نقش مولفه های قدرت در قصائد ناصر خسرو براساس دیدگاه میشل فوکو
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CIRER05_025
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
قدرت یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشه های اجتماعی و ادبی است که همواره در آثار شاعران و نویسندگان بازتاب یافته است. ناصر خسرو قبادیانی شاعر و اندیشمند قرن پنجم هجری در قصائد خود به بررسی مسائل سیاسی، اجتماعی و دینی زمانه خویش پرداخته و با زبانی انتقادی در برابر بسیاری از ساختارهای مسلط قدرت موضع گرفته است. از سوی دیگر، میشل فوکو، فیلسوف معاصر فرانسوی، قدرت را نه صرفا در اختیار حکومت ها بلکه در شبکه ای از روابط اجتماعی، گفتمان ها و نظام های دانایی بررسی می کند. این پژوهش با تکیه بر دیدگاه فوکو به تحلیل مولفه های قدرت در قصائد ناصر خسرو می پردازد و نشان می دهد که مفاهیمی چون دانش، حقیقت، دین، عقل و زبان شعری چگونه به ابزارهایی برای مقاومت در برابر قدرت های مسلط تبدیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که شعر ناصر خسرو عرصه ای برای مبارزه گفتمانی و بازتعریف حقیقت در برابر گفتمان های غالب زمانه است.
نویسندگان
نوشین عبداله زاده
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
لاله دشتی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت