکل می گیرد. اما با افزایش تعداد فرزندان، روابط افقی میان کودکان نیز گسترده تر می شود. کودک دیگر فقط با «والد» مواجه نیست؛ با فردی تقریبا هم نسل خودش زندگی می کند که باید با او کنار بیاید.
این اتفاق، خانواده را به یک مدرسه کوچک زندگی اجتماعی تبدیل می کند.
خواهر و برادر بزرگ تر می تواند برای کوچک تر نقش الگو داشته باشد؛ کوچک تر نیز می تواند تجربه های تازه ای وارد خانواده کند. در این میان، فرزند اول مسئولیت بیشتری تجربه می کند، فرزند میانی ممکن است مهارت بیشتری در مذاکره و پیدا کردن جایگاه خود در گروه بیاموزد و فرزند کوچک تر نیز در محیطی رشد کند که پیش از او چند تجربه خانوادگی شکل گرفته است.
البته نباید این گزاره ها را به قانون قطعی تبدیل کرد؛ ترتیب تولد به تنهایی شخصیت انسان را تعیین نمی کند. پژوهش های جدید درباره خواهر و برادر نیز بر همین پیچیدگی تاکید دارند و نشان می دهند ساختار خانواده، فرهنگ، تفاوت های فردی و کیفیت روابط، همگی در کنار هم اثرگذارند. (PubMed Central (PMC))
فرزند بیشتر؛ فقط هزینه بیشتر نیست
یکی از خطاهای رایج در بحث فرزندآوری این است که هزینه را فقط با پول اندازه بگیریم.
بله، فرزند بیشتر یعنی هزینه بیشتر؛ اما خانواده فقط یک واحد مصرف کننده نیست. خانواده همچنین تولیدکننده سرمایه انسانی، عاطفی و اجتماعی است.
کودکی که در خانواده ای با چند خواهر و برادر رشد می کند، مجموعه ای از روابط را تجربه می کند که بخشی از آن ها در آینده می توانند به شبکه حمایت خانوادگی تبدیل شوند.
خواهر و برادرها بزرگ می شوند، وارد جامعه می شوند، شغل پیدا می کنند، ازدواج می کنند و صاحب فرزند می شوند؛ اما رابطه خانوادگی همچنان می تواند باقی بماند. به همین دلیل، فرزندآوری را نمی توان صرفا با محاسبه هزینه های کوتاه مدت تحلیل کرد.
البته این سرمایه اجتماعی زمانی شکل می گیرد که رابطه میان فرزندان سالم باشد. پژوهش های خانواده نشان می دهند روابط خواهر و برادری می توانند هم فرصت رشد باشند و هم در صورت وجود تعارض شدید، منبع فشار؛ بنابراین کیفیت رابطه اهمیت اساسی دارد. (PubMed Central (PMC))
روان شناسی والدین هم تغییر می کند
چندفرزندی فقط کودکان را تغییر نمی دهد؛ والدین را هم تغییر می دهد.
والدی که اولین فرزندش را بزرگ می کند، معمولا با حجم زیادی از نگرانی و ناشناخته ها روبه روست. با آمدن فرزندان بعدی، بخشی از تجربه والدگری تبدیل به مهارت می شود. والد یاد می گیرد همه چیز را کنترل نکند، تفاوت های شخصیتی کودکان را بپذیرد و بفهمد که نسخه واحدی برای تربیت همه فرزندان وجود ندارد.
در واقع، چندفرزندی می تواند والد را از تصور «ساختن یک کودک مطابق الگوی ذهنی خود» به سمت شناخت چند انسان متفاوت ببرد.
این شاید یکی از مهم ترین تجربه های روان شناختی والدگری باشد.
اما نباید از سختی ها رمانتیک سازی کرد
یک تحلیل جدی از چندفرزندی نباید مشکلات واقعی را نادیده بگیرد.
خواب کمتر، هزینه های بالاتر، فشار زمانی، مسئولیت تربیتی، دشواری هماهنگ کردن نیازهای متفاوت کودکان و فشار شغلی والدین واقعیت دارند. حتی برخی پژوهش ها نشان داده اند که رابطه تعداد فرزندان با رفاه روانی والدین می تواند در دوره های مختلف زندگی و در جوامع مختلف متفاوت باشد. برای مثال، یک مطالعه طولی اخیر روی سالمندان در یک جامعه روستایی آفریقای جنوبی، تعداد بیشتر فرزندان را با برخی شاخص های نامطلوب تر سلامت روان مرتبط دانست؛ نتیجه ای که نشان می دهد اثر فرزندآوری وابسته به زمینه اقتصادی و اجتماعی زندگی است و نمی توان یک نسخه جهانی ارائه کرد. (PubMed)
پس دفاع از خانواده چندفرزندی نباید به معنای انکار دشواری های آن باشد.
فرزندآوری مسئولانه یعنی پذیرفتن هم زمان عشق و مسئولیت.
مسئله امروز جامعه فقط «چند بچه داشته باشیم؟» نیست
مسئله عمیق تر این است:
چه نوع خانواده ای می خواهیم؟
اگر خانواده را فقط یک واحد اقتصادی ببینیم، طبیعی است که هر فرزند را مجموعه ای از هزینه ها ببینیم.
اما اگر خانواده را یک نهاد اجتماعی و تربیتی بدانیم، فرزند فقط «هزینه» نیست؛ عضوی از شبکه انسانی خانواده و در آینده بخشی از سرمایه اجتماعی جامعه است.
البته این نگاه نباید به فشار اجتماعی بر والدین تبدیل شود. فرزندآوری تصمیمی عمیقا شخصی و خانوادگی است و باید با توجه به شرایط واقعی اقتصادی، روانی، تربیتی و اجتماعی خانواده اتخاذ شود.
اما جامعه نیز اگر خواهان خانواده های پایدارتر و نسل آینده توانمندتر است، نمی تواند همه مسئولیت را بر دوش والدین بگذارد. مسکن، اشتغال، مهدکودک، مدرسه، حمل ونقل، حمایت از مادران و پدران شاغل و کاهش نااطمینانی اقتصادی، بخشی از محیطی هستند که تصمیم خانواده را شکل می دهند. پژوهش های جامعه شناختی نیز نشان داده اند که آثار اندازه خانواده بر پیامدهای کودکان می تواند با شرایط اجتماعی و سیاست های حمایتی تغییر کند. (PubMed Central (PMC))
و شاید مهم ترین بخش ماجرا...
گاهی آدم وقتی می گوید:
«خوشحالم که صاحب چند فرزند شدم»
لزومی ندارد منظورش این باشد که زندگی با چند فرزند ساده تر بوده است.
اتفاقا ممکن است معنایش کاملا برعکس باشد:
زندگی سخت تر شد، شلوغ تر شد، مسئولیت بیشتر شد، نگرانی بیشتر شد؛ اما در عوض، خانه دیگر فقط محل زندگی نبود.
خانه تبدیل شد به یک جهان کوچک؛ با چند خنده، چند شخصیت، چند رویا و چند انسان که هر کدام بخشی از معنای زندگی والدین شدند.
شاید ارزش خانواده چندفرزندی دقیقا در همین تناقض باشد:
فرزند بیشتر الزاما زندگی را آسان تر نمی کند؛ اما می تواند آن را انسانی تر، رابطه مندتر و غنی تر کند—به شرط آنکه تعداد، جای کیفیت را نگیرد.
و شاید برای همین، بحث چندفرزندی را نباید با یک سوال ساده تمام کرد که «چند بچه خوب است؟»
سوال مهم تر این است:
چگونه خانواده ای بسازیم که هر فرزند در آن احساس کند نه یک شماره، نه یک هزینه و نه یک عضو اضافه؛ بلکه یک انسان دوست داشتنی و متعلق به یک خانواده واقعی است؟
این جاست که روان شناسی کودک، جامعه شناسی خانواده و سیاست جمعیتی، به یک نقطه مشترک می رسند: آینده خانواده فقط به تعداد فرزندان وابسته نیست؛ به کیفیت رابطه ای وابسته است که میان آن ها و والدین ساخته می شود. (PubMed Central (PMC))