درمحمد دادخواه
21 یادداشت منتشر شدهثروت و اهمیت آن از عینک اقتصاد سیاسی
اقتصاد اصلی ترین بخش برای استمرار سیاست در جامعه است. متولیان سیاسی پس از استقرار بر نظام سیاسی (قدرت)، سعی می کنند استمرار یا دوام داشته باشند. تدوام آنها بر عوامل گوناگون چون اقتصاد، مشروعیت و مشارکت شهروندان در دولت وابسته است.
یکی از موارد مهم برای ادامه حیات سیاسی نظام ها، ثروت اقتصادی آنها است. ثروت در اقتصاد سیاسی دولت ها به چند بخش عمده قابل تمییز است.
ثروت پولی: اسکناس و ثروت که دولت آنرا برای مبادلات اختراع می کند و به آسانی تولید می شود.
ثروت فیزیکی: مادیات و اجناس زیر حاکمیت دولت در سرزمین آن را شامل می شود؛ که نسبت به ثروت پولی، تولید و بازیافت آن سخت تر است.
ثروت انسانی: نخبگان، عوام و توده را در بر می گیرد؛ که تولید آن به سرعت و آسانی نبوده بلکه زمانبر و هزینه بر است. این ثروت از مهمترین دارایی های دولت به حساب می رود. چرا که نیروی بشری از عوامل تولید و رشد و انکشاف دولت هاست. هرگاه نخبگان و کادرها و متخصصان در بخش امور عمومی و خصوصی از بین برود، دولت مجبور است با وام نیروی بشری از دیگر دولت ها، چرخه رشد و توسعه اقتصادی خود را به حرکت بیاورد.
سرمایه اجتماعی: اعتماد، دموکراسی، مشروعیت، توسعه و... در این دسته قرار می گیرند. دولت ها برای جلوگیری از بحران های سیاسی، باید دست به اعتماد سازی و کسب مشروعیت در درون مردم بزنند. توسعه بعنوان مهمترین شاخص سرمایه اجتماعی، برای دولت ها مهم است. برای رسیدن به توسعه، دستگاه سیاست گذاری باید رفاه شهروندان و اعتماد آنها در قبال دولت را کمایی کند.