رابطه بین حجم ساختاری هیپوکامپ (بررسی شده با MRI) و عملکرد حافظه رویدادی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی تک قطبی در مقایسه با افراد سالم(یک مطالعه موردی-شاهدی)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HSLCONF18_196
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
اختلالات شناختی به ویژه در حافظه رویدادی، از علائم شایع و ناتوان کننده اختلال افسردگی اساسی محسوب می شود. مطالعات تصویربرداری عصبی، کاهش حجم هیپوکامپ را به عنوان یکی از پایه های نوروبیولوژیک احتمالی این اختلال مطرح کرده اند. این مطالعه با هدف مقایسه حجم هیپوکامپ و عملکرد حافظه رویدادی و همچنین بررسی رابطه بین این دو متغیر در بیماران مبتلا به MDD در مقابل افراد سالم طراحی شد. در این پژوهش موردی-شاهدی، ۳۰ بیمار مبتلا به MDD تک قطبی و ۳۰ فرد سالم همتا شده از نظر سن، جنس و تحصیلات مورد بررسی قرار گرفتند. حجم هیپوکامپ با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) ساختاری با پروتکل T۱ و نرم افزار FreeSurfer اندازه گیری شد. عملکرد حافظه رویدادی کلامی با زیرمقیاس حافظه منطقی مقیاس حافظه وکسلر (WMS-IV) ارزیابی گردید. یافته ها نشان داد که حجم هیپوکامپ (کل، راست و چپ) در گروه بیمار پس از کنترل حجم داخل جمجمه، به طور معناداری کوچک تر از گروه کنترل بود (۰۵/۰>p). همچنین، عملکرد حافظه رویدادی در هر دو مولفه یادآوری فوری و تاخیری در گروه بیمار ضعیف تر بود (۰۵/۰>p). تحلیل همبستگی جزئی با کنترل سن و تحصیلات، وجود رابطه مثبت و معنادار بین حجم هیپوکامپ و نمرات حافظه را در هر دو گروه تایید کرد، اما شدت این همبستگی در گروه بیماران (۷۱/۰-۶۲/۰=r) به طور قابل توجهی قوی تر از گروه سالم (۴۸/۰-۴۱/۰=r) بود. علاوه بر این، در گروه بیمار، بین حجم کوچک تر هیپوکامپ و مدت طولانی تر بیماری و نیز تعداد دوره های بیشتر، همبستگی معکوس معناداری مشاهده شد. نتیجه گیری نهایی این مطالعه حاکی از آن است که آتروفی هیپوکامپ و نقص حافظه رویدادی به طور همزمان در MDD حضور دارند و بین این دو یک رابطه قوی و معنادار، به ویژه در جمعیت بیمار، وجود دارد. این یافته ها از نقش محوری هیپوکامپ در نوروبیولوژی نقص شناختی افسردگی حمایت کرده و بر اهمیت در نظر گرفتن شاخص های عینی مغزی در ارزیابی و مدیریت بالینی این بیماران تاکید می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زکیه سادات هاشمی فشارکی
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، واحد خوراسگان، دانشگاه آزاد اسلامی، خوراسگان، ایران.
کیمیا صادقی
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی، واحد نایین، دانشگاه آزاد اسلامی، نایین، ایران.
فاطمه معینی کربکندی
کارشناسی روانشناسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، خوراسگان، ایران.
نازنین عباسی
دانشجوی کارشناسی روانشناسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، خوراسگان، ایران.