تحلیل استعاره های ساختاری- فضایی «دل» در غزلیات شمس بر اساس نظریه لیکاف و جانسون
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AHMISC02_008
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
نظریه استعاره مفهومی در زبان شناسی شناختی با تاکید بر دیدگاه جرج لیکاف و مارک جانسون نشان می دهد که مفاهیم انتزاعی از رهگذر تجربه های عینی، حسی و زیسته سامان می یابند و زبان بازتابی از این فرآیندهای شناختی است. در این چارچوب، شعر فارسی ظرفیتی ممتاز برای آشکارسازی سازوکارهای ذهنی و عاطفی انسان فراهم می آورد. پژوهش حاضر با تمرکز بر غزلیات شمس تبریزی به بررسی استعاره های ساختاری - فضایی «دل» می پردازد و می کوشد چگونگی عینیت یافتن تجربه های درونی و مفاهیم انتزاعی را در زبان شاعرانه به روشنی تبیین کند. در این مسیر بازنمایی های استعاری دل به منزله سازوکاری برای سازماندهی ادراک، احساس و تجربه انسانی در متن شعر واکاوی می شود. روش پژوهش ترکیبی از رویکرد کمی و کیفی است. در بخش کمی ابیات مرتبط با مفهوم «دل» استخراج و طبقه بندی شدند و در بخش کیفی نمونه های شاخص با رویکرد توصیفی تحلیلی بررسی گردیدند تا الگوهای شکل گیری نگاشت های مفهومی آشکار شود. یافته ها نشان می دهد که مفهوم «دل» در غزلیات شمس ساختاری پویا و چندلایه دارد و استعاره ها در دو گروه ساختاری و جهتی سامان می یابند. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که استعاره های مفهومی نقشی بنیادین در شکل دهی معنا و انتقال تجربه های زیسته در شعر شمس دارند و افقی روشن برای فهم ژرف تر از جهان ذهنی شاعر فراهم می کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
پرستو یمینی
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی واحد ورامین پیشوا دانشگاه آزاد اسلامی ورامین ایران