بعضی کارمندها حقوق نمی گیرن؛ دارن زندگیشونو قسطی خرج می کنن!
بعضی کارمندها حقوق نمی گیرن؛
دارن زندگیشونو قسطی خرج می کنن!!!!
#فرسودگی_شغلی
#منابع_انسانی
جلال الدین صدری
چند وقت پیش یکی از دوستام که از مدیران ارشد یه سازمان خیلی بزرگه، یه جمله گفت که راستش هنوز تو ذهنمه.
گفت:
«ما اینجا کار نمی کنیم... داریم مصرف میشیم.»
همین یه جمله باعث شد بشینم اینو بنویسم.
راستش هرچی بیشتر تو سازمان ها و پروژه های مختلف می چرخم، بیشتر می بینم خیلی از آدم ها دیگه فقط کار نمی کنن؛
آروم آروم دارن خودشونو خرج می کنن.
یه مدل خستگی جدید به وجود اومده که فقط جسمی نیست.
ذهن آدم خسته ست.
روحش خسته ست.
حتی بعضیا دیگه حوصله فکر کردن هم ندارن.
صبح آنلاین میشن،
شب آفلاین میشن،
ولی مغزشون هیچ وقت از کار خارج نمیشه.
جالب اینجاست که معمولا اونایی بیشتر می سوزن که بیشتر از همه کار می کنن.
همونا که مسئولیت پذیرن.
همونا که همیشه هستن.
همونا که وقتی همه میرن، هنوز دارن کار جمع می کنن.
بعد کم کم یه اتفاق عجیب میفته...
موقع تقسیم کار، اول اسم اینا میاد چون «مطمئنن انجام میدن».
ولی موقع تشویق، امتیاز، دیده شدن، ماموریت خوب، ارتقا یا حتی یه تشکر ساده...
معمولا یه گوشه وایسادن و دارن دوباره کار می کنن.
تو خیلی از سازمان ها، آدم قابل اتکا کم کم تبدیل میشه به آدم همیشه در دسترس.
و این خیلی خطرناکه.
گالوپ تو یکی از گزارش های اخیرش نوشته بود بخش بزرگی از فرسودگی شغلی تو دنیا، دقیقا بین آدم های متعهد و مسئولیت پذیره؛ نه آدم های بی انگیزه.
یعنی سازمان ها دارن بهترین آدم هاشونو آهسته از دست میدن، بدون اینکه حتی متوجه بشن.
راستش یه اعتراف هم بکنم...
خودم هم هرچی بیشتر به عقب نگاه می کنم، می بینم بعضی جاها شاید ناخواسته تو همین تله افتادیم.
یعنی انقدر درگیر خروجی و فشار کار و بحران شدیم که بعضی وقتا یادمون رفته آدم ها ماشین نیستن.
یادمون رفته اون آدمی که همیشه «اوکی» میگه، شاید فقط بلد نیست نه بگه.
و این دقیقا همون نقطه خطرناکه.
مدیر اگر حواسش نباشه، ممکنه کم کم آدم هاشو مصرف کنه؛
بی سروصدا، قانونی، حتی با نیت خوب.
تو دنیا الان کلی پژوهش جدید روی «فرسودگی پنهان» انجام شده.
شرکت های بزرگ فهمیدن آدم خسته فقط بهره وریش کم نمیشه؛
خلاقیتش، تعلقش، اخلاق حرفه ایش و حتی کیفیت تصمیم گیریش هم افت می کنه.
برای همین خیلیاشون رفتن سمت محدود کردن جلسات، بازطراحی حجم کار، امنیت روانی تیم ها و حتی آموزش مدیرها برای مدیریت انسانی تر.
چون بالاخره فهمیدن سازمانو فقط KPI جلو نمی بره؛
آدم ها جلو می برن.
یه بیت از مولانا هست که خیلی به این روزا می خوره:
«از محبت تلخ ها شیرین شود
از محبت مس ها زرین شود»
سازمانی که توش آدم فقط ابزار باشه، شاید مدتی کار کنه؛
ولی جایی که آدم احساس ارزشمندی کنه، معجزه می کنه.
و آخرش...
خیلی از آدم ها این روزا استعفا ندادن؛
بلکم فقط خاموش شدن.