واکاوی نقش عاملیت نخبگان در گذار فرهنگی جامعه ایران، تحلیل نقش نخبگان در مدیریت تغییرات فرهنگی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 43

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HLVONG02_009

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات فرهنگی در جوامع معاصر یکی از بنیادی ترین و پیچیده ترین ابعاد تغییرات اجتماعی به شمار می آید و فهم آن مستلزم توجه هم زمان به نیروهای ساختاری، فرایندهای تاریخی و کنشگری بازیگران اجتماعی است. فرهنگ نه تنها مجموعه ای از ارزش ها، هنجارها، باورها و نمادهاست، بلکه بستری برای شکل گیری هویت اجتماعی، بازتولید نظم اجتماعی و جهت دهی به کنش های فردی و جمعی محسوب می شود. در جهان معاصر، فرایندهایی همچون جهانی شدن، گسترش رسانه های دیجیتال، توسعه فناوری های ارتباطی، افزایش سطح آموزش، رشد شهرنشینی و تغییر الگوهای مصرف فرهنگی، موجب شده اند که جوامع با تحولات گسترده و شتابان فرهنگی مواجه شوند (Castells, ۲۰۱۰). جامعه ایران نیز در دهه های اخیر از این روندها متاثر بوده و دگرگونی های قابل توجهی را در حوزه سبک زندگی، ارزش های اجتماعی، روابط نسلی، الگوهای هویتی و شیوه های ارتباطی تجربه کرده است. در چنین شرایطی، مسئله نقش نخبگان فرهنگی و فکری در هدایت، مدیریت یا تفسیر این تحولات اهمیت ویژه ای پیدا می کند. نخبگان به عنوان گروهی برخوردار از سرمایه فرهنگی، نمادین و دانشی (Bourdieu, ۱۹۸۶)، می توانند در تولید گفتمان های فرهنگی، بازتعریف معانی اجتماعی، جهت دهی به افکار عمومی (Habermas, ۱۹۸۹) و ایجاد نهادهای فرهنگی نقش آفرینی کنند. با این حال، میزان اثرگذاری آنان تابع شرایط ساختاری جامعه، ظرفیت عرصه عمومی (Habermas, ۱۹۸۹)، نوع رابطه با افکار عمومی و میزان مشروعیت اجتماعی است. ازاین رو، تحلیل نقش نخبگان بدون توجه به نسبت میان ساختار و عاملیت ممکن نیست (Giddens, ۱۹۸۴). پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش عاملیت نخبگان در فرآیند گذار فرهنگی جامعه ایران و بررسی نسبت میان ساختارهای اجتماعی، کنش نخبگانی و نهادسازی فرهنگی انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی صورت گرفته است. چارچوب نظری پژوهش با استفاده از نظریه ساخت یابی گیدنز (Giddens, ۱۹۸۴)، نظریه نخبگان (Pareto, ۱۹۳۵; Mosca, ۱۹۳۹; Mills, ۱۹۵۶) و نظریه میدان و سرمایه بوردیو (Bourdieu, ۱۹۸۶) تدوین شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نخبگان فرهنگی زمانی می توانند در تحولات فرهنگی جامعه اثرگذاری پایدار داشته باشند که علاوه بر برخورداری از سرمایه نمادین، امکان ارتباط با جامعه، حضور در عرصه عمومی و مشارکت در فرایند نهادسازی را نیز داشته باشند. همچنین ضعف نهادهای میانجی، شکاف میان نخبگان و افکار عمومی، رقابت شدید رسانه ای و محدودبودن بسترهای گفت وگوی اجتماعی از مهم ترین موانع نقش آفرینی نخبگان در جامعه ایران محسوب می شود. در نهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که تحولات فرهنگی در ایران حاصل تعامل پیچیده میان ساختارهای اجتماعی، نیروهای فرهنگی و عاملیت نخبگان است و هرگونه سیاست گذاری فرهنگی موثر باید این تعامل چندسطحی را در نظر بگیرد (Giddens, ۱۹۸۴; Bourdieu, ۱۹۸۶).