تئوری انسان شناسی جنایی

سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4,154

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CBAMA01_014

تاریخ نمایه سازی: 3 تیر 1398

چکیده مقاله:

در سالهای اخیر نظریه های بیولوژیکی در مورد رفتار انسان و درک نظری از رفتار های انسان پیشرفت های قابل توجهی داشته است و همزمان با آن قابلیت های تکنولوژیکی برای سنجش ویژگی های بیولوژیکی و فیزیولوژی رفتار انسان به طور قابل ملاحظه ای تکامل یافته اند. معذالک این در حالی است که تلاش های ابتدایی برای درک روابط بین زیست شناسی انسان و عوامل خارجی که تاثیر بر رفتار انسان میگذارند، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در حال حاضر با توسعه ابزار مطالعه و روش های پیشرفته بیوشیمیایی امکان نگاه به آنالیز بهتر رفتارهای انسانی وجود دارد و نظریه های بیولوژیک معاصر نیز ارتباط تعاملی بین وقایع بیولوژیکی داخلی و رویدادهای جامعه شناختی خارجی را به رسمیت می شناسند.علاوه بر این،افزایش آگاهی از ارتباطات پیچیده بین محیط زیست، و بیولوژی انسان و رفتار ما،به توسعه یک معرفت شناسی غنی و امیدوارانه از رفتار جنایی کمک می کند، سالها پیش چزاره لمبروزو با تحقیقات خود پیرامون ویژگی های جسمانی بزهکاران و تمایز آنان با دیگر افراد جامعه دانش انسان شناسی جنایی را پایه گذاری کرد او برای پی بردن به علل جرم مجرمین را به اعتبار شکل اندازه و خصوصیات فردی مورد مطالعه قرارداد و اولین رویکرد جرم شناسی زیست شناسانه را مطرح نمود. با این حال پیشرفت های علمی ما هنوز به سطح کامل نرسیده است که در آن بتوانیم به طور قطعی مشخص کنیم که اعمال ضد اجتماعی،انحرافی یا جرمی دارای ریشه های زیستی یا همبستگی است. با افزایش آگاهی از موارد فوق واز آن جایی که احتمالا رفتارهای انسانی تابع فعالیت های مجموعه ای از ژن ها می باشد هنوز پرسش هایی مطرح است. و در این بین فیزیولوژی رفتار انسان احتمالا تابع بعضی از مسائل و یا فعالیت هورمونی نیز است، چگونه شیمی در بدن ما تاثیر میگذارد و تحت تاثیر رفتار ما و واکنش به محرک های محیط زیست و چگونه یک محیط اجتماعی بر تمامی این فرآیندهای بیولوژیکی تاثیر می گذارد به نظر می رسد دانش آرام و آهسته ما را به توانایی پیش بینی رفتار و به این ترتیب شاید در آینده قادر به کنترل رفتار های جرم خیز نزدیک می کند و البته در این راستا مراقبت و تدبیر لازم باید به منظور جدا کردن عمل جرم از فرد عامل جرم و جلوگیری از جنایات انجام شود و همانطور که توانایی ما برای شناخت ارتباطات بیولوژیکی رفتار گسترش می یابد، به خطر سوء استفاده از چنین اطلاعاتی در شیوه های غیر اخلاقی و غیر انسانی که مردم را بر اساس رفتار های ممنوعه و پروفایل های بیولوژیکی خود نشان می دهد، باید توجه داشت. لذا با توسعه تدریجی دانش فیزیولوژی رفتار،روانشناسی و بیوشیمی مغز و جرم شناسی امید این وجود خواهد داشت که پیشرفت های مربوطه در زمینه های علمی فوق بتواند توانایی های ما را درکنترل و جلوگیری از رفتارهای نامطلوب اولیه یا جرم زا یا جرم خیز و با هدایت و مشاورت درمان افرادی که به دلایل نامطلوب رفتارهای بیولوژیکی غیر طبیعی دارند هدایت نمایند.

نویسندگان

توحید جواهری

کارشناسی زیست شناسی سلولی و مولکولی - موسسه آموزش عالی کاویان مشهد،ایران

مهرنوش مهدوی شهری

کارشناس ارشد جرم شناسی و مدرس آموزشی - موسسه آموزش عالی کاویان مشهد،ایران