کاوشی پدیدارشناختی از تجربه تحصیلی فرزندان دارای والدین با طرحواره های ناسازگار اولیه (حوزه شکست، معیارهای سختگیرانه، نقص-شرم و بی اعتمادی)
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 82
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPCFMM01_356
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف کاوشی پدیدارشناختی از تجربه تحصیلی فرزندان دارای والدین با طرحواره های ناسازگار اولیه در حوزه شکست، معیارهای سخت گیرانه، نقص-شرم و بی اعتمادی در شهر شیراز انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان محصل دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بود که والدین آنان دارای نمرات بالایی در چهار طرحواره مذکور بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و با ملاک نمرات برش انجام گرفت که شامل نمرات بالای ۲۰.۶۳ در طرحواره شکست، بالای ۱۶.۷۵ در طرحواره نقص-شرم، بالای ۱۸.۴۸ در طرحواره معیارهای سخت گیرانه و بالای ۱۷.۱۲ در طرحواره بی اعتمادی بود. در مجموع، ۱۰ نوجوان (۵ دختر و ۵ پسر) برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. تحلیل داده ها بر اساس روش تحلیل مضمون و با تمرکز بر استخراج الگوهای هیجانی، شناختی و تجربی انجام شد. یافته ها نشان داد نوجوانان دارای والدین با طرحواره های ناسازگار با مجموعه ای از چالش های چندبعدی در تجربه تحصیلی خود مواجه می شوند. مهم ترین این چالش ها شامل فشار روانی ناشی از انتظارات سخت گیرانه والدین، احساس بی کفایتی و درونی سازی طرحواره شکست، تجربه شرم و بی ارزشی در مواجهه با نمرات پایین، جو بی اعتمادی و کنترل افراطی در تعاملات تحصیلی و کاهش انگیزه و افت تحصیلی بود. در مقابل، حمایت اجتماعی از سوی دوستان و گاهی معلمان نقش مهمی در تعدیل این فشارها و سازگاری بهتر نوجوانان ایفا می کرد. شرکت کنندگان بر اهمیت وجود فردی که بدون قضاوت به آنان گوش دهد و آنان را درک کند تاکید داشتند. بر اساس این نتایج، توصیه می شود نظام آموزشی و مشاوره ای مدارس برنامه های حمایتی ویژه دانش آموزان دارای والدین با طرحواره های ناسازگار طراحی و اجرا کند. همچنین پیشنهاد می شود کارگاه های آموزشی برای والدین با هدف کاهش طرحواره های ناسازگار و اصلاح سبک های فرزندپروری برگزار شود و دسترسی به خدمات مشاوره ای تخصصی در مدارس افزایش یابد. چنین اقداماتی می تواند روند سازگاری روانی و تحصیلی این نوجوانان را تسهیل کرده و کیفیت زندگی و عملکرد تحصیلی آنان را ارتقا دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
المیرا خضری
گروه روانشناسی بالینی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران