نگهداشت نیروی متخصص در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات

12 دی 1404 - خواندن 4 دقیقه - 205 بازدید



شروع کنیم از همان جایی که همیشه درد دارد؛ جایی که نیروی متخصص در صنعت ICT چمدانش را می بندد و شرکت با انبوهی از کدها، سرورها و پروژه های نیمه تمام تنها می ماند.

سال هاست در جایگاه مدیریت منابع انسانی و مشاوره در شرکت های فناوری اطلاعات، از نزدیک دیده ام: نگهداشت استعدادهای این صنعت نه شبیه صنایع سنتی است و نه با نسخه های عمومی منابع انسانی قابل حل.
اینجا بازی فرق دارد.

توسعه دهنده، معمار شبکه، متخصص امنیت یا تحلیلگر داده، اگر احساس کند زمین جای دیگری برای رشد دارد، مثل برق جهش می کند و می رود.

بازار جهانی هم همین را می گوید.

گزارش های لینکدین، گارتنر و پژوهش های MIT Sloan سال هاست تاکید می کنند که هزینه خروج یک نیروی متخصص در ICT فقط پر کردن یک صندلی نیست؛ گاهی یعنی توقف چرخ محصول، از دست دادن دانش ضمنی، عقب افتادن از رقابت و حتی ریزش مشتری.

اما ماجرا برای شرکت های ایرانی پیچیده تر هم می شود:
ارزش ریالی درآمدهای دلاری، جذابیت مهاجرت، پروژه های کوتاه مدت و فرهنگ های مدیریتی که هنوز با سرعت ذهن نیروهای فنی هم راستا نشده اند.

در چنین زمینی من یاد گرفتم که سه عامل، سرنوشت ماندن و رفتن را تعیین می کند: مسیر رشد، احترام و معنا.

اگر آینده شغلی شفاف نباشد، اگر زحمات دیده نشود، اگر فرد احساس کند فقط یک قطعه سخت افزاری قابل تعویض است، تصمیمی که می گیرد معمولا سکوت نیست؛ جدایی است.

نیروهای فنی بشدت عدالت محورند. وقتی کم اثرها پاداش می گیرند و نخبه ها نادیده می شوند، فرهنگ سازمان مثل سروری که کولینگ ندارد داغ می کند و می سوزد.

این وسط مدیرانی هستند که نیروهای متخصص را به بی کاری مزمن مبتلا می کنند؛ نه پروژه می دهند، نه اعتماد می کنند و نه اجازه اثرگذاری.

حقیقت این است که به این باور در این مدت رسیدم که یک متخصص ICT برای نفس کشیدن به چند چیز حیاتی نیاز دارد:
پروژه واقعی و ارزش آفرین، یادگیری مداوم، شنیده شدن در طراحی محصول، امنیت روانی برای گفتن نظر کارشناسی، و سهمی واقعی از موفقیت.

تیم های هوشمند فهمیده اند که وفاداری را با آیین نامه و دستور نمی سازند.
وفاداری زمانی شکل می گیرد که فرد باور کند آینده اش در این شرکت ساخته می شود، نه خارج از آن.

شرکت هایی که به نیرو اجازه می دهند دیده شود؛ در کنفرانس ها، در کامیونیتی های تخصصی، در انتشار مقالات و مشارکت در پروژه های متن باز، نه تنها او را تقویت می کنند بلکه اعتبار خودشان را هم بالا می برند.

در تمام این سال ها، مهم ترین درس من این بود:
آدم های بزرگ می خواهند بسازند، نه دوام بیاورند.
اگر یک شرکت فناوری فقط مسکن می زند؛ یعنی تصمیمات واکنشی، پروژه های وصله پینه ای و آرام کردن مشکلات جلو چشم بدون اصلاح ریشه ها، دیر یا زود بهترین نیروهایش را از دست می دهد.

زمان آن رسیده شرکت های ICT به جای چسب زدن به بحران ها، آینده را طراحی کنند.

فرهنگ های مبتنی بر یادگیری، شفافیت، عدالت و مشارکت، تنها نسخه اثربخش برای نگهداشت استعدادهای این صنعت است.

نیروی متخصص را نمی توان با ترس و کنترل نگه داشت.
این انسان ها برای ساختن آمده اند.
اگر مسیر ساختن در سازمان بسته باشد، راه خروج همیشه باز است.

چیزی که امروز به مدیران صنعت ICT می گویم، عصاره تجربه است:
محافظت از استعدادها یعنی محافظت از آینده.

اگر بهترین ها ماندند، یعنی راه را درست آمده اید.
اگر رفتند، بهتر است قبل از سرزنش آنها، به آینه نگاه کنیم.