چشم درد مردک ،مداوای بیطارو قضاوت داور تحلیل تمثیل اول حکایتی از گلستان سعدی

سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 999

فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICLP03_233

تاریخ نمایه سازی: 19 تیر 1398

چکیده مقاله:

برای نزدیک شدن به اربیتال معانی )فضایی بابیشترین احتمال حضور معانی( مولف مدار،باید به ترسیم و بازآفرینی بافت های موقعیتی موثر در شکل گیری ساختار تمثیل و حکایت بپردازیم. انطباق و استتاردو خط موازی بخش محسوس و بخش معقول همراه انتخاب و چینش خاص واژگان با گستره وسیع دلالتی تمثیلات سعدی را رمزگونه میکند. در این پژوهش، به تبیین بخش اول از حکایت مردکی را چشم درد خاست ... پرداخته شده است. سعدی در این حکایت به نقد چهار رکن اصلی باب تربیت ؛ -1 دانش آموز =( مردک(، -2 معلم =( بیطار(،مواد-3 آموزشی =( آنچه در چشم چارپایان میکنند( و -4 عامل گزینش و کنترل کننده باب تربیت =( داور و حکومت( پرداخته است. در این حکایت، چشم دردکنایه، از درد طلب و ایجاد سوالی در چشم عقل )خرد( شخص است. بیطار، رمزی از فقیه و دانشمندی ظاهربین است که دانشی بسیار اندک دارد و سبک غالب سخنان او قیاسات باطل است؛ نمونه این افراد شیخ ابو عبدالله حسین ابن احمد معروف به بیطار از فرقه ظاهریه است. درحرفه بی طاری آنچه در چشم چارپایان میکرده اند، اغلب از موادی ناخوشایند )سرگین سگ و مدفوع انسان و ...( ساخته می شده است که رمزی از سخنان نسنجیده و تهی از معناست. در مقابل، حکیم مشک و توتیای مروارید، جواهر و عصاره گل =( سخنان حکیمانه و پروده( در چشم افراد میکشد که درد را زایل وچشم خرد افراد را تیزبین میکند. در این حکایت، داور بر خلاف قوانین فقهی و عدم در نظر گرفتن مبحث ضمانت پزشک در برابر بیمار مردک )بیمار( را تنها مقصر ماجرا تشخیص میدهد. این موضوع، نشان میدهدکه رابطه اندام وار بیطار، داور و پادشاه در تعیین سیاست کنترلامور تربیتی )در جهت تثبیت جهل و مقلد ماندن همیشگی مردم =کور شدن افراد( به نفع دستگاه حکومتی در جریان بوده است.

نویسندگان

اسماء نادری دره شوری

کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد

بابک کاویانی سورکی

کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد