تحلیل حکمت در اندیشه اسلامی و سنت های فلسفی جهان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HEKMAT01_018

تاریخ نمایه سازی: 4 مهر 1405

چکیده مقاله:

حکمت یکی از بنیادین ترین مفاهیم در تاریخ اندیشه بشری است که در سنت های فلسفی گوناگون تعابیر متنوعی یافته است. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی-تحلیلی، به بررسی مفهوم حکمت در سه سنت فکری بزرگ یونان باستان، اندیشه اسلامی، و فلسفه های شرقی (هند و چین) می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، تبیین شباهت ها و تفاوت های مفهومی حکمت در این سنت ها و بررسی امکان گفت وگوی میان فرهنگی در این باب است. در سنت یونانی، حکمت از سقراط به عنوان خودشناسی، در افلاطون به عنوان صعود به عالم مثل، و در ارسطو به عنوان علم به علل و تمایز میان حکمت نظری و عملی تبیین شد. در اندیشه اسلامی، حکمت ریشه در آموزه های قرآنی داشت و از طریق تلاقی با فلسفه یونانی، سنت های منحصربه فردی از کندی تا ملاصدرا پدید آورد. در سنت های شرقی، هند با تاکید بر شهود درونی و شناخت وحدت آتمن و برهمن، و چین با کنفسیوسیسم و تائوئیسم، برداشت های متمایزی ارائه دادند. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه هر سنت بر جنبه های خاصی از حکمت تاکید دارد — یونان بر عقل نظری، اسلام بر وحدت عقل و وحی، و شرق بر شهود درونی — اما همه در جستجوی حقیقت نهایی و کمال انسانی اشتراک دارند. این مقاله استدلال می کند که بازخوانی مفهوم حکمت در گفت وگوی سنت های فلسفی، می تواند به غنای معاصر فلسفه و پاسخگویی به بحران های عصر حاضر کمک شایانی نماید.