توسعه سرمایه انسانی اشتدادی در نظام حکمرانی: تبیین الگویی مبتنی بر نظریه حرکت جوهری ملاصدرا

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HEKMAT01_001

تاریخ نمایه سازی: 4 مهر 1405

چکیده مقاله:

سرمایه انسانی در ادبیات متعارف مدیریت و حکمرانی عموما به مجموعه ای از دانش، مهارت ها، توانایی ها و شایستگی های کارکنان اطلاق می شود که از طریق آموزش و توانمندسازی قابل توسعه است. با وجود اهمیت این رویکرد، بخش عمده نظریه های رایج سرمایه انسانی، انسان را در چارچوبی کارکردگرایانه و ابزاری تبیین کرده و توسعه او را عمدتا به انباشت دانش و مهارت فروکاسته اند. این در حالی است که حکمت متعالیه ملاصدرا با تکیه بر اصولی همچون اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری، انسان را موجودی ذو مراتب، پویا و در حال اشتداد وجودی می داند که مسیر تکامل او صرفا در افزایش قابلیت های حرفه ای خلاصه نمی شود، بلکه شامل ارتقای مراتب معرفتی، اخلاقی، عملی و حکمی نیز هست. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بازاندیشی در مفهوم توسعه سرمایه انسانی و ارائه الگویی نوین برای نظام حکمرانی، مفهوم «سرمایه انسانی اشتدادی» را بر مبنای نظریه حرکت جوهری تبیین می کند. این پژوهش از نوع مطالعات نظری و بنیادی بوده و با روش تحلیل مفهومی و استنباطی، به بررسی مبانی انسان شناختی و وجودشناختی حکمت متعالیه و دلالت های آن برای توسعه سرمایه انسانی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه سرمایه انسانی از منظر حکمت متعالیه، فرایندی از اشتداد وجودی و «لبس بعد از لبس» است که در آن انسان به طور مستمر به مراتب بالاتری از ادراک، فضیلت، حکمت عملی و توان کنش دست می یابد. بر این اساس، الگوی سرمایه انسانی اشتدادی مشتمل بر شش بعد اصلی شامل اشتداد معرفتی، اشتداد عملی، اشتداد اخلاقی، اشتداد ادراکی–شهودی، اشتداد حکمی، اشتداد هویتی و در نهایت اشتداد وجودی که در تعامل با یکدیگر زمینه تعالی فردی و ارتقای کیفیت حکمرانی را فراهم می سازند. نوآوری پژوهش حاضر در ارائه مفهوم «سرمایه انسانی اشتدادی» به عنوان پارادایمی بدیل برای رویکردهای متعارف توسعه سرمایه انسانی و تبیین ظرفیت های نظری حکمت متعالیه در بازسازی مبانی حکمرانی و توسعه منابع انسانی است. در این چارچوب، حکمرانی نه صرفا سازوکاری برای اداره امور، بلکه بستری برای شکوفایی و ارتقای مراتب وجودی انسان تلقی می شود.

نویسندگان