واکاوی تجربه زیسته دانش آموزان از رابطه ی عاطفی با معلم و تاثیر آن بر انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
BSINA03_004
تاریخ نمایه سازی: 19 مهر 1405
چکیده مقاله:
رابطه ی عاطفی معلم و دانش آموز یکی از عمیق ترین و تاثیرگذارترین ابعاد تجربه مدرسه است؛ رابطه ای که می تواند کلاس درس را به یک پناهگاه «امن» تبدیل کند یا آن را به فضایی سرد و بیگانه بدل سازد. با وجود تاکید پژوهش های متعدد بر نقش محوری معلم در انگیزش و خودکارآمدی دانش آموزان کمتر به صدای خود دانش آموزان گوش داده شده است؛ اینکه آنها خودشان این رابطه را چگونه درک می کنند و چه معنایی برای آن قائل اند. هدف پژوهش حاضر، واکاوی تجربه زیسته دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی از رابطه ی عاطفی با معلم و تاثیر آن بر انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکت کنندگان ۳۰ نفر از دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی شهر شیروان بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته ی عمیق جمع آوری و با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. یافته ها در قالب ۵ مضمون اصلی سازماندهی شدند: «معلم مهربان خانه ی دوم را می سازد (احساس امنیت و تعلق)»، «حرف تو، باور من می شود (نقش بازخورد معلم در خودکارآمدی)»، «وقتی معلم می ترساند، انگیزه فرار می کند (دلبستگی ناایمن و کاهش انگیزش)»، «با تو می شوم؛ بدون تو هیچکس (وابستگی عاطفی و نقش جبرانی معلم)» و «معلم ایده آل از نگاه من (ویژگی های معلم دلبستگی ساز)». نتایج نشان داد که دانش آموزانی که با معلم خود رابطه ای گرم، حمایت گر و مبتنی بر اعتماد تجربه می کنند، مدرسه را مکانی امن و دلپذیر توصیف می کنند و از انگیزه و اعتماد به نفس بالاتری برای یادگیری سخن می گویند؛ در مقابل دانش آموزانی که رابطه ای سرد، طردکننده یا همراه با اضطراب با معلم داشته اند، از کاهش انگیزه، ترس از اشتباه، بی اعتمادی به توانایی های خود و حتی بیگانگی از مدرسه می گویند. همچنین دانش آموزان «معلم دلبستگی ساز» را معلمی توصیف کردند که همزمان «مهربان و قاطع»، «تشویق کننده و واقع گرا»، «دسترس پذیر و صبور» و «آموزگار و پناه» است. بحث و نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که رابطه ی عاطفی با معلم، نه یک مفهوم انتزاعی روان شناختی بلکه یک تجربه عینی و روزمره است که در بستر کلاس درس انگیزه و خودکارآمدی دانش آموزان را می سازد یا تخریب می کند. بر این اساس توانمندسازی معلمان برای ایجاد روابط ایمن و حمایت گرانه، نه یک توصیه اخلاقی خوشایند، بلکه یک ضرورت آموزشی راهبردی است که می تواند مسیر تحصیلی دانش آموزان را برای سال ها تعیین کند.
کلیدواژه ها:
رابطه ی عاطفی معلم دانش آموز ، انگیزش تحصیلی ، خودکارآمدی ، دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی ، مطالعه ی پدیدارشناختی
نویسندگان
مصطفی صابریان
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی ایران
امیرحسین اخلاقیان
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی ایران
رضا رحیمیان
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی ایران
جعفر حبیبی
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی ایران