تقابل تشریع و تکوین در ساختارهای حکمرانی: تحلیلی بر پیامدهای نادیده انگاری قوانین عینی هستی بر اساس نظریه سیستم های پیچیده
چکیده
رابطه میان قوانین وضع شده توسط نهادهای انسانی (تشریع) و قوانین عینی و تخلف ناپذیر حاکم بر طبیعت، اقتصاد و روان انسان (تکوین)، یکی از بنیادین ترین مباحث در فلسفه علوم اجتماعی و نظریه سیستم های پیچیده است. این مقاله به بررسی این پرسش می پردازد که آیا ساختارهایی که قوانین و تصمیمات خود را در تقابل با واقعیات تکوینی قرار می دهند، در بلندمدت قادر به بقا خواهند بود؟ با بهره گیری از چارچوب نظریه سیستم ها، اقتصاد کلان و روان شناسی اجتماعی، این پژوهش نشان می دهد که نادیده گرفتن قوانین تکوینی در سه بعد اقتصادی (خلق پول بدون پشتوانه)، روان شناختی (تحمیل و اجبار فرهنگی) و سیستمی (جابه جایی هدف و وسیله)، به شکل گیری یک چرخه خودویرانگر (آنتروپیک) منجر می شود. نتیجه این تقابل، فرسایش ساختاری، فروپاشی سرمایه اجتماعی و در نهایت شکست گریزناپذیر سیستم در برابر واقعیت عینی است.
۱. مقدمه
درک دقیق از پویایی جوامع انسانی نیازمند شناخت مرزها و تعاملات میان دو مفهوم بنیادین است: «تشریع» که به معنای قوانین، مقررات و تصمیمات وضع شده توسط ساختارهای قدرت و سیستم های انسانی است، و «تکوین» که به قوانین عینی، طبیعی و غیرقابل تغییر حاکم بر هستی، از جمله قواعد مسلم اقتصادی و ساختار روانی انسان اشاره دارد.
تاریخ توسعه جوامع نشان می دهد که هرگاه اراده های تشریعی و نهادی تلاش کرده اند تا با نادیده گرفتن واقعیات تکوینی، مسیر جامعه را به سمت اهداف ایدئولوژیک یا کوتاه مدت خود منحرف کنند، با واکنش های سخت و اجتناب ناپذیر واقعیت مواجه شده اند. اگر بخواهیم این پدیده را به دوراز سوگیری های روزمره و صرفا بر اساس قوانین سیستم های پیچیده (Complex Systems Theory)، اقتصاد کلان و جامعه شناسی تحلیل کنیم، پاسخ به این پرسش که «آیا رویکرد مبتنی بر تقابل با تکوین در بلندمدت شکست می خورد؟»، از منظر علمی و فلسفی یک «بله» قاطع است.
دلیل این شکست گریزناپذیر را می توان در سه بعد اصلی، که همان تجلیات «قوانین تکوینی هستی» در زیست انسانی هستند، مورد واکاوی قرار داد.
۲. بعد اقتصادی: تکوین خلق ارزش در برابر توهم خلق ثروت
اقتصاد، مجموعه ای از قراردادهای دلبخواهی و منعطف نیست؛ بلکه دارای قوانین تکوینی و عینی ریاضی گونه ای است که به اندازه قانون جاذبه در فیزیک، بی رحم و غیرقابل مذاکره اند. یکی از بارزترین نمونه های تقابل تشریع و تکوین در حوزه اقتصاد کلان رخ می دهد.
سیستم ها معمولا برای بقای کوتاه مدت خود، تامین کسری بودجه، یا راضی نگه داشتن شبکه های حامیانشان، به جای اصلاحات ساختاری دردناک، راحت ترین مسیر یعنی «چاپ پول بدون پشتوانه» (بسط پایه پولی) را انتخاب می کنند. این یک تصمیم و قانون گذاری انسانی است.
پول در ذات تکوینی اقتصاد، صرفا یک «سند حواله» برای کالا و خدمات است. بر اساس معادله مبادله (Equation of Exchange) در نظریه مقداری پول، رابطه زیر همواره برقرار است:
M×V=P×Y
که در آن M حجم پول، V سرعت گردش پول، P سطح عمومی قیمت ها و Y تولید ناخالص واقعی است. وقتی اراده تشریعی حجم پول (M) را به 0شدت افزایش می دهد، در حالی که تولید (Y) ثابت مانده یا به دلیل ناکارآمدی کاهش می یابد، به لحاظ تکوینی تنها متغیری که می تواند این معادله را تراز کند، سطح قیمت ها (P) است. این افزایش اجتناب ناپذیر، همان تورم است.
تورم، یک مالیات پنهان و به شدت ناعادلانه است. بر اساس «اثر کانتیلون» (Cantillon Effect)، پول های جدید چاپ شده پیش از آنکه به دست اقشار پایین جامعه برسند و باعث افزایش قیمت ها شوند، توسط ثروتمندان و افراد متصل به هسته خلق پول، تبدیل به دارایی های ثابت می شوند. در نتیجه، جیب فقرا خالی تر و صاحبان دارایی غنی تر می شوند. چاپ پول برای حفظ سیستم، در بلندمدت دقیقا پایه های همان سیستم — یعنی طبقه متوسط و ضعیف که نیروی کار و موتور محرک جامعه هستند — را نابود می کند. سیستمی که اقتصادش فرو بپاشد، مانند ساختمانی است که فونداسیون آن پودر شده است؛ هرچقدر هم نمای ظاهری اش (تشکیلات نظامی یا نظارتی) را محکم نگه دارد، با یک تکانه کوچک بیرونی یا درونی فرو می ریزد.
۳. بعد روان شناختی و جامعه شناختی: تکوین اراده و پارادوکس اجبار
انسان در بعد تکوینی، موجودی است دارای اراده، عاملیت (Agency) و نیازمند حس استقلال. تلاش برای قالب بندی این موجودیت پیچیده با ابزارهای مکانیکی، منجر به بروز مقاومت های شدید روانی می شود.
گاهی سیستم تصمیم می گیرد یک هنجار فرهنگی، سبک زندگی یا عقیدتی را با استفاده از اهرم زور، جریمه و تهدید، بر جامعه تحمیل کند. توجیه نهاد قانون گذار معمولا این است که یکپارچگی فرهنگی برای بقای سیستم ضروری است.
در روان شناسی اجتماعی، مفهومی بنیادی به نام «واکنش گرایی روانی» (Psychological Reactance) وجود دارد (Brehm, 1966). وقتی انسان ها احساس کنند آزادی های فردی و حق انتخاب مشروع آن ها تهدید یا به زور سلب شده است، از نظر روانی برانگیخته می شوند تا دقیقا همان رفتار ممنوعه را انجام دهند. این واکنش نه لزوما به خاطر علاقه ذاتی به آن عمل ممنوعه، بلکه صرفا به عنوان مکانیزمی برای «بازپس گیری حس عاملیت و استقلال از دست رفته» صورت می گیرد.
اعمال زور در حوزه فرهنگ، نه تنها آن هنجار را درونی نمی کند، بلکه آن را به یک «نماد مقاومت» تبدیل می سازد. سیستمی که بخواهد با زور مداوم رفتار جامعه را کنترل کند، مجبور است روز به روز هزینه بیشتری (بودجه های گزاف برای پلیس، دادگاه، زندان و نظارت الکترونیک) صرف کند. این امر باعث اصطکاک دائمی سیستم با مردم، نابودی اعتماد عمومی و از بین رفتن «مشروعیت درونی» می شود. در این حالت، سرمایه اجتماعی که چسب نگهدارنده یک جامعه است، به طور کامل تبخیر می گردد.
۴. بعد سیستمی: پارادوکس بقا و جابه جایی هدف و وسیله
نظریه عمومی سیستم ها (General Systems Theory) ابزار قدرتمندی برای درک چگونگی تولد، حیات و مرگ ساختارها ارائه می دهد. هر سیستمی اعم از بیولوژیک یا اجتماعی، برای تحقق یک «هدف یا کارکرد» مشخص به وجود می آید. کارکرد سیستم حکمرانی اجتماعی، حفظ امنیت، رفاه، اجرای عدالت و ایجاد بستر توسعه انسانی است.
در جامعه شناسی سازمان ها، پدیده ای به نام «جابه جایی هدف» (Goal Displacement) وجود دارد. این خطا زمانی رخ می دهد که یک سیستم اعلام می کند یا در عمل نشان می دهد که «هدف نهایی، حفظ خود سیستم به هر قیمتی است». در اینجا، جای «وسیله» و «هدف» عوض می شود. جامعه، اقتصاد و منابع انسانی که قرار بود سیستم در خدمت آن ها باشد، اکنون به هیزمی برای روشن نگه داشتن تنور بقای خود سیستم تبدیل می شوند.
در ترمودینامیک و نظریه سیستم ها، مفهومی به نام «آنتروپی» (Entropy) وجود دارد که به معنای تمایل سیستم به سمت بی نظمی و فروپاشی است. سیستم های زنده (از جمله جوامع) تنها با وارد کردن انرژی مثبت از محیط (نگ آنتروپی) زنده می مانند.
سیستمی که برای حفظ خود، به اجزای سازنده اش (اقتصاد مردم، اعتماد عمومی، محیط زیست) آسیب سیستماتیک وارد می کند، ارتباط ارگانیک خود را با محیط قطع کرده و درگیر یک چرخه خودویرانگر (Self-destructive loop) می شود. این وضعیت شباهت کاملی به بیماری اتوایمیون (خودایمنی) در زیست شناسی دارد؛ بدنی که برای مقابله با تهدیدات موهوم، شروع به خوردن بافت ها و ماهیچه های حیاتی خود می کند. چنین سیستمی ممکن است با مصرف سرمایه های اندوخته، مدت کوتاهی به بقای ظاهری ادامه دهد، اما ایست قلبی آن از نظر علمی و تکوینی قطعی است.
۵. نتیجه گیری: بازگشت به منشور واقعیت
در یک تحلیل جامع فلسفی و علمی—که در چارچوب مفاهیمی چون اومانیسم آگاهی بنیاد نیز قابل تبیین است—باید پذیرفت که تکوین (سنت ها و قوانین عینی هستی) همواره بر پایه شفافیت، رشد آگاهی، عدالت ساختاری و حق انتخاب و اختیار بنا شده است.
هر ساختار تشریعی (قانون بشری/سیستمی) که در تضاد با این مبانی حرکت کند:
۱. با تولید فقر سیستماتیک (از طریق دستکاری پولی و تورم)، باعث انسداد ساختاری و اقتصادی می شود.
۲. با تحقیر شهروندان و اعمال زور روانی-فرهنگی، باعث انسداد ارتباطی و بحران عاملیت می گردد.
در واقع، این سیستم ها به جای مدیریت جامعه، وارد جنگی تمام عیار با «قوانین تکوینی هستی» شده اند. مطالعه تاریخ جوامع و یافته های علوم سیستمی به وضوح نشان می دهد که هیچ سیستم انسانی ای نمی تواند در یک جنگ فرسایشی با واقعیت عینی پیروز شود. تکوین همواره چیرگی خود را به اثبات رسانده است و واقعیت، دیر یا زود، خود را با قدرتی ویرانگر بر هر توهم تشریعی تحمیل خواهد کرد.
۶. مراجع اکادمیک
- Bertalanffy, L. v. (1968). General System Theory: Foundations, Development, Applications. New York: George Braziller.
- Brehm, J. W. (1966). A Theory of Psychological Reactance. Academic Press.
- Cantillon, R. (1755). Essay on the Nature of Trade in General (Essai sur la Nature du Commerce en Général). Translated by Henry Higgs, London: Macmillan (1931).
- Friedman, M. (1968). “The Role of Monetary Policy”. The American Economic Review, 58(1), 1-17.
- Luhmann, N. (1995). Social Systems. Stanford University Press.
- Merton, R. K. (1968). Social Theory and Social Structure. New York: Free Press.
- Putnam, R. D. (2000). Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community. Simon and Schuster.