خانه به مثابه زیست جهان: تاملی(جستاری) پدیدارشناسانه در معنای سکونت ایرانی امروز
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HOUSECONF01_027
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش پیش رو با پرسشی آغاز می شود که خود، به آهستگی به ژرفای تجربه سکونت راه می برد: در روزگار شتابزده کنونی، با ریتم تند زمانه و دگرگونی های سبک زیست امروز، که مکثی آگاهانه می طلبد؛ خانه ایرانی امروز چگونه از کالبدی محدود فراتر می رود و به زیست جهانی معنادار بدل می شود؟ مسئله در خود دگرگونی است؛ آنجا که تداخل شتاب شهر، فشار زمان و نوسان های فرهنگی، خانه را به صحنه تازه ای بدل می کند، چه خوانش تازه ای از بودن در خانه پدید می آورد و چگونه فرد ایرانی، جایی میان حافظه معماری و نیازهای اکنون، شیوه ای نو از سکونت می سازد. هدف مطالعه آن است که لایه های ناپیدای تجربه سکونت را در بستر زندگی اکنون آشکار کند؛ لایه هایی که تنها در نور گذرنده روز، در مکث کوتاه آستانه ها و در خاموشی فضاهای میانی رخ می نمایند. سوال اصلی پژوهش: بر این محور استوار است که این عناصر، هنگامی که در جریان زیست روزمره فعال می شوند، چگونه به سازندگان معنا بدل می گردند و در ساختن «معنای سکونت» نقش آفرینی می کنند. روش تحقیق: بر مشاهده پدیدارشناسانه خانه های معاصر، تحلیل تطبیقی سیر تحول عناصر میانجی در سه نسل اخیر و گفتگو با ساکنان از طیف های متفاوت استوار است. یافته ها نشان می دهد خانه امروز - در ابعاد کوچک و فشرده معماری شهری - می کوشد صورت دگرگون شده ای از خاطره ایوان، هشتی و فضاهای نیمه باز را در خود نگاه دارد؛ و همین کوشش آرام و پیوسته، بنیانی تازه برای سبک زندگی ایرانی پدید می آورد؛ سبکی که سکونت را نه به کارکرد محض، بلکه به تجربه بودن و زیستن نزدیک می کند. نتایج: این پژوهش نشان می دهد که خانه ایرانی امروز، با وجود فشردگی کالبدی و فشارهای زیست شهری، هنوز توان برساختن معنا را از دست نداده است؛ بلکه در سکوت آستانه ها، در گذر نور، و در تداوم ناپیدای فضاهای میانی، صورتی دگرگون شده از حافظه معماری را زنده نگه می دارد. این عناصر میانجی، هنگامی که در جریان زندگی روزمره فعال می شوند، نقشی تعیین کننده در سازمان دهی تجربه سکونت ایفا می کنند و میان نیاز فردی به خلوت و ضرورت پیوند با جهان اجتماعی تعادلی تازه برقرار می سازند. از خلال همین تعادل است که سبک زندگی ایرانی امروز، با همه ناهمگونی ها و تغییراتش، بنیانی معنایی می یابد و خانه، بار دیگر نه صرفا مکانی برای بودن، بلکه محملی برای تجربه بودن می شود؛ آن گونه که سکونت، معنا را در دل زیستن می رویاند و حافظه معماری در کالبدی نو تنفس می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرانک جاویدی
مربی، گروه معماری، دانشکده هنر، معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران