بررسی نسبت حق و مصلحت در دیدگاه کارل پوپر و کارل اشمیت

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LAWBCNF10_013

تاریخ نمایه سازی: 29 مرداد 1405

چکیده مقاله:

کارل پوپر و کارل اشمیت دو فیلسوف برجسته قرن بیستم می باشند که دیدگاه های متفاوتی درباره مفهوم حق و مصلحت ارائه داده اند. پوپر حقوق فردی را به عنوان ابزارهای ضروری برای حمایت از جامعه باز و عقلانیت انتقادی می بیند و معتقد است که مصلحت باید در چارچوب اصلاحات تدریجی و مشروط به حفظ حقوق انسان ها باشد. او حقوق را به عنوان چارچوبی غیرقابل نقض برای هر اقدام مصلحت جویانه مطرح کرده و به نقد ایدئولوژی ها و جزم اندیشی ها تاکید می کند. در مقابل اشمیت حقوق را امتیازات مشروط به تشخیص حاکم از مصلحت عمومی می داند و مصلحت را در خدمت حفظ حاکمیت مطلق دولت در وضعیت استثنایی تعریف می کند. به اعتقاد اشمیت حقوق فردی تابع تشخیص حاکم است و مصلحت عمومی بر حقوق فردی تقدم دارد. این تفاوت های نظری منجر به شکل گیری نظام های سیاسی متفاوتی می شود؛ در حالی که اندیشه پوپر مبنای نظام های دموکراتیک و پاسخگو را فراهم می کند، نظریه اشمیت به توجیه اقتدارگرایی و حاکمیت شخصی می انجامد. مطالعه تطبیقی این دو دیدگاه نشان می دهد که تقابل بین حق و مصلحت همچنان به عنوان چالشی اساسی در فهم تنش های معاصر میان حق، مصلحت، آزادی و امنیت باقی مانده است.

نویسندگان

سید محمد علی باقری

دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه قم