بررسی نقش اضطراب اجتماعی در اجتناب از فضاهای ورزشی عمومی توسط زنان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 5 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SASM10_228

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: مشارکت زنان در فعالیت های بدنی و ورزشی یکی از شاخص های مهم سلامت عمومی و کیفیت زندگی در جوامع امروزی محسوب می شود. علی رغم افزایش آگاهی عمومی نسبت به اهمیت ورزش و گسترش فضاهای ورزشی عمومی، شواهد آماری حاکی از میزان پایین مراجعه زنان به این مکان ها است. پژوهش های پیشین موانع متعددی از جمله محدودیت های فرهنگی اجتماعی، نبود امکانات مناسب و عوامل اقتصادی را شناسایی کرده اند لیکن نقش عوامل روان شناختی به ویژه اضطراب اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اضطراب اجتماعی به عنوان ترس مداوم و شدید از موقعیت های اجتماعی که فرد احساس می کند مورد ارزیابی و قضاوت دیگران قرار می گیرد، می تواند عامل مهمی در اجتناب از حضور در فضاهای عمومی باشد (Levinson et al., ۲۰۱۳). مطالعات نشان داده اند که افراد دارای اضطراب اجتماعی بالا به دلیل ترس از ارزیابی منفی دیگران درباره ظاهر بدنی، مهارت ها و توانایی های جسمانی احتمال بیشتری برای اجتناب از ورزش در مکان های عمومی دارند (Sabourin et al., ۲۰۱۱). فضاهای ورزشی عمومی به دلیل ماهیت باز و قابل مشاهده بودن، می توانند محرک های قوی برای افراد دارای اضطراب اجتماعی باشند (Mason et al., ۲۰۱۹). در جامعه ایرانی مطالعات محدودی به رابطه بین متغیرهای روان شناختی و مشارکت ورزشی زنان پرداخته اند و نقش اضطراب اجتماعی در این حوزه نیازمند بررسی عمیق تر است (Mehrvarzan et al., ۲۰۲۱; Yousefi et al., ۲۰۱۰). این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین میزان اضطراب اجتماعی و اجتناب از فضاهای ورزشی عمومی در زنان و شناسایی عوامل واسطه گر این رابطه انجام شد. روش تحقیق: این پژوهش با رویکرد کمی و به روش توصیفی همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه زنان ۱۸ تا ۵۰ سال ساکن شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود. با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای چندمرحله ای، تعداد ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. معیارهای ورود شامل سن ۱۸ تا ۵۰ سال، سکونت در شهر تهران، عدم ابتلا به اختلالات روانی شدید تحت درمان و تمایل به شرکت داوطلبانه بود. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه اضطراب اجتماعی لایبویتز نسخه فارسی با ۲۴ گویه دارای پایایی ۰.۹۲ و روایی تایید شده، پرسشنامه محقق ساخته الگوی استفاده از فضاهای ورزشی عمومی شامل میزان مراجعه در مقیاس لیکرت پنج درجه ای، دلایل اجتناب و موانع ادراک شده دارای پایایی ۰.۸۸ و پرسشنامه جمعیت شناختی. روایی محتوایی و صوری پرسشنامه محقق ساخته توسط ده نفر از متخصصان روان شناسی ورزشی، جامعه شناسی و مدیریت ورزشی با میانگین شاخص روایی محتوا ۰.۸۹ تایید شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمون های همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش گام به گام، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه در سطح معناداری ۰.۰۵ انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ۶۲% از شرکت کنندگان هرگز یا به ندرت کمتر از یک بار در ماه به فضاهای ورزشی عمومی مراجعه می کنند. میانگین نمره اضطراب اجتماعی در گروه زنانی که به فضاهای ورزشی مراجعه نمی کنند (M=۱۲.۳, SD=۸.۵) به طور معناداری بالاتر از گروه زنان فعال در این فضاها (M=۱۰.۸, SD=۷.۵۲) بود (p < ۰.۰۰۱, d = ۲.۲۷). آزمون همبستگی پیرسون رابطه مثبت و معناداری بین نمره اضطراب اجتماعی و میزان اجتناب از فضاهای ورزشی عمومی نشان داد (r = ۰.۶۸, p < ۰.۰۰۱). تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام نشان داد که اضطراب اجتماعی ۴۶% از واریانس اجتناب از فضاهای ورزشی را تبیین می کند (R۲adjusted = ۰.۴۶). علاوه بر این، متغیرهای سطح تحصیلات (β = -۰.۱۸, p < ۰.۰۱) و وضعیت تاهل (β = ۰.۱۲, p < ۰.۰۵) نیز نقش معناداری داشتند. مهم ترین دلایل اجتناب گزارش شده عبارت بودند از ترس از قضاوت دیگران درباره ظاهر بدنی (۷۳%)، احساس ناراحتی و اضطراب در حضور افراد غریبه (۶۸%)، نگرانی از عدم مهارت کافی در انجام تمرینات ورزشی (۵۹%) و کمبود اعتماد به نفس در موقعیت های اجتماعی (۵۴%). تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که زنان با سطوح بالاتر اضطراب اجتماعی به طور معناداری بیشتر موانعی همچون کمبود حریم شخصی (F(۱,۳۸۳) = ۴۵.۳۲, p < ۰.۰۰۱)، ازدحام جمعیت (F(۱,۳۸۳) = ۲۸.۱۲, p < ۰.۰۰۱) و نبود امکانات اختصاصی برای زنان (F(۱,۳۸۳) = ۲۴.۷۸, p < ۰.۰۰۱) را گزارش کردند. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که اضطراب اجتماعی نقش قابل توجه و معناداری در اجتناب زنان از فضاهای ورزشی عمومی ایفا می کند و بیش از نیمی از افراد با اضطراب اجتماعی بالا به دلیل ترس از ارزیابی منفی دیگران از حضور در این فضاها خودداری می کنند. این یافته ها با نتایج مطالعات بین المللی که نشان می دهند اضطراب اجتماعی مانع اصلی مشارکت در فعالیت های بدنی عمومی است، همسو می باشد (Levinson et al., ۲۰۱۳; Sabourin et al., ۲۰۱۱). یافته ها بر اهمیت توجه به ابعاد روان شناختی و اجتماعی در طراحی و مدیریت فضاهای ورزشی تاکید دارد. پیشنهاد می شود برنامه ریزان شهری و مدیران مجموعه های ورزشی با ایجاد فضاهای اختصاصی و نیمه خصوصی برای زنان، ارائه برنامه های آموزشی تدریجی برای مبتدیان، ایجاد فرهنگ عدم قضاوت و احترام متقابل و تسهیل دسترسی به محیط های ورزشی ایمن و حمایتی موانع روان شناختی را کاهش دهند. همچنین، برگزاری کارگاه های مدیریت اضطراب اجتماعی، آموزش مهارت های اجتماعی و ارتقای خودکارآمدی ورزشی می تواند در افزایش مشارکت زنان موثر واقع شود. محدودیت های این پژوهش شامل محدود بودن نمونه به شهر تهران، استفاده از ابزارهای خودگزارشی و طرح مقطعی پژوهش است که امکان استنتاج علی را محدود می سازد. پیشنهاد می شود مطالعات آینده با روش های آمیخته کمی-کیفی، طرح های طولی در شهرهای مختلف با تنوع فرهنگی بیشتر و با استفاده از مصاحبه عمیق برای فهم تجربه زیسته زنان انجام پذیرد.

نویسندگان

مینا عالمی

دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی دانشگاه تبریز