مقایسه اثر بخشی آموزش مبتنی بر شفقت و درمان شناختی رفتاری بر احساس تنهایی و کنترل هیجان افراد مبتلا به اختلال وسواسی فکری

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 1

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IPCAE02_0388

تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404

چکیده مقاله:

اختلال وسواسی فکری (OCD) یکی از اختلالات روانی شایع است که با افکار وسواسی و رفتارهای تکراری مشخص می شود و می تواند به احساس تنهایی و مشکلات در کنترل هیجان منجر شود. این مقاله به بررسی و مقایسه دو رویکرد درمانی، یعنی آموزش مبتنی بر شفقت (CFT) و درمان شناختی رفتاری (CBT)، در کاهش احساس تنهایی و بهبود کنترل هیجان در افراد مبتلا به OCD می پردازد. نتایج تحقیقات نشان می دهند که هر دو رویکرد می توانند به طور موثری به کاهش علائم OCD و بهبود کیفیت زندگی افراد کمک کنند. CFT به افزایش شفقت به خود و بهبود روابط اجتماعی تاکید دارد، در حالی که CBT بر تغییر الگوهای فکری و رفتاری تمرکز می کند. یافته ها نشان می دهند که CFT در کاهش احساس تنهایی و CBT در بهبود کنترل هیجان موثرتر است. این مقاله همچنین به بررسی تکنیک های مختلف هر دو رویکرد پرداخته و تاثیرات آنها بر روی کیفیت زندگی و سلامت روانی افراد مبتلا به OCD را تحلیل می کند. به علاوه، نتایج نشان می دهند که ترکیب این دو رویکرد می تواند به بهبود نتایج درمانی کمک کند. در نهایت، این مقاله به ضرورت تحقیقات بیشتر در زمینه ترکیب این دو رویکرد و بررسی تاثیرات طولانی مدت آنها بر کیفیت زندگی افراد مبتلا به OCD اشاره می کند. تحقیقات نشان می دهند که درک بهتر از احساسات و افکار وسواسی می تواند به بیماران کمک کند تا با چالش های روزمره خود بهتر کنار بیایند. همچنین، ایجاد یک محیط حمایتی و درک متقابل از سوی خانواده و دوستان می تواند به بهبود روند درمان کمک کند. با توجه به چالش های موجود در درمان این اختلال، ارائه راهکارهای موثر و مبتنی بر شواهد می تواند به بهبود وضعیت بیماران کمک شایانی کند. به طور کلی، این مقاله به بررسی ابعاد مختلف اختلال OCD و راهکارهای درمانی آن می پردازد و به دنبال ارائه بینش های جدید برای پژوهشگران و درمانگران در این حوزه است. در نهایت، این مطالعه به شناسایی موانع موجود در درمان و ارائه پیشنهادات برای غلبه بر این موانع می پردازد. همچنین، تاکید بر اهمیت آموزش و آگاهی رسانی در مورد OCD به جامعه می تواند به کاهش استیگما و بهبود دسترسی به درمان های موثر کمک کند. این مقاله به دنبال ایجاد یک پل ارتباطی میان پژوهش های علمی و عمل بالینی است تا بتواند به بهبود کیفیت خدمات درمانی ارائه شده به بیماران مبتلا به OCD کمک کند.

نویسندگان

سمیرا طالبی

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه محقق اردبیلی، استان اردبیل، ایران.

سودابه پورچراغ

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه، استان کرمانشاه، ایران.

سیده حدیثه صادقی الحسینی

کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان، استان خراسان رضوی، ایران.

فاطمه توحیدلو

کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه، استان مرکزی، ایران.