جنگ و بازتعریف ماموریت دانشگاه؛ علم در خدمت بقا، امنیت و بازسازی ملی

8 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 25 بازدید

تهران- ایرنا- در بزنگاه های تاریخی، کشورها تنها با اتکا به قدرت سخت از بحران عبور نکرده اند؛ آنچه مسیر بقا و بازسازی را هموار کرده، «قدرت دانایی» و نهادهایی بوده که این قدرت را تولید و هدایت می کنند، در چنین شرایطی دانشگاه نه صرفا محل آموزش، بلکه «نهاد راهبر» در مدیریت بحران، تقویت تاب آوری و طراحی آینده است.

امروز که سایه تنش های نظامی بر منطقه سنگینی می کند، بازخوانی ماموریت دانشگاه و برجسته سازی نقش اساتید، ضرورتی راهبردی است.

دانشگاه؛ از آموزش تا راهبری بحران

کارویژه سنتی دانشگاه ها—آموزش و پژوهش—در شرایط عادی تعریف می شود؛ اما در وضعیت جنگی، این کارویژه ها به «راهبری بحران» ارتقا می یابد. دانشگاه می تواند با تولید دانش کاربردی، ارائه راه حل های سریع و پشتیبانی علمی از تصمیم گیران، شکاف میان «دانش» و «عمل» را پر کند. از طراحی سازوکارهای پشتیبانی و مدیریت زنجیره تامین گرفته تا تحلیل های سیاستی و اجتماعی، دانشگاه ها ظرفیت آن را دارند که به «اتاق فکر ملی» تبدیل شوند.

اساتید؛ سرمایه راهبردی در زمانه بحران

در قلب این ماموریت، «اساتید دانشگاه» قرار دارند؛ سرمایه ای که در شرایط بحرانی، نقش آن از انتقال دانش به «هدایت و تصمیم سازی» تغییر می کند.
اساتید می توانند:

- با ارائه تحلیل های دقیق و بی طرفانه، به ارتقای کیفیت تصمیم های کلان کمک کنند؛

- با هدایت پایان نامه ها و طرح های مسئله محور، مسائل فوری کشور را هدف بگیرند؛

- با حضور موثر در رسانه ها، به آرام سازی افکار عمومی و افزایش سواد مواجهه با بحران یاری رسانند؛

- و با شبکه سازی علمی داخلی و بین المللی، دسترسی به دانش و تجربه جهانی را تسهیل کنند.

در چنین شرایطی، «استاد دانشگاه» صرفا مدرس نیست؛ بلکه کنشگری است که می تواند میان دولت، صنعت و جامعه پیوند برقرار کند.

تجربه های تاریخی؛ از جنگ جهانی دوم تا بازسازی ملی

تاریخ نشان می دهد که دانشگاه ها در جنگ ها نقشی تعیین کننده داشته اند. در خلال جنگ جهانی دوم ، بسیاری از دانشگاه ها در کشورهای درگیر به مراکز تولید دانش برای حل مسائل فوری جنگ—از مهندسی و پزشکی تا پشتیبانی لجستیکی—تبدیل شدند. پس از پایان جنگ نیز همین نهادها، با تربیت نیروی انسانی و طراحی سیاست های بازسازی، موتور اصلی احیای اقتصادی و اجتماعی بودند.

این تجربه تاریخی یک درس روشن دارد: هرجا دانشگاه و استاد در متن تصمیم سازی قرار گرفتند، مسیر بازسازی کوتاه تر و کم هزینه تر شد.

دانشگاه و امنیت ملی؛ پیوندی که آشکار می شود

در شرایط بحران، مرز میان «دانش» و «امنیت» کم رنگ می شود. امنیت ملی صرفا محصول توان نظامی نیست؛ بلکه برآیندی از توان علمی، فناوری، اجتماعی و فرهنگی است. دانشگاه ها با تولید دانش بومی، کاهش وابستگی و تقویت سرمایه انسانی، به طور مستقیم بر امنیت ملی اثر می گذارند. در این میان، اساتید با جهت دهی به پژوهش ها و تربیت نیروهای متخصص، ستون این پیوند را شکل می دهند.

از بقا تا بازسازی؛ نقشه راه دانشگاه

اگر هدف، عبور از بحران و حرکت به سوی بازسازی است، دانشگاه ها باید به سرعت ماموریت خود را به شرح زیر بازتنظیم کنند:

•مسئله محوری پژوهش ها با تمرکز بر نیازهای فوری کشور؛

•تعامل ساختاریافته با دولت و صنعت برای تبدیل دانش به راه حل اجرایی؛

•تقویت نقش رسانه ای اساتید برای مدیریت افکار عمومی و کاهش اضطراب اجتماعی؛

•چابک سازی سازوکارهای دانشگاهی برای پاسخ سریع به تحولات میدانی.

نتیجه گیری

جنگ، تنها آزمون قدرت نظامی نیست؛ آزمون «حکمرانی دانایی» است. در این میدان، دانشگاه و به ویژه اساتید آن، می توانند تعیین کننده باشند: از مدیریت بحران و حفظ انسجام اجتماعی تا طراحی مسیر بازسازی و توسعه پس از جنگ. در سنت فکری ایران زمین نیز این پیوند میان «دانش» و «تدبیر» سابقه ای دیرینه دارد. اندیشه و عمل خواجه نصیرالدین طوسی وزیر مقتدر سلجوقیان —که در اوج بحران های تاریخی، علم را در خدمت سامان اجتماعی و تدبیر سیاسی و قدرت نظامی به کار گرفت—نشان می دهد که نخبگان علمی می توانند در سخت ترین شرایط، نقش راهبر ایفا کنند.

امروز نیز، اگر این میراث حکمی به درستی فهم و به کار گرفته شود، دانشگاه می تواند از یک نهاد آموزشی فراتر رفته و به «نهاد راهبر بقا و آینده» بدل شود—نقشی که در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.

https://irna.ir/xjX99h