شهری که زنان در آن احساس امنیت و تعلق کنند، چگونه است؟

17 اردیبهشت 1405 - خواندن 11 دقیقه - 129 بازدید

فاطمه دستیار


وقتی درباره شهر حرف می زنیم، معمولا به خیابان ها، ساختمان ها، میدان ها، پارک ها، پل ها، مراکز خرید و مسیرهای رفت وآمد فکر می کنیم. اما شهر فقط مجموعه ای از سنگ، آسفالت، بتن و شیشه نیست. شهر جایی است که زندگی روزمره در آن اتفاق می افتد؛ جایی که مردم در آن کار می کنند، راه می روند، خرید می کنند، منتظر می مانند، با دیگران برخورد می کنند، احساس امنیت یا ناامنی می کنند، آرامش می گیرند یا دچار اضطراب می شوند. به همین دلیل، شهر تنها یک فضای فیزیکی نیست؛ یک تجربه انسانی است.

اما این تجربه برای همه یکسان نیست. شهری که برای یک مرد قابل عبور، عادی و بی خطر به نظر می رسد، ممکن است برای یک زن پر از نگرانی، محدودیت و احتیاط باشد. یک کوچه تاریک، یک ایستگاه خلوت، یک پارک بدون دید کافی، یک مسیر نامناسب پیاده روی یا حتی نوع نگاه و رفتار دیگران می تواند تجربه زنان از شهر را تغییر دهد. بنابراین وقتی از «شهر خوب» حرف می زنیم، باید بپرسیم: شهر خوب برای چه کسی؟ برای کدام بدن؟ برای کدام تجربه؟ برای کدام نیاز؟

در سال های اخیر، حضور زنان در جامعه ایران بسیار گسترده تر شده است. زنان در دانشگاه ها، محل کار، فضاهای فرهنگی، خیابان ها، حمل ونقل عمومی، پارک ها، مراکز آموزشی و فعالیت های اجتماعی نقش پررنگ تری پیدا کرده اند. افزایش تحصیلات زنان، تغییر سبک زندگی، تاثیر رسانه ها، جهانی شدن، تغییر ساختار خانواده و ضرورت های اقتصادی باعث شده حضور زنان در شهر بیشتر از گذشته باشد. اما پرسش مهم این است: آیا شهرهای ما هم به اندازه حضور زنان تغییر کرده اند؟

بسیاری از فضاهای شهری در ایران، مانند بسیاری از نقاط جهان، در دوره هایی طراحی شده اند که نگاه غالب در معماری و شهرسازی مردانه بوده است. یعنی طراحان، مدیران و تصمیم گیران شهری اغلب مرد بوده اند و تجربه مردانه از فضا، ناخودآگاه به تجربه عمومی شهر تبدیل شده است. در چنین شرایطی، نیازها، نگرانی ها، عادت ها و حساسیت های زنان کمتر در طراحی شهر دیده شده اند. نتیجه این است که زنان در بسیاری از فضاها حضور دارند، اما همیشه احساس راحتی، امنیت و تعلق نمی کنند.

این مسئله فقط به امنیت فیزیکی محدود نمی شود. امنیت البته بسیار مهم است؛ زنی که هنگام عبور از خیابان، استفاده از حمل ونقل عمومی یا حضور در پارک احساس ناامنی کند، نمی تواند شهر را از آن خود بداند. اما امنیت تنها یکی از ابعاد موضوع است. زنان در شهر به خوانایی مسیرها، نورپردازی مناسب، امکان دید و دیده شدن، دسترسی آسان، فضای آرام، کیفیت زیبایی شناختی، امکانات مناسب، نشانه های آشنا، حس تعلق و احترام اجتماعی نیز نیاز دارند. شهر مطلوب برای زنان، شهری است که آن ها را مجبور نکند دائما مراقب، محدود، نگران یا در حال تغییر رفتار خود باشند.

گاهی زنان برای سازگار شدن با شهر، خودشان را تغییر می دهند. مسیرشان را عوض می کنند، ساعت رفت وآمدشان را محدود می کنند، از بعضی پارک ها یا خیابان ها عبور نمی کنند، لباس و رفتارشان را با فضای ناامن تنظیم می کنند، یا از حضور در برخی مکان ها صرف نظر می کنند. در ظاهر، شهر برای همه باز است؛ اما در عمل، بعضی فضاها برای زنان کمتر قابل استفاده اند. اینجاست که باید پرسید: اگر نیمی از شهروندان نتوانند آزادانه، راحت و امن از شهر استفاده کنند، آیا آن شهر واقعا عمومی است؟

مفهوم «منظر شهری مطلوب برای زنان» از همین جا اهمیت پیدا می کند. منظر شهری فقط چیزی نیست که دیده می شود؛ چیزی است که تجربه می شود. یک خیابان ممکن است از نظر فنی ساخته شده باشد، اما از نظر انسانی نامطلوب باشد. یک میدان ممکن است بزرگ و پرهزینه باشد، اما برای زنان احساس امنیت ایجاد نکند. یک پارک ممکن است زیبا باشد، اما اگر نور، دسترسی، دید، مراقبت اجتماعی و امکانات مناسب نداشته باشد، بخشی از شهروندان از آن استفاده نخواهند کرد. بنابراین مطلوبیت شهری، فقط به زیبایی ظاهری مربوط نیست؛ به احساس، رفتار، امنیت و امکان حضور اجتماعی هم مربوط است.

در مقاله فاطمه دستیار و امیرپژمان درویش، این مسئله از زاویه مهمی مطرح می شود: آیا می توان از نوعی «منظر شهری زنانه» سخن گفت؟ منظور از این اصطلاح این نیست که شهر باید برای زنان جدا شود یا فضای شهری بر اساس جداسازی جنسیتی طراحی شود. منظور این است که حضور، تجربه و نیازهای زنان باید در فهم و طراحی شهر جدی گرفته شود. منظر شهری زنانه یعنی منظری که زنان در آن احساس تعلق، آسایش، امنیت، خوانایی و امکان مشارکت اجتماعی داشته باشند. چنین شهری انسانی تر، عادلانه تر و زیست پذیرتر خواهد بود، نه فقط برای زنان، بلکه برای همه.

برای درک بهتر موضوع، کافی است به یک پارک شهری فکر کنیم. اگر مسیرهای پارک روشن باشد، ورودی ها مشخص باشد، فضاها از هم جدا و کور نباشند، امکان دید عمومی وجود داشته باشد، مبلمان شهری مناسب باشد، خانواده ها و گروه های مختلف بتوانند از فضا استفاده کنند، دسترسی به حمل ونقل عمومی آسان باشد و فضای پارک حس مراقبت و زندگی اجتماعی داشته باشد، زنان با آرامش بیشتری در آن حضور پیدا می کنند. اما اگر همان پارک تاریک، خلوت، بی نظم، بدون نشانه، با نقاط کور و فاقد امکانات باشد، حتی اگر از نظر مساحت بزرگ باشد، برای بسیاری از زنان فضای مطلوبی نخواهد بود.

در خیابان نیز همین مسئله دیده می شود. پیاده روهای باریک، نبود روشنایی، نبود امکان توقف امن، حمل ونقل نامناسب، مزاحمت های خیابانی، نبود دسترسی برای مادران با کودک، نبود سرویس های بهداشتی مناسب، نبود فضاهای نشستن و ضعف نظارت اجتماعی، همه می توانند حضور زنان را محدود کنند. شهر مطلوب برای زنان باید بتواند زندگی روزمره را آسان تر کند، نه سخت تر. زنی که دانشجوست، شاغل است، مادر است، سالمند است، تنها رفت وآمد می کند یا مسئول خرید و امور خانه است، هرکدام تجربه متفاوتی از شهر دارند. طراحی شهری باید این تفاوت ها را ببیند.

نکته مهم دیگر این است که در ایران، زنان در آموزش معماری، شهرسازی و منظر حضور گسترده ای دارند. بسیاری از دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته ها زن هستند. اما حضور آنان در موقعیت های تصمیم گیری حرفه ای، مدیریت شهری و طراحی کلان به اندازه کافی پررنگ نیست. این فاصله میان آموزش و اثرگذاری حرفه ای، خودش یکی از دلایل کم رنگ ماندن تجربه زنان در شهر است. وقتی زنان در طراحی، نقد و مدیریت شهر کمتر نقش داشته باشند، طبیعی است که شهر نیز کمتر از نگاه آنان ساخته شود.

البته منظور این نیست که فقط زنان می توانند برای زنان طراحی کنند. مسئله اصلی، حساسیت انسانی و اجتماعی در طراحی است. مردان هم می توانند شهری امن، عادلانه و مناسب برای زنان طراحی کنند، اگر تجربه زنان را بشنوند و جدی بگیرند. همان طور که زنان نیز می توانند برای همه گروه های اجتماعی طراحی کنند. اما تا زمانی که تجربه های متفاوت شهروندان وارد فرایند طراحی نشود، شهر به طور ناخودآگاه مطابق تجربه گروه غالب ساخته می شود.

از سوی دیگر، بحث زنان و شهر فقط بحث کالبدی نیست؛ بحث فرهنگی نیز هست. احساس امنیت و تعلق در شهر، هم به طراحی فیزیکی مربوط است و هم به رفتار اجتماعی. اگر فضای شهری از نظر کالبدی مناسب باشد اما فرهنگ عمومی نسبت به حضور زنان در آن پذیرا نباشد، مشکل همچنان باقی می ماند. بنابراین شهر مطلوب برای زنان نیازمند هم زمانی چند عامل است: طراحی خوب، مدیریت شهری مسئولانه، آموزش اجتماعی، کاهش خشونت و مزاحمت، افزایش مشارکت زنان و تغییر نگاه به حق حضور زنان در فضای عمومی.

یکی از ابعاد مهم این بحث، زیبایی شناسی شهری است. زنان در بسیاری از مطالعات شهری، توجه ویژه ای به جزئیات، آسایش، نظم، خوانایی، لطافت فضا، کیفیت مسیرها، ترکیب رنگ، حس مکان، دسترسی و امنیت روانی نشان می دهند. این ویژگی ها در حقیقت فقط «زنانه» به معنای محدود نیستند؛ بلکه بخشی از کیفیت انسانی شهرند. شهری که به این جزئیات توجه کند، برای کودکان، سالمندان، خانواده ها، افراد دارای معلولیت و همه شهروندان بهتر خواهد بود. بنابراین توجه به نیازهای زنان، به معنای ارتقای کیفیت عمومی شهر است.

یک شهر عادلانه شهری نیست که فقط خیابان و ساختمان داشته باشد؛ شهری است که گروه های مختلف بتوانند در آن خود را ببینند. زنان باید بتوانند در شهر راه بروند، بنشینند، ورزش کنند، کار کنند، گفت وگو کنند، تفریح کنند، خرید کنند، در تصمیمات شهری مشارکت کنند و بدون احساس طرد یا تهدید، بخشی از زندگی عمومی باشند. هرچه این امکان بیشتر شود، شهر زنده تر و سالم تر خواهد شد.

در جامعه امروز ایران، این موضوع اهمیت دوچندان دارد. زنان ایرانی در حوزه آموزش، فرهنگ، هنر، رسانه، اقتصاد و فعالیت های اجتماعی حضور گسترده دارند. اما شهرها هنوز همیشه با این واقعیت هماهنگ نشده اند. بسیاری از فضاهای شهری هنوز بر اساس الگوهای قدیمی طراحی یا مدیریت می شوند؛ الگوهایی که حضور اجتماعی زنان را یا نادیده می گیرند یا به شکل ناقص می پذیرند. بنابراین بازاندیشی در طراحی شهری از منظر زنان، یک ضرورت اجتماعی است، نه یک موضوع حاشیه ای.

برای بهبود وضعیت، می توان از چند اصل ساده اما مهم شروع کرد. نخست، شهر باید روشن، خوانا و قابل پیش بینی باشد. فضاهای تاریک، مبهم، بی نشانه و رهاشده، احساس ناامنی ایجاد می کنند. دوم، شهر باید امکان حضور پیوسته و متنوع مردم را فراهم کند. فضاهایی که فقط در ساعات خاص یا برای گروه های خاص فعال اند، در زمان های دیگر ناامن می شوند. سوم، زنان باید در فرایند طراحی و تصمیم گیری شهری مشارکت واقعی داشته باشند. چهارم، طراحی فضا باید بر اساس تجربه های واقعی زندگی روزمره انجام شود، نه فقط نقشه ها و استانداردهای خشک. پنجم، امنیت باید هم فیزیکی باشد و هم روانی؛ یعنی زن نه تنها در معرض خطر نباشد، بلکه احساس آرامش و احترام نیز داشته باشد.

در نهایت، شهری که برای زنان بهتر باشد، برای همه بهتر است. وقتی شهری روشن تر، خواناتر، امن تر، زیباتر، آرام تر و انسانی تر طراحی شود، کودکان راحت تر حرکت می کنند، سالمندان آسوده ترند، خانواده ها بیشتر از فضاهای عمومی استفاده می کنند و زندگی اجتماعی کیفیت بالاتری پیدا می کند. بنابراین مسئله زنان و شهر، فقط مسئله زنان نیست؛ مسئله کیفیت زندگی شهری است.

شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار پرسش های معمول شهرسازی، یک پرسش ساده اما مهم را هم همیشه مطرح کنیم: آیا زنان در این فضا احساس امنیت، تعلق و احترام می کنند؟ اگر پاسخ منفی باشد، آن فضا هنوز کامل نیست. شهر زمانی واقعا شهر است که همه بتوانند در آن حضور داشته باشند، دیده شوند و احساس کنند بخشی از آن هستند.

منبع: مقاله با عنوان A Review on Desirable Urban Landscape for Women in Iran منتشر شده در مجله Sociospatial studies