تدوین چارچوب مفهومی اثرات متقابل احساسات سرمایه گذار و محدودیت های آربیتراژ بر کارایی استراتژی های قدرت بنیادی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICMET26_185

تاریخ نمایه سازی: 4 آبان 1405

چکیده مقاله:

استراتژی های قدرت بنیادی به طور گسترده ای به عنوان ابزاری موثر جهت شناسایی شرکت های مستعد و کسب بازدهی مازاد در بازارهای مالی شناخته می شوند. با این حال، شواهد تجربی نشان می دهند که کارایی این استراتژی ها همواره یکسان نیست و تحت تاثیر شرایط حاکم بر بازار قرار دارد. هدف این پژوهش، تدوین یک چارچوب مفهومی منسجم است که تبیین کننده اثرات متقابل «احساسات سرمایه گذار» به عنوان یک متغیر رفتاری و «محدودیت های آربیتراژی» به عنوان یک عامل ساختاری بر کارایی استراتژی های مذکور باشد. با بهره گیری از رویکرد مرور نظام مند ادبیات نظری و مدل های پیشین مالی، این مطالعه به سنتز تعامل میان خطاهای شناختی ناشی از احساسات و اصطکاک های معاملاتی مانند هزینه های مبادله و محدودیت های فروش استقراضی می پردازد. یافته های نظری این پژوهش نشان می دهد که محدودیت های آربیتراژ نه تنها مانع از تصحیح قیمت های انحرافی ناشی از احساسات می شوند، بلکه محیطی را فراهم می آورند که در آن استراتژی های قدرت بنیادی می توانند بازدهی نامتقارنی از خود بروز دهند. این چارچوب مفهومی، مسیر را برای درک ناهمگنی بازده سهام در سطوح مختلف قدرت بنیادی هموار کرده و زیربنای نظری لازم برای مدل سازی های تجربی در بورس اوراق بهادار تهران را فراهم می آورد. در نهایت، این پژوهش ضمن ارائه یک مدل یکپارچه، راهکارهایی برای بهبود تصمیم گیری در مدیریت سبد سهام در شرایط عدم قطعیت بازار پیشنهاد می دهد.