ارتباطات سلامت؛ چرا سواد سلامت فقط دانستن اطلاعات پزشکی نیست؟

17 شهریور 1405 - خواندن 8 دقیقه - 70 بازدید



سواد سلامت را نمی توان صرفا توانایی خواندن و فهمیدن اطلاعات پزشکی دانست. در دنیای امروز که افراد هر روز با حجم گسترده ای از پیام های سلامت در رسانه ها، شبکه های اجتماعی، وب سایت ها و حتی گفت وگوهای روزمره مواجه هستند، داشتن اطلاعات پزشکی به تنهایی تضمین کننده تصمیم درست و رفتار سالم نیست. مسئله اصلی این است که فرد بتواند اطلاعات سلامت را پیدا کند، درستی و اعتبار آن را ارزیابی کند، معنای آن را بفهمد و در موقعیت واقعی زندگی به تصمیم و رفتار مناسب تبدیل کند.

از این منظر، سواد سلامت یک مفهوم ارتباطی نیز هست.


سواد سلامت از اطلاعات شروع می شود اما به رفتار ختم می شود

ممکن است فردی درباره علائم یک بیماری، روش های پیشگیری یا عوامل خطر اطلاعات زیادی داشته باشد اما در عمل نتواند تصمیم مناسبی بگیرد. چرا؟

زیرا فاصله ای میان «دانستن» و «عمل کردن» وجود دارد.

این فاصله می تواند تحت تاثیر عوامل مختلفی مانند اعتماد، تجربه شخصی، فرهنگ، وضعیت اقتصادی، دسترسی به خدمات، کیفیت ارتباط با کارکنان سلامت و نوع پیام هایی که فرد از رسانه ها دریافت می کند قرار گیرد.

بنابراین، سواد سلامت را باید فرایندی دانست که از دسترسی به اطلاعات آغاز می شود و از مسیر درک، ارزیابی و تصمیم گیری به رفتار سلامت می رسد.

در این نگاه، ارتباطات سلامت نقش واسطه ای مهم میان دانش و رفتار ایفا می کند.


چرا اطلاعات پزشکی به تنهایی کافی نیست؟

یکی از اشتباهات رایج در ارتباطات سلامت این است که تصور کنیم اگر اطلاعات بیشتری در اختیار مردم قرار دهیم، رفتار آنها نیز الزاما تغییر خواهد کرد.

اما تجربه نظام های سلامت نشان می دهد که مسئله همیشه کمبود اطلاعات نیست.

گاهی مردم اطلاعات دارند اما به آن اعتماد نمی کنند.

گاهی اطلاعات را درست متوجه نمی شوند.

گاهی پیام با زبان و فرهنگ مخاطب هماهنگ نیست.

گاهی منابع مختلف اطلاعات متناقضی ارائه می کنند.

و گاهی فرد اطلاعات صحیح را می داند اما شرایط زندگی او امکان تبدیل آن اطلاعات به رفتار سلامت را فراهم نمی کند.

بنابراین، ارتباط موثر سلامت فقط انتقال پیام نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که مخاطب بتواند پیام را بفهمد، درباره آن فکر کند، به آن اعتماد کند و در صورت امکان آن را در زندگی خود به کار بگیرد.


سواد سلامت در عصر شبکه های اجتماعی

گسترش شبکه های اجتماعی مفهوم سواد سلامت را پیچیده تر کرده است.

در گذشته، بخش مهمی از اطلاعات سلامت از مسیر پزشک، پرستار، کتاب، بروشور، تلویزیون و رسانه های رسمی به مردم منتقل می شد. امروز هر کاربر می تواند هم دریافت کننده و هم تولیدکننده پیام سلامت باشد.

یک تجربه شخصی، یک توصیه پزشکی، یک ویدئوی کوتاه یا حتی یک ادعای بدون پشتوانه علمی می تواند در مدت کوتاهی به هزاران یا میلیون ها نفر برسد.

در چنین محیطی، سواد سلامت دیگر فقط به معنای فهم یک متن پزشکی نیست؛ بلکه شامل توانایی تشخیص منبع معتبر، شناسایی ادعاهای گمراه کننده، مقایسه منابع، ارزیابی شواهد و مقاومت در برابر اطلاعات نادرست نیز می شود.

اینجاست که سواد سلامت با مفهوم «سواد رسانه ای» پیوند می خورد.


اعتماد؛ حلقه گمشده سواد سلامت

حتی بهترین پیام سلامت نیز زمانی می تواند اثرگذار باشد که مخاطب به منبع آن اعتماد داشته باشد.

اعتماد عمومی به نظام سلامت، اعتماد به پزشک و پرستار، اعتماد به رسانه و اعتماد به نهاد تولیدکننده پیام، همگی می توانند بر نحوه دریافت و تفسیر پیام سلامت اثر بگذارند.

برای مثال، اگر مردم نسبت به یک سازمان سلامت اعتماد نداشته باشند، انتشار مکرر اطلاعات رسمی لزوما موجب افزایش پذیرش پیام نخواهد شد.

از این رو، افزایش سواد سلامت جامعه بدون توجه به مسئله اعتماد عمومی، رویکردی ناقص است.

ارتباطات سلامت باید همزمان دو کار انجام دهد: اطلاعات معتبر ارائه کند و اعتماد لازم برای پذیرش و استفاده از آن اطلاعات را ایجاد کند.


زبان پیام به اندازه محتوای پیام اهمیت دارد

یکی دیگر از ابعاد مهم سواد سلامت، قابل فهم بودن پیام است.

متخصصان سلامت معمولا با مفاهیم پیچیده علمی و پزشکی سروکار دارند، اما مخاطب عمومی الزاما با این زبان آشنا نیست.

اگر پیام سلامت با اصطلاحات تخصصی، جمله های پیچیده و بدون توجه به سطح دانش مخاطب ارائه شود، حتی اطلاعات کاملا صحیح نیز ممکن است به درستی فهمیده نشود.

بنابراین، ساده سازی زبان به معنای کاهش اعتبار علمی پیام نیست.

برعکس، یکی از نشانه های ارتباط حرفه ای این است که یک مفهوم علمی پیچیده بتواند بدون تحریف، به زبانی روشن و قابل فهم برای مخاطب عمومی منتقل شود.


از مخاطب منفعل تا مشارکت کننده

در رویکرد سنتی، مخاطب سلامت بیشتر دریافت کننده پیام تلقی می شد. سازمان اطلاعات را تولید می کرد و مخاطب آن را دریافت می کرد.

اما ارتباطات سلامت نوین به سمت ارتباط دوسویه و مشارکتی حرکت می کند.

مردم باید بتوانند سوال بپرسند، نگرانی های خود را بیان کنند، تجربه هایشان را منتقل کنند و در فرایند ارتباط نقش داشته باشند.

در این چارچوب، «شنیدن» به اندازه «گفتن» اهمیت پیدا می کند.

سازمان سلامت اگر فقط پیام تولید کند اما نداند مردم چه می گویند، چه چیزی را نمی فهمند، به چه چیزی اعتماد ندارند و از چه موضوعی نگران هستند، نمی تواند یک نظام ارتباطی موثر ایجاد کند.


نقش روابط عمومی در ارتقای سواد سلامت

روابط عمومی سازمان های سلامت می تواند در ارتقای سواد سلامت جامعه نقشی فراتر از انتشار خبر ایفا کند.

شناخت مخاطب، تحلیل نیازهای اطلاعاتی، تولید محتوای قابل فهم، انتخاب رسانه مناسب، پایش بازخوردهای اجتماعی، شناسایی اطلاعات نادرست و ایجاد ارتباط دوسویه با جامعه، بخشی از این نقش است.

روابط عمومی سلامت باید بتواند میان زبان تخصصی نظام سلامت و زبان روزمره جامعه پل ارتباطی ایجاد کند.

این نقش به ویژه در زمان بحران های سلامت اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ زمانی که سرعت انتشار اطلاعات افزایش می یابد و مردم برای تصمیم گیری به منابع متعدد مراجعه می کنند.


سواد سلامت؛ یک مسئولیت فردی یا اجتماعی؟

سواد سلامت را نباید صرفا مسئولیتی بر دوش فرد دانست.

اگر پیام های رسمی پیچیده باشند، اطلاعات معتبر به آسانی در دسترس نباشد، منابع مختلف اطلاعات متناقض ارائه کنند یا ارتباط میان مردم و نظام سلامت ضعیف باشد، نمی توان تمام مسئولیت را متوجه مخاطب کرد.

ارتقای سواد سلامت یک مسئولیت مشترک میان فرد، خانواده، نظام سلامت، رسانه، مدرسه، دانشگاه، سازمان های اجتماعی و سیاست گذاران است.

جامعه ای باسوادتر از نظر سلامت، فقط جامعه ای نیست که افراد آن اطلاعات پزشکی بیشتری دارند؛ بلکه جامعه ای است که در آن اطلاعات معتبر قابل دسترس، قابل فهم و قابل اعتماد است و افراد امکان استفاده از آن را برای تصمیم گیری دارند.


جمع بندی

سواد سلامت بسیار فراتر از دانستن اطلاعات پزشکی است.

فرد باسواد از نظر سلامت باید بتواند اطلاعات مورد نیاز خود را پیدا کند، منبع آن را ارزیابی کند، پیام را بفهمد، میان اطلاعات معتبر و گمراه کننده تمایز قائل شود، درباره آن تصمیم بگیرد و در صورت فراهم بودن شرایط، آن را به رفتار مناسب تبدیل کند.

از همین منظر، ارتباطات سلامت یکی از زیرساخت های اصلی ارتقای سواد سلامت جامعه است.

هدف ارتباطات سلامت نباید فقط این باشد که مردم «بیشتر بدانند»؛ هدف مهم تر این است که مردم بهتر بفهمند، آگاهانه تر انتخاب کنند و مسئولانه تر عمل کنند.

در نهایت، سواد سلامت زمانی معنا پیدا می کند که دانش به فهم، فهم به تصمیم و تصمیم به رفتار سالم تبدیل شود.


احمد عامری

پژوهشگر حوزه ارتباطات سلامت