ساختار نمادین طبیعت در شعر سهراب سپهری (با تکیه بر هشت کتاب)
محل انتشار: نهمین همایش بین المللی زبان و ادبیات فارسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ADABICONF09_199
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
طبیعت در شعر سهراب سپهری نه عنصری توصیفی و تزئینی، بلکه بنیانی هستی شناختی و ساختاری است. سپهری بی تردید یکی از تاثیرگذارترین و محبوب ترین شاعران معاصر ایران است؛ شعر او تلفیقی است از تصویرهای شاعرانه ناب، عرفان شرقی و غربی، و نگاهی عمیق و رازآلود به طبیعت. آنچه شعر او را از بسیاری از شاعران معاصر متمایز می کند، نحوه مواجهه با عناصر طبیعی است؛ در شعر او، آب، درخت، نور، باد، خاک و کوه صرفا ابزار توصیف نیستند، بلکه به زبانی برای بیان عمیق ترین جهان بینی اش تبدیل شده اند. این پژوهش با رویکردی توصیفی‑تحلیلی و با بهره گیری از تحلیل نمادشناختی و بسامد واژگانی، به بررسی کارکرد عناصر طبیعی در مجموعه «هشت کتاب» می پردازد. ابتدا با ارائه جدول بسامد عناصر کلیدی (آب، نور، درخت، باد، دشت، ابر/باران، خاک، کوه) جایگاه کمی آن ها مشخص شده، سپس با استناد به آرای صاحب نظرانی چون شفیعی کدکنی، پورنامداریان، راکعی و الیاده، ابعاد نمادین هر یک تحلیل می شود. یافته ها نشان می دهد عناصر طبیعی در سه سطح بنیادین (آب، نور، درخت)، پویشی (باد، باران، دشت) و وجودی (خاک، کوه، سنگ) سامان می یابند و شبکه ای معنایی می سازند که بیانگر نوعی عرفان طبیعی و هستی شناسی شاعرانه است. نتایج حاکی از آن است که بسامد بالای برخی عناصر، با جایگاه معنایی مرکزی آن ها همبستگی دارد و شعر سپهری واجد ساختاری منسجم و نظام مند در بازنمایی طبیعت است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
امیرحسین عباس نیا
دانش آموز رشته علوم انسانی، دبیرستان شهید بهشتی، شهرستان نیر، اردبیل
رضا جعفری
دانش آموز رشته علوم انسانی، دبیرستان شهید بهشتی، شهرستان نیر، اردبیل
محمد شهبازی
دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه تبریز