مطالعه تطبیقی جایگاه زنان در دانمارک و ایران: تحلیلی بر شاخص های توسعه انسانی، اقتصادی، حقوقی و سیاسی
چکیده
بررسی وضعیت زنان و میزان دستیابی به برابری جنسیتی یکی از شاخص های کلیدی در ارزیابی توسعه پایدار کشورهاست. این مقاله به بررسی و مقایسه جامع وضعیت زنان در دو کشور دانمارک و ایران می پردازد. این دو کشور به عنوان نماینده دو سیستم کاملا متفاوت از منظر حقوقی، اقتصادی، فرهنگی و ساختار رفاهی انتخاب شده اند. با بهره گیری از داده های نهادهای بین المللی نظیر مجمع جهانی اقتصاد، بانک جهانی و سازمان ملل متحد، این پژوهش در شش محور اصلی شامل شکاف جنسیتی، چارچوب های حقوقی، مشارکت اقتصادی، آموزش، بهداشت و مشارکت سیاسی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که دانمارک با تکیه بر «مدل رفاهی نوردیک» به یک برابری ساختاری دست یافته است که در آن آموزش مستقیما به مشارکت اقتصادی و سیاسی تبدیل می شود. در مقابل، ایران با پدیده ای تحت عنوان «تناقض ساختاری» روبه روست؛ جایی که دستاوردهای عظیم زنان در حوزه آموزش عالی و بهداشت، به دلیل موانع ساختاری، قانونی و سنتی، به مشارکت متناسب در بازار کار و عرصه های کلان تصمیم گیری سیاسی ترجمه نمی شود.
مقدمه
در دهه های اخیر، توانمندسازی زنان و کاهش شکاف های جنسیتی به یکی از اهداف اصلی توسعه پایدار (SDG 5) در سطح جهانی تبدیل شده است. با این حال، مسیر دستیابی به این هدف در کشورهای مختلف، بسته به پیشینه های تاریخی، ساختارهای حقوقی و نظام های اقتصادی، به شدت متفاوت است. مقایسه وضعیت زنان در کشورهای توسعه یافته با ساختار سکولار و رفاهی، با کشورهای در حال توسعه با ساختارهای مبتنی بر قوانین شرعی، می تواند بینش عمیقی در خصوص تاثیر نهادها بر زندگی زنان ارائه دهد.
دانمارک به عنوان یکی از پیشگامان «دولت رفاه» (Welfare State) در منطقه اسکاندیناوی، همواره در صدر جداول جهانی برابری جنسیتی قرار داشته است. در سوی دیگر، ایران کشوری است با پویایی های اجتماعی شگرف که سیستم حقوقی آن بر پایه فقه اسلامی بنا شده است. بررسی وضعیت زنان در ایران پیچیدگی های خاص خود را دارد، زیرا جامعه زنان ایرانی در برخی شاخص ها (مانند آموزش و بهداشت) رشد خیره کننده ای داشته اند، اما در شاخص های اقتصاد و سیاست با چالش های بنیادین مواجه اند.
این مقاله با رویکردی تحلیلی-توصیفی، تلاش می کند تا تصویری جامع و مستند از وضعیت زنان در این دو کشور ارائه دهد و ریشه های تفاوت ها و شباهت های موجود را واکاوی نماید.
بدنه اصلی مقاله: بررسی ابعاد شش گانه
۱. شاخص شکاف جنسیتی جهانی (Global Gender Gap)
شاخص شکاف جنسیتی که همه ساله توسط «مجمع جهانی اقتصاد» (WEF) منتشر می شود، ابزاری استاندارد برای سنجش برابری میان زنان و مردان در چهار حوزه اقتصاد، آموزش، بهداشت و سیاست است.
- دانمارک: این کشور به طور سنتی و مستمر در میان ۱۵ کشور برتر جهان جای دارد. دانمارک موفق شده است بین 78% تا 80% از شکاف جنسیتی خود را به طور کامل پر کند. این دستاورد حاصل دهه ها سیاست گذاری فعالانه در جهت رفع تبعیض های سیستماتیک و ایجاد فرصت های برابر است.
- ایران: بر اساس گزارش های اخیر این مجمع، ایران غالبا در رتبه های پایینی جدول (حدود رتبه ۱۴۰ تا ۱۴۳ در میان ۱۴۶ کشور مورد بررسی) قرار می گیرد. تحلیل داده ها نشان می دهد که نمره پایین ایران بیش از آنکه ناشی از شاخص های آموزش و بهداشت باشد، متاثر از شکاف عمیق در حوزه های مشارکت اقتصادی و توانمندسازی سیاسی است.
۲. چارچوب حقوقی و مدنی
زیربنای تفاوت ها در وضعیت زنان دو کشور را باید در فلسفه حقوقی و مدنی آن ها جستجو کرد.
- دانمارک: سیستم حقوقی دانمارک کاملا سکولار و مبتنی بر حقوق فردی است. در این ساختار، زنان و مردان در تمامی قوانین مرتبط با خانواده، ارث، طلاق، حضانت فرزند و حق مسافرت از حقوقی کاملا برابر برخوردارند. هیچ گونه الزام قانونی برای نوع پوشش وجود ندارد و آزادی های فردی و خودمختاری هویتی به شدت توسط قانون اساسی تضمین شده است.
- ایران: چارچوب حقوقی در ایران بر مبنای فقه اسلامی استوار است که نقش ها و تکالیف متفاوتی را برای مردان و زنان تعریف می کند. در این ساختار، تفاوت های قانونی مشهودی وجود دارد؛ از جمله آنکه سهم الارث زنان در شرایط عادی نصف مردان است، حق طلاق در حالت پیش فرض در اختیار زوج است (مگر با شروط ضمن عقد)، خروج زنان متاهل از کشور منوط به اجازه رسمی همسر است و دیه زن نصف مرد محاسبه می گردد. همچنین رعایت حجاب در فضاهای عمومی الزام قانونی دارد. با این وجود، از منظر حقوق اقتصادی اسلامی، زنان در ایران از «استقلال مالی» کامل برخوردارند و حق مالکیت انحصاری بر اموال، درآمد و مهریه خود دارند و مرد حق دخل و تصرف در دارایی های زن را ندارد.
۳. مشارکت اقتصادی و بازار کار
تبدیل پتانسیل انسانی به نیروی کار فعال، یکی از مهم ترین تفاوت های دو کشور است.
- دانمارک: نرخ مشارکت اقتصادی زنان در دانمارک چشمگیر و در حدود 75% است. این موفقیت مرهون «مدل رفاهی نوردیک» است. سیاست هایی نظیر مرخصی های طولانی مدت زایمان (که با انعطاف بالا بین پدر و مادر تقسیم می شود)، شبکه ای گسترده از مهدکودک های باکیفیت و یارانه ای، و قوانین حمایت از کار پاره وقت، به زنان اجازه می دهد تا تعادل ایده آلی میان کار و خانواده ایجاد کنند. اگرچه هنوز شکاف دستمزد اندکی بین زنان و مردان وجود دارد، اما این رقم نسبت به میانگین جهانی بسیار ناچیز است.
- ایران: با وجود برخورداری از سرمایه انسانی تحصیل کرده، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران پایین و در بازه 14% تا 16% نوسان دارد. عواملی چند در این پدیده دخیل اند: موانع ساختاری در بازار کار، غلبه فرهنگ سنتی که نقش «نان آوری» را وظیفه انحصاری مرد می داند (Male Breadwinner Model) و فقدان زیرساخت های حمایتی کافی نظیر مهدکودک های مقرون به صرفه در محیط های کاری. این عوامل سبب شده بخش بزرگی از زنان تحصیل کرده جذب بازار کار رسمی نشوند یا به سمت اقتصاد غیررسمی با دستمزد و امنیت شغلی کمتر سوق یابند.
۴. آموزش و تحصیلات
در حوزه آموزش، هر دو کشور دستاوردهای قابل توجهی دارند، اما پیامدهای این آموزش کاملا متفاوت است.
- ایران: یکی از درخشان ترین حوزه های پیشرفت زنان در ایران، بخش آموزش است. نرخ باسوادی دختران جوان به مرز 100% رسیده است. در آموزش عالی، دختران غالبا بیش از 50% و در برخی دوره ها تا 60% از ظرفیت ورودی دانشگاه ها را به خود اختصاص می دهند. حضور زنان ایرانی در رشته های STEM (علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضیات) و علوم پزشکی در سطح منطقه و حتی جهان مثال زدنی است.
- دانمارک: دسترسی به آموزش عالی در دانمارک رایگان و همراه با دریافت کمک هزینه تحصیلی از سوی دولت است. زنان اکثریت فارغ التحصیلان را تشکیل می دهند. تفاوت عمده دانمارک با ایران در این است که سیستم آموزشی و اقتصادی دانمارک هم افزایی بالایی دارند؛ به طوری که فارغ التحصیلان زن با کمترین اصطکاک جذب بازار کار تخصصی و پست های مدیریتی می شوند.
۵. بهداشت، سلامت و حقوق باروری
شاخص های بهداشتی نشان دهنده تعهد سیستم ها به حفظ جان شهروندان است، اما در حوزه حقوق باروری تفاوت های گفتمانی وجود دارد.
- دانمارک: این کشور دارای سیستم بهداشت و درمان همگانی و رایگان است. امید به زندگی برای زنان دانمارکی حدود ۸۳ سال است. در زمینه حقوق باروری، زنان خودمختاری کامل دارند؛ دسترسی به وسایل پیشگیری از بارداری آسان است و سقط جنین ایمن و قانونی (معمولا تا هفته ۱۲ بارداری بدون نیاز به توجیه خاص) به عنوان بخشی از حقوق پایه سلامت زنان به رسمیت شناخته شده است.
- ایران: شبکه بهداشت و درمان ایران در چهار دهه گذشته در کاهش مرگ ومیر مادران و نوزادان و ارتقای مراقبت های دوران بارداری عملکردی بسیار موفق و در سطح استانداردهای جهانی داشته است؛ به طوری که امید به زندگی زنان به حدود ۷۸ تا ۸۰ سال ارتقا یافته است. با این حال، در حوزه حقوق باروری، با تصویب قوانین جدید در راستای سیاست های افزایش جمعیتی، توزیع رایگان اقلام پیشگیری از بارداری محدود شده است و سقط جنین کاملا جرم انگاری شده و تنها در موارد بسیار خاص پزشکی و با تایید کمیسیون های قانونی سخت گیرانه امکان پذیر است.
۶. مشارکت سیاسی و مدیریتی
حضور زنان در عرصه قدرت و تصمیم گیری، نهایی ترین سطح از توانمندسازی است.
- دانمارک: زنان در عرصه سیاسی دانمارک حضوری مستمر، ساختاریافته و پررنگ دارند. در دهه های اخیر، معمولا بین 40% تا 45% از کرسی های پارلمان در اختیار زنان بوده است. دانمارک تجربه داشتن چندین نخست وزیر زن را دارد و زنان رهبری احزاب بزرگ و وزارتخانه های کلیدی (خارجه، اقتصاد، دفاع) را بر عهده داشته اند.
- ایران: مشارکت سیاسی زنان در ایران بیشتر در بدنه اجتماعی (حضور در انتخابات و کمپین ها) دیده می شود تا در نهادهای قدرت. حضور زنان در رده های کلان تصمیم گیری (ریاست جمهوری، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت) نزدیک به صفر است. سهم زنان در مجلس شورای اسلامی نیز به طور تاریخی معمولا کمتر از 6% بوده است. با این حال، در سال های اخیر حضور زنان در سطوح مدیریت میانی دستگاه های اجرایی و همچنین در شوراهای محلی و شهری رشد نسبی و قابل تاملی داشته است.
نتیجه گیری
مطالعه تطبیقی میان دانمارک و ایران نشان می دهد که دستیابی به توسعه انسانی پایدار نیازمند هماهنگی میان تمامی ارکان یک جامعه است.
وضعیت زنان در دانمارک نمایانگر مدلی از «برابری ساختاری و رفاهی» است. در این مدل، قوانین مدنی، حمایت های قدرتمند دولتی و فرهنگ اجتماعی برابری خواهانه، همگی در یک راستا عمل می کنند تا شکاف های جنسیتی محو شده و زنان بتوانند از حقوق برابر در فضای خصوصی و عمومی برخوردار شوند.
در مقابل، وضعیت زنان در ایران را می توان به عنوان یک «تناقض ساختاری» (Structural Paradox) در جامعه شناسی توسعه تعریف کرد. از یک سو، زنان ایرانی به شدت تحصیل کرده، آگاه، پویا و در عرصه های اجتماعی، علمی و هنری فعال هستند. از سوی دیگر، این سرمایه انسانی عظیم به سقف شیشه ای موانع قانونی (مبتنی بر قرائت های سنتی از فقه)، محدودیت های مدنی و فقدان زیرساخت های اقتصادی برخورد می کند که نتیجه آن نرخ بسیار پایین مشارکت اقتصادی و عدم حضور در نهادهای کلان تصمیم گیری سیاسی است. برای بهره گیری از پتانسیل زنان در جوامع در حال گذار مانند ایران، تطبیق ساختارهای حقوقی و اقتصادی با واقعیت های تغییر یافته ی اجتماعی ضروری به نظر می رسد.
مراجع دانشگاهی و منابع معتبر (References)
- World Economic Forum (WEF). (2023). Global Gender Gap Report 2023. Geneva: World Economic Forum. (جهت بررسی رتبه بندی ها و آمارهای شکاف جنسیتی).
- Esping-Andersen, G. (1990). The Three Worlds of Welfare Capitalism. Princeton University Press. (جهت تبیین مدل دولت رفاه نوردیک در دانمارک و تاثیر آن بر اشتغال زنان).
- Moghadam, V. M. (2003). Modernizing Women: Gender and Social Change in the Middle East (2nd ed.). Lynne Rienner Publishers. (جهت تحلیل ساختار اجتماعی و اقتصادی زنان در ایران و خاورمیانه).
- Mehran, G. (2003). The Paradox of Tradition and Modernity in Female Education in the Islamic Republic of Iran. Comparative Education Review, 47(3), 269-286. (جهت بررسی تناقض آموزش عالی و نرخ پایین اشتغال زنان در ایران).
- Borchorst, A., & Siim, B. (2008). Women-friendly policies and state feminism: Visibilizing social reproduction. Critical Social Policy, 28(2), 207-231. (جهت بررسی سیاست های دوستدار زن و برابری سیاسی در کشورهای اسکاندیناوی).
- World Bank. (2023). Labor force participation rate, female (% of female population ages 15+) (modeled ILO estimate). The World Bank Data. (جهت ارجاع به داده های مشارکت اقتصادی ۱۴ تا ۱۶ درصدی ایران و ۷۵ درصدی دانمارک).
- United Nations Development Programme (UNDP). (2022). Human Development Report 2021/2022: Uncertain Times, Unsettled Lives. New York: UNDP. (جهت بررسی شاخص های امید به زندگی، بهداشت و توسعه انسانی در هر دو کشور).