تعادل سازی حسی در خردسالان اتیسم و اهمیت آن در یادگیری مهارت های زبانی
کودکان دارای اختلال طیف اتیسم (ASD) ممکن است در دریافت، پردازش و پاسخ دهی به محرک های حسی تفاوت هایی داشته باشند. این تفاوت ها می توانند به شکل بیش پاسخ دهی، کم پاسخ دهی یا جست وجوی حسی دیده شوند؛ برای مثال، برخی کودکان نسبت به صداهای محیط واکنش شدید نشان می دهند، در حالی که برخی دیگر نسبت به محرک های اطراف پاسخ کمی دارند یا به دنبال دریافت مکرر تحریک های حرکتی و لمسی هستند.
پردازش حسی با یادگیری و مشارکت کودک ارتباط نزدیکی دارد. یادگیری زبان فقط به توانایی تولید کلمات محدود نمی شود؛ کودک برای یادگیری زبان باید بتواند به محیط توجه کند، گفتار را دریافت و پردازش کند، به فرد مقابل توجه نشان دهد، توجه مشترک برقرار کند و در فعالیت های بازی و تعامل اجتماعی مشارکت داشته باشد. پژوهش ها نشان داده اند که برخی الگوهای متفاوت پردازش حسی با عملکرد زبانی و ارتباطی کودکان دارای اتیسم ارتباط دارند (Tomchek et al., 2015; Watson et al., 2011).
پردازش شنیداری در این میان اهمیت ویژه ای دارد. کودک برای یادگیری زبان باید بتواند صداهای گفتاری را از سایر محرک های محیطی تشخیص دهد و ویژگی های مختلف گفتار را پردازش کند. یافته ها نشان می دهند که تفاوت های پردازش شنیداری در کودکان دارای اتیسم با توانایی زبان دریافتی و یادگیری ضمنی زبان ارتباط دارد (Arnett et al., 2018). بنابراین، محیطی که از نظر حسی برای کودک بیش از حد تحریک کننده یا نامتناسب باشد، ممکن است مشارکت او در تعامل های زبانی را دشوارتر کند.
با این حال، تعادل سازی حسی به معنای حذف تمام محرک ها یا صرفا آرام کردن کودک نیست. هدف اصلی، تنظیم شرایط محیطی و سطح برانگیختگی کودک به شکلی است که بتواند در فعالیت هدفمند مشارکت کند. برای نمونه، کاهش صداهای غیرضروری برای کودکی که بیش حسی شنیداری دارد می تواند شرایط مناسب تری برای توجه به گفتار مربی فراهم کند.
بهتر است فعالیت های حسی نیز مستقیما با اهداف ارتباطی و زبانی ترکیب شوند. برای مثال، هنگام بازی با توپ می توان واژه هایی مانند «توپ»، «بده»، «بگیر» و «بزن» را در موقعیتی طبیعی آموزش داد. در فعالیت های حرکتی نیز دستورهای ساده ای مانند «بیا»، «برو»، «بپر» و «بشین» می توانند در قالب بازی و تکرار آموزش داده شوند. این شیوه باعث می شود کودک زبان را در یک موقعیت واقعی و معنادار تجربه کند.
در عین حال، باید میان تنظیم حسی و مداخله مستقیم زبانی تفاوت قائل شد. تنظیم حسی به تنهایی درمان اختلال زبان نیست؛ بلکه می تواند برای برخی کودکان شرایط لازم برای افزایش مشارکت، توجه و فرصت های یادگیری را فراهم کند. شواهد جدید نیز بر ارتباط پیچیده میان پردازش حسی، بازی، ارتباط اجتماعی و رشد زبان در سال های نخست زندگی تاکید دارند (Moerman et al., 2025).
بنابراین، هدف نهایی یک برنامه حسی موفق نباید صرفا «آرام تر شدن کودک» باشد؛ بلکه باید بررسی شود آیا کودک پس از تنظیم شرایط حسی، بیشتر به فرد مقابل توجه می کند، در بازی مشترک مشارکت بیشتری دارد، درخواست می کند، تقلید می کند و فرصت بیشتری برای دریافت و استفاده از زبان پیدا می کند یا خیر.
منابع
Arnett, A. B., et al. (2018). Brain and Language, 187, 1–8.
Moerman, F., et al. (2025). Infancy, 30(1), e12625.
Tomchek, S. D., Little, L. M., & Dunn, W. (2015). American Journal of Occupational Therapy, 69(5), 6905185040p1–6905185040p10.
Watson, L. R., et al. (2011). Journal of Speech, Language, and Hearing Research, 54(6), 1562–1576.