احسان صادقی پور
دكتري تخصصی حقوق بين الملل عمومي، پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه
5 یادداشت منتشر شدهتوسعه صلح جهانی در پرتو موازین حقوق بشری
صلح و امنیت بین المللی در نظام وستفالی به معنی رعایت اصول حاکمیت، احترام به تمامیت ارضی و عدم مداخله دولت ها در امور داخلی خود، همچنین حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات به کار می رفت اما با جهانی شدن و گسترش تهدیدات از حوزه نظامی به دیگر حوزه های اقتصادی، اجتماعی، تروریسم، قاچاق و نقض حقوق بشر، این مفهوم دچار تغییر و تحول گشت. صلح و امنیت نه تنها به معنی نبود جنگ نمی باشد بلکه مفاهیم گسترده تری مانند امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی و ... را نیز در برمی گیرد. برقراری صلح در جهان ارتباط مستقیمی با حقوق بشر دارد. از ﺁنجا که اکثر حقوق بشر به صورت عرفی در آمده و در زمره قواعد آمره قرار گرفته اند، نقض هر یک از این قواعد آمره، نقض صلح و امنیت بین المللی به شمار می رود. بنابراین امروزه نقض حقوق بشر در هر جایی می تواند تهدیدی برای امنیت و صلح تلقی شود. توسعه صلح جهانی به عنوان بزرگ ترین هدف دولت ها و سازمان ملل متحد، در سایه رعایت حقوق بشر و موازین حقوق بشری،امکان پذیر است. زیرا با رعایت حقوق بشر و احترام به کرامت انسانی، زمینه اصلی اختلافات بین المللی کم رنگ تر گشته و راه برای صلح پایدار جهانی هموار می گردد. در این تحقیق در صدد تبیین رابطه بسیار تنگاتنگ و وابستگی بسیار عمیق میان صلح جهانی و موازین حقوق بشری و رفتار دولت ها در این زمینه می باشیم. زیرا در این برهه از تاریخ زندگی بشر، اصلی ترین راه رسیدن و حفظ صلح بین المللی، همانا رفتار دولت ها به عنوان اصلی ترین کنش گران صحنه بین المللی، بر اساس اصول و موازین حقوق بشری می باشد. موضوع صلح جهانی و احترام به حقوق بشر و کرامت انسانی در بستر زمان و در افکار جامعه جهانی مطرح می باشد. در حال حاضر، جامعه جهانی نه در زمینه حقوق بشر و نه در زمینه حفظ صلح و توسعه جهانی ﺁن به نتایج مطلوب و دلخواه خود دست نیافته است. اما ﺁنچه که مهم است، این واقعیت است که روز به روز بر پیوستگی رابطه میان رعایت حقوق بشر و دستیابی به صلح افزوده می شود زیرا جامعه جهانی نیازمند عدالت و صلح است که این مهم، تنها در سایه رعایت حقوق بشر و احترام به شان و کرامت انسانی محقق می گردد. تجربه تاریخی نشان داده است که صلح و حقوق بشر، ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر دارند و چنین تجربه ای در دوران معاصر به گونه ای توسعه یافته است که ملت ها و دولت ها به این باور رسیده اند که حقوق بشر و صلح لازم و ملزوم یکدیگر هستند؛ به گونه ای که نمی توان بدون رعایت حقوق بشر به صلح واقعی و پایدار دست یافت. به بیان دیگر، این ارتباط به گونه ای رشد و توسعه یافته است که برخورداری از صلح خود به عنوان یکی از حقوق نسل سوم بشر مطرح بوده و حق برخورداری از ﺁن به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر مطرح شده است؛ به طوری که تحقق عملی حقوق بشر وابسته به وجود صلح در نظر گرفته می شود. به بیانی دیگر، بدون تحقق حق برخورداری از صلح امکان اجرای نسل اول حقوق بشر (حقوق مدنی و سیاسی) و نسل دوم حقوق بشر (حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) و حتی نسل سوم حقوق بشر (حقوقی همچون حق توسعه و حق برخورداری از محیط زیست شایسته) وجود ندارد. این تحقیق که به صورت کیفی-توصیفی انجام یافته است ملزم نمودن دولت ها به پایبندی آن ها بر تعهدات حقوق بشری خود و نظارت مستمر بر آن را بسیار مهم و قابل توجه معرفی نموده و اهمیت و نقش شورای امنیت و دیوان بین المللی کیفری را بسیار پررنگ می داند.