درمحمد دادخواه
20 یادداشت منتشر شدهسیاست در نگرش های گوناگون
سیاست برای هرکس تعریف متفاوت دارد. گفتمان پیرامون واژه «سیاست» منظور و اهداف متمایز را دنبال می کند. هرکس با توجه با برداشت خود می تواند «سیاست» را تعریف کند.
تعدادی «دلباخته» سیاست هستند. سیاست جز هیجان چیزی دیگری برای آن ها نیست. مثال هیاهو و هیجانات که اکثرا مردم عوام و پیروان در پیروزی انتخابات برای یک نامزد انجام می دهند.
برخی دیگر «شیفته» سیاست اند. مسایل و پیامدهای سیاسی را مهم می شمارند و «دایم» پی گیری تحولات سیاسی هستند. اقشار متفاوت جامعه می تواند شیفته سیاست باشند؛ چون دانستن تحوالات سیاسی بر کسب و کار و زندگی آن ها مهم تلقی می شود.
عده ای دیگر در «دشمنی» با سیاست قرار می گیرند. زیرا تحولات سیاسی که منجر به خشونت، ناعدالتی، ترور و ... می شود، سیاست را در چشم آن ها به یک پیشه، علم، هنر و مفهوم پلید تبدیل کرده است. این طبقه هرکجا از سیاست سخن برآید، آن ها فریب و نیرنگ عنوان می کنند.
در نهایت گروهی نسبت به سیاست «بی اعتنا» برخورد می کنند. برای این طبقه سیاست معنای ندارد؛ زیرا نمی خواهند به آن بپردازند و خود را درگیر مسایل پیچیده ای سیاسی کنند.
در کل سیاست چهره های متفاوتی دارد. هم می تواند خیرآفرین و هم می تواند شرآفرین باشد. بستگی به این دارد که چه کسی با چه روشی از آن در جهت رسیدن به اهداف و مدیریت امور استفاده می کند.