قیام تنباکو: دولت، روحانیت و شکل گیری نخستین ائتلاف اجتماعی ضد استبداد

12 شهریور 1405 - خواندن 17 دقیقه - 52 بازدید

مقدمه

قیام تنباکو (۱۳۰۹–۱۳۱۰ق/۱۸۹۱–۱۸۹۲م) یکی از مهم ترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران به شمار می رود که بسیاری از پژوهشگران آن را نخستین تجربه موفق بسیج فراگیر اجتماعی علیه اقتدار دولت مرکزی و نفوذ قدرت های خارجی دانسته اند. اهمیت این رخداد تنها در لغو امتیاز انحصار تنباکو خلاصه نمی شود، بلکه در پیامدهای اجتماعی، سیاسی و نهادی آن نهفته است؛ پیامدهایی که زمینه های شکل گیری انقلاب مشروطه و تحول فرهنگ سیاسی ایرانیان را فراهم ساخت. برخلاف روایت های سنتی که قیام تنباکو را عمدتا واکنشی مذهبی به یک قرارداد اقتصادی تلقی می کنند، جامعه شناسی تاریخی این جنبش را نتیجه تعامل میان بحران مشروعیت دولت قاجار، گسترش نارضایتی اقتصادی، افزایش ظرفیت شبکه های اجتماعی سنتی و شکل گیری ائتلافی میان روحانیت، بازار، تجار و اقشار شهری می داند. در این نگاه، رویدادهای تاریخی نه محصول تصمیم یک فرد یا حادثه ای مقطعی، بلکه برآیند فرآیندهای بلندمدت ساختاری و کنش جمعی هستند.

در نیمه دوم قرن نوزدهم، دولت قاجار با بحران های مالی، ضعف اداری، وابستگی فزاینده به قدرت های خارجی و کاهش اقتدار سیاسی روبه رو بود. اعطای امتیازهای اقتصادی گسترده به اتباع خارجی، به ویژه امتیاز تنباکو به شرکت انگلیسی، نه تنها منافع اقتصادی تجار و کشاورزان را تهدید کرد، بلکه احساس تحقیر ملی و بی اعتمادی عمومی نسبت به دولت را نیز افزایش داد. چنین شرایطی، مرجعیت دینی، بازار و شبکه های سنتی توانستند با اتکا به سرمایه اجتماعی موجود، اعتراضی فراگیر را سازمان دهی کنند و برای نخستین بار نوعی ائتلاف اجتماعی ضد استبداد را شکل دهند.

از منظر جامعه شناسی تاریخی، قیام تنباکو آغاز شکل گیری الگوی جدیدی از کنش سیاسی در ایران بود که در آن، مشروعیت اجتماعی و شبکه های میانجی جایگزین اقتدار انحصاری دولت شدند. این تحول بعدها در انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی نیز در قالب های متفاوت تکرار شد. پرسش اصلی مقاله حاضر آن است که قیام تنباکو چگونه در پرتو بحران مشروعیت دولت قاجار و شکل گیری ائتلاف میان روحانیت، بازار و تجار، به نخستین تجربه موفق بسیج اجتماعی ضد استبداد تبدیل شد و چه میراثی برای تحولات بعدی تاریخ معاصر ایران بر جای گذاشت؟ مقاله با رویکرد جامعه شناسی تاریخی و روش تحلیلی–توصیفی، به بررسی این پرسش می پردازد.

دولت قاجار و بحران مشروعیت؛ زمینه ساختاری قیام تنباکو

از دیدگاه جامعه شناسی تاریخی، هیچ جنبش اجتماعی بزرگی را نمی توان بدون مطالعه ساختار دولت و ظرفیت نهادی آن تحلیل کرد. تدا اسکاچپول معتقد است که بسیاری از تحولات سیاسی زمانی رخ می دهند که دولت با بحران ظرفیت اجرایی، کاهش مشروعیت و ناتوانی در مدیریت تعارض های اجتماعی مواجه شود. قیام تنباکو نیز در چنین بستری شکل گرفت. دولت قاجار در دهه های پایانی سده نوزدهم با مشکلات عمیق مالی، ضعف بوروکراسی، وابستگی به وام های خارجی و کاهش اقتدار سیاسی روبه رو بود؛ وضعیتی که توان دولت را برای اعمال اقتدار موثر و جلب رضایت اجتماعی به شدت کاهش داده بود.

سلطنت ناصرالدین شاه اگرچه از نظر طول مدت حکومت یکی از طولانی ترین دوره های قاجار بود، اما در نیمه دوم آن، نشانه های آشکار بحران ساختاری نمایان شد. هزینه های سنگین دربار، ناکارآمدی نظام مالیاتی، فساد اداری و نبود نظام اداری مدرن موجب شد دولت برای تامین منابع مالی، به اعطای امتیازهای اقتصادی به اتباع خارجی روی آورد. امتیاز رویتر، امتیاز بانک شاهنشاهی و سرانجام امتیاز انحصار تنباکو، نمونه هایی از این سیاست بودند که نه تنها استقلال اقتصادی کشور را تضعیف کردند، بلکه احساس وابستگی سیاسی دولت به قدرت های خارجی را در افکار عمومی تقویت نمودند.

از منظر ماکس وبر، مشروعیت دولت زمانی پایدار می ماند که فرمانروایی از نظر شهروندان موجه تلقی شود. در اواخر دوره ناصری، این مشروعیت به دلایل مختلف رو به افول گذاشته بود. دولت دیگر نه قادر به تامین امنیت اقتصادی بود، نه از استقلال سیاسی کافی برخوردار بود و نه توانسته بود رضایت گروه های اثرگذار جامعه، از جمله روحانیت و بازار، را حفظ کند. در نتیجه، شکاف میان دولت و جامعه به تدریج گسترش یافت.

اعطای امتیاز انحصار خرید، فروش و صادرات تنباکو به شرکت انگلیسی به ریاست تالبوت، نقطه اوج این بحران مشروعیت بود. تنباکو کالایی راهبردی در اقتصاد ایران محسوب می شد و هزاران کشاورز، تاجر و صنعتگر از طریق آن امرار معاش می کردند. واگذاری انحصار این محصول به یک شرکت خارجی، نه تنها منافع اقتصادی گروه های گسترده ای از جامعه را تهدید کرد، بلکه نوعی تعرض به استقلال اقتصادی و حاکمیت ملی نیز تلقی شد.

از دیدگاه جامعه شناسی تاریخی، اهمیت این رویداد در آن است که بحران اقتصادی، بحران مشروعیت و بحران هویت ملی به طور هم زمان بر یکدیگر منطبق شدند و زمینه را برای بسیج اجتماعی فراهم کردند. به تعبیر چارلز تیلی، جنبش های اجتماعی زمانی شکل می گیرند که فرصت های سیاسی با شبکه های اجتماعی و منابع بسیج هم زمان شوند. در ایران اواخر قاجار، ضعف دولت دقیقا چنین فرصتی را برای کنشگران اجتماعی فراهم ساخت.

همچنین باید توجه داشت که بحران دولت تنها ناشی از ضعف مالی نبود، بلکه به فقدان نهادهای واسط میان حکومت و جامعه نیز مربوط می شد. دولت قاجار فاقد احزاب، شوراها یا نهادهای مشارکتی بود و ارتباط آن با جامعه عمدتا از طریق ساختارهای سنتی برقرار می شد. در چنین فضایی، هنگامی که اعتماد عمومی نسبت به دولت کاهش یافت، جامعه به طور طبیعی به نهادهای دارای مشروعیت تاریخی، یعنی روحانیت، بازار و شبکه های محلی، روی آورد. این جابه جایی مرجعیت سیاسی، یکی از مهم ترین زمینه های جامعه شناختی شکل گیری قیام تنباکو بود؛ زیرا اعتراض را از سطح نارضایتی فردی به کنش جمعی سازمان یافته ارتقا داد و نخستین تجربه ائتلاف گسترده اجتماعی علیه استبداد را رقم زد.

نقش روحانیت، بازار و تجار در شکل گیری نخستین ائتلاف اجتماعی ضد استبداد

یکی از مهم ترین ویژگی های قیام تنباکو، شکل گیری ائتلافی کم سابقه میان گروه های مختلف اجتماعی بود؛ ائتلافی که توانست برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران، قدرت دولت را در برابر یک کنش جمعی سازمان یافته به چالش بکشد. جامعه شناسی تاریخی این ائتلاف را صرفا نتیجه صدور یک فتوای دینی یا واکنش اقتصادی به یک امتیاز استعماری نمی داند، بلکه آن را محصول هم گرایی تدریجی منافع، ارزش ها و شبکه های اجتماعی می شمارد که طی دهه های پیش از قیام شکل گرفته بودند. این هم گرایی میان روحانیت، بازار، تجار، پیشه وران و بخشی از نخبگان شهری، سرمایه اجتماعی لازم برای بسیج عمومی را فراهم کرد و به جنبش تنباکو ماهیتی فراتر از یک اعتراض صنفی بخشید.

از منظر جامعه شناسی تاریخی، روحانیت شیعه در اواخر دوره قاجار تنها یک نهاد مذهبی نبود، بلکه نهادی اجتماعی با گسترده ترین شبکه ارتباطی در سراسر کشور محسوب می شد. استقلال نسبی مالی روحانیت از دولت، اتکای آن به وجوهات شرعی و پیوند نزدیک با مردم، جایگاهی متمایز برای آن ایجاد کرده بود. این استقلال موجب شد که برخلاف بسیاری از نهادهای رسمی، روحانیت بتواند در مواقع بحرانی بدون وابستگی به حکومت وارد عرصه عمومی شود و نقش میانجی میان جامعه و قدرت سیاسی را ایفا کند.

اوج این نقش در صدور فتوای تاریخی میرزای شیرازی آشکار شد. فتوای تحریم استعمال تنباکو، علاوه بر جنبه فقهی، نوعی کنش سیاسی و اجتماعی نیز بود که توانست رفتار میلیون ها نفر را در زمانی کوتاه تغییر دهد. اهمیت جامعه شناختی این فتوا در آن بود که نشان داد مشروعیت دینی، هنگامی که با اعتماد اجتماعی همراه شود، می تواند از اقتدار رسمی دولت نیز اثرگذارتر باشد. به تعبیر وبر، این نوع نفوذ را می توان ترکیبی از مشروعیت سنتی و اقتدار کاریزماتیک دانست؛ اقتداری که نه بر زور، بلکه بر پذیرش داوطلبانه مردم استوار است.

در کنار روحانیت، بازار و تجار نیز ستون دوم این ائتلاف اجتماعی بودند. بازار در ایران قاجاری صرفا محل مبادله کالا نبود، بلکه نهادی اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی به شمار می رفت که میان اصناف، روحانیان، خیران و مردم پیوند برقرار می کرد. تجار بزرگ نه تنها از نظر اقتصادی متضرر اصلی امتیاز تنباکو بودند، بلکه واگذاری انحصار تجارت به یک شرکت خارجی را تهدیدی برای منزلت اجتماعی و استقلال اقتصادی خود تلقی می کردند. از این رو، آنان با حمایت مالی از اعتراض ها، تعطیلی بازارها و ایجاد هماهنگی میان اصناف، نقش مهمی در سازمان دهی جنبش ایفا کردند.

پیوند میان روحانیت و بازار نیز سابقه ای طولانی داشت. بسیاری از فعالیت های اقتصادی بازار با حمایت نهادهای مذهبی انجام می شد و متقابلا بازار نیز از مدارس دینی، مساجد و فعالیت های مذهبی پشتیبانی می کرد. این رابطه تاریخی سبب شد که هنگام بروز بحران، این دو نهاد بتوانند به سرعت ظرفیت های خود را برای بسیج اجتماعی به کار گیرند. از دیدگاه چارلز تیلی، موفقیت جنبش های اجتماعی بیش از هر چیز به وجود «شبکه های بسیج» وابسته است؛ یعنی شبکه هایی که امکان انتقال اطلاعات، هماهنگی کنش ها و اعتماد متقابل را فراهم می کنند. در قیام تنباکو، مسجد، بازار، هیئت های مذهبی و انجمن های صنفی دقیقا چنین کارکردی داشتند.

از سوی دیگر، تجار و پیشه وران با تعطیلی بازارها و تحریم خرید و فروش تنباکو، هزینه اقتصادی اجرای امتیاز را برای دولت و شرکت خارجی به شدت افزایش دادند. این اقدام نشان می دهد که مقاومت اجتماعی تنها در قالب اعتراض خیابانی شکل نگرفت، بلکه از ابزارهای اقتصادی نیز بهره برد. در واقع، نوعی هم افزایی میان قدرت اقتصادی بازار و مشروعیت اجتماعی روحانیت به وجود آمد که دولت قاجار فاقد توان مقابله با آن بود.

نکته مهم دیگر، گسترش تدریجی دامنه ائتلاف بود. اگرچه اعتراض در ابتدا از سوی تجار و روحانیان آغاز شد، اما به تدریج کشاورزان، پیشه وران، زنان، طلاب و اقشار مختلف شهری نیز به آن پیوستند. حضور زنان در تحریم مصرف تنباکو و مشارکت آنان در اعتراض های مردمی، نشان داد که جنبش از مرزهای نخبگان فراتر رفته و به یک جنبش اجتماعی فراگیر تبدیل شده است. از منظر جامعه شناسی تاریخی، این گسترش افقی ائتلاف یکی از عوامل اصلی موفقیت جنبش بود؛ زیرا مشروعیت آن را در سطح جامعه افزایش داد و امکان سرکوب مستقیم را برای دولت کاهش داد.

به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران، قیام تنباکو را نخستین تجربه موفق ائتلاف میان نیروهای مذهبی، اقتصادی و مردمی علیه دولت استبدادی می دانند؛ الگویی که بعدها در انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت و حتی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نیز، با تفاوت هایی، تکرار شد. از این منظر، اهمیت تاریخی قیام تنباکو تنها در لغو یک امتیاز اقتصادی نیست، بلکه در ایجاد الگویی نوین از همکاری میان نهادهای اجتماعی مستقل برای تحقق مطالبات عمومی است.

شکل گیری سرمایه اجتماعی و بسیج عمومی؛ از اعتراض اقتصادی تا جنبش ملی

یکی از مفاهیم بنیادین در جامعه شناسی تاریخی، سرمایه اجتماعی است؛ مفهومی که به شبکه های اعتماد، همکاری، هنجارهای مشترک و روابط اجتماعی میان افراد و گروه ها اشاره دارد. هرچند این مفهوم در ادبیات معاصر بیشتر با آثار پی یر بوردیو، جیمز کلمن و رابرت پاتنام شناخته می شود، اما مطالعه تاریخی قیام تنباکو نشان می دهد که عناصر سرمایه اجتماعی در جامعه ایران اواخر دوره قاجار نیز نقش تعیین کننده ای در شکل گیری کنش جمعی داشته اند. موفقیت این جنبش را نمی توان تنها با ارجاع به بحران اقتصادی یا صدور یک فتوا توضیح داد؛ بلکه باید آن را نتیجه وجود شبکه های اجتماعی متراکم و اعتماد گسترده میان نهادهای سنتی و مردم دانست.

در جامعه ایران قرن نوزدهم، مسجد، بازار، تکایا، هیئت های مذهبی، مدارس دینی و انجمن های صنفی، مهم ترین کانون های ارتباط اجتماعی محسوب می شدند. این نهادها افزون بر کارکردهای مذهبی یا اقتصادی، نقش مهمی در انتقال اخبار، شکل دهی افکار عمومی و سازمان دهی اعتراض های جمعی داشتند. هنگامی که فتوای تحریم تنباکو صادر شد، همین شبکه ها موجب شدند پیام در مدت کوتاهی به شهرهای مختلف برسد و بدون وجود ابزارهای ارتباطی مدرن، هماهنگی قابل توجهی میان کنشگران اجتماعی ایجاد شود.

از دیدگاه تیلی، جنبش های اجتماعی زمانی موفق می شوند که سه عنصر «فرصت سیاسی»، «منابع بسیج» و «چارچوب مشترک معنایی» هم زمان فراهم باشند. در قیام تنباکو، ضعف دولت قاجار فرصت سیاسی را فراهم کرد؛ بازار، روحانیت و اصناف منابع بسیج را در اختیار داشتند؛ و دفاع از استقلال اقتصادی و دینی کشور نیز چارچوب معنایی مشترکی بود که اقشار مختلف را گرد هم آورد. همین هم زمانی، اعتراضی محدود را به جنبشی ملی تبدیل کرد.

از منظر جامعه شناسی تاریخی، اهمیت این سرمایه اجتماعی در آن بود که برای نخستین بار نشان داد جامعه ایران قادر است مستقل از دولت، کنش جمعی سازمان یافته تولید کند. این تجربه بعدها به یکی از مهم ترین سرمایه های تاریخی جامعه ایران در آستانه انقلاب مشروطه تبدیل شد.

میراث تاریخی قیام تنباکو برای انقلاب مشروطه؛ تداوم یک الگوی کنش جمعی

از منظر جامعه شناسی تاریخی، اهمیت بسیاری از رویدادها نه در نتایج کوتاه مدت آنها، بلکه در تاثیری است که بر مسیر تحولات بعدی جامعه می گذارند. در ادبیات این حوزه، از این پدیده با عنوان وابستگی به مسیر یاد می شود؛ بدین معنا که برخی رخدادهای تاریخی، الگوها، نهادها و تجربیاتی را ایجاد می کنند که بر رویدادهای آینده اثر می گذارند. قیام تنباکو را می توان یکی از مهم ترین نقاط عطفی دانست که مسیر تحولات سیاسی ایران را در آستانه قرن بیستم تغییر داد و زمینه های ذهنی، اجتماعی و سازمانی انقلاب مشروطه را فراهم ساخت.

نخستین میراث این جنبش، اثبات امکان محدود کردن قدرت دولت از طریق کنش جمعی بود. تا پیش از قیام تنباکو، دولت قاجار در ذهن بسیاری از مردم نهادی غیرقابل چالش تلقی می شد. موفقیت جنبش در وادار کردن ناصرالدین شاه به لغو امتیاز تنباکو نشان داد که اقتدار دولت مطلق نیست و جامعه می تواند در برابر تصمیم های حکومت مقاومت کند. این تجربه، نوعی خودآگاهی سیاسی جدید در میان نیروهای اجتماعی ایجاد کرد و اعتمادبه نفس لازم برای مطالبه اصلاحات گسترده تر را فراهم آورد.

دومین میراث مهم قیام، تقویت نقش نهادهای واسط میان دولت و جامعه بود. روحانیت، بازار و اصناف در جریان این جنبش نشان دادند که قادرند مستقل از دولت سازمان دهی اجتماعی انجام دهند و مطالبات عمومی را نمایندگی کنند. همین شبکه ها در جریان انقلاب مشروطه نیز نقش محوری ایفا کردند. بسیاری از رهبران مشروطه، تجربه تنباکو را نخستین نمونه موفق بسیج اجتماعی می دانستند و از همان الگو برای سازمان دهی اعتراض ها بهره گرفتند.

سومین میراث، تقویت پیوند میان هویت دینی و مطالبات سیاسی بود. در قیام تنباکو، دین صرفا ابزار مشروعیت بخشی نبود، بلکه بستری برای بسیج اجتماعی و دفاع از منافع عمومی محسوب می شد. این تجربه بعدها در مشروطه نیز تداوم یافت؛ جایی که بخش مهمی از روحانیت از ایده عدالت خانه و محدود شدن قدرت استبدادی حمایت کرد. از این منظر، قیام تنباکو نشان داد که نهادهای دینی می توانند در شرایط خاص به بازیگران موثر عرصه عمومی تبدیل شوند.

چهارمین میراث این جنبش، شکل گیری سرمایه اجتماعی ملی بود. برای نخستین بار، گروه هایی از شهرهای مختلف ایران در یک اعتراض مشترک مشارکت کردند و احساس تعلق به یک مسئله ملی را تجربه نمودند. این تجربه، زمینه ساز گسترش مفهوم «منافع عمومی» و «امر ملی» در فضای سیاسی ایران شد. به بیان دیگر، اعتراض به امتیاز تنباکو از یک مسئله اقتصادی فراتر رفت و به نمادی از دفاع از استقلال و حاکمیت ملی تبدیل شد.

از دیدگاه جامعه شناسی تاریخی، انقلاب مشروطه را نمی توان بدون توجه به تجربه تنباکو فهمید. بسیاری از عناصر کلیدی مشروطه از جمله ائتلاف روحانیت و بازار، استفاده از شبکه های اجتماعی سنتی، مطالبه محدودسازی قدرت دولت و بسیج فراگیر شهری نخستین بار در جنبش تنباکو آزموده شدند. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران این جنبش را «پیش درآمد مشروطه» یا «نخستین تمرین جامعه مدنی ایران» نامیده اند.

نتیجه گیری

قیام تنباکو را می توان یکی از مهم ترین نقاط آغازین تاریخ سیاسی معاصر ایران و نخستین تجربه موفق بسیج اجتماعی فراگیر علیه اقتدار دولت و نفوذ خارجی دانست. تحلیل این رویداد از منظر جامعه شناسی تاریخی نشان می دهد که جنبش تنباکو صرفا واکنشی به یک امتیاز اقتصادی نبود، بلکه نتیجه تعامل میان بحران مشروعیت دولت قاجار، نارضایتی اقتصادی، شبکه های اجتماعی سنتی و ائتلاف میان روحانیت، بازار و تجار بود. ضعف ساختاری دولت، همراه با برخورداری نهادهای اجتماعی از مشروعیت و سرمایه اجتماعی، شرایطی را فراهم کرد که اعتراضی محدود به جنبشی ملی و اثرگذار تبدیل شود.

پاسخ به پرسش اصلی مقاله آن است که موفقیت قیام تنباکو در درجه نخست ناشی از شکل گیری ائتلافی میان نیروهای اجتماعی دارای مشروعیت و برخوردار از شبکه های ارتباطی گسترده بود. روحانیت، بازار و اصناف توانستند با بهره گیری از سرمایه اجتماعی موجود، مطالبات پراکنده را به کنش جمعی سازمان یافته تبدیل کنند و دولت را وادار به عقب نشینی نمایند. این تجربه نه تنها مشروعیت سیاسی دولت قاجار را به چالش کشید، بلکه الگویی جدید از مشارکت و بسیج اجتماعی را در ایران بنیان نهاد.

از منظر تاریخی، مهم ترین میراث قیام تنباکو انتقال این تجربه به انقلاب مشروطه و سایر جنبش های سیاسی قرن بعد بود. به همین دلیل، می توان قیام تنباکو را نخستین نمونه موفق ائتلاف اجتماعی ضد استبداد در ایران معاصر و یکی از نقاط آغازین شکل گیری جامعه سیاسی جدید ایرانی دانست.

منابع

آبراهامیان، یرواند (1377). ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی.

آدمیت، فریدون (1354). اندیشه ترقی و حکومت قانون در عصر سپهسالار. تهران: خوارزمی.

کدی، نیکی (1369). ریشه های انقلاب ایران. ترجمه عبدالرحیم گواهی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

ناظم الاسلام کرمانی، محمد (1383). تاریخ بیداری ایرانیان. تهران: نشر آگاه.

وبر، ماکس (1389). اقتصاد و جامعه. ترجمه عباس منوچهری. تهران: نشر نی.

Mahoney, J. (2000). “Path Dependence in Historical Sociology.” Theory and Society, 29(4), 507–548.

Skocpol, T. (1979). States and Social Revolutions. Cambridge University Press.

Tilly, C. (2004). Social Movements, 1768–2004. Boulder: Paradigm Publishers.

Weber, M. (1978). Economy and Society. Berkeley: University of California Press.