تحلیل روانشناختی و گشتالتی مفهوم «آگاهی و خودشناسی» در حکایتهای مثنوی معنوی با تاکید بر نظریه لحظه اکنون

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 146

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADCONF07_053

تاریخ نمایه سازی: 25 آذر 1404

چکیده مقاله:

نظریه گشتالت بر تجربه زیسته ادراک کل نگر و تمرکز بر لحظه «اکنون تاکید دارد و یکی از مفاهیم کلیدی آن بینش ناگهانی» یا انسایت است؛ لحظه ای که فرد از دل، بحران رنج یا انسداد، روانی به ادراکی عمیق و وجودی از خویشتن میرسد. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و بر پایه مطالعه متون، به بررسی حکایت هایی از مثنوی معنوی چون نی، نامه کنیزک و پادشاه طوطی و بازرگان و باز و پیرزن می پردازد تا نشان دهد مولانا چگونه از طریق ساختار، نمادین داستان پردازی تمثیلی و خلق موقعیتهای بحرانی زمینه تحول روانی و آگاهی درونی را فراهم می سازد. در این، روایتها شخصیتها غالبا در وضعیتهایی از گم گشتگی، دلبستگی افراطی، خودفریبی یا غفلت به سر می برند اما با تجربه ای هیجانی یا رویدادی تکان دهنده به مرحله ای از درک و شناخت حقیقی می رسند. این لحظات از منظر گشتالت معادل بسته شدن گشتالتهای ناتمام و رسیدن به انسایت در بستر لحظه حال هستند تحلیلها نشان می دهد که مثنوی معنوی نه فقط متنی عرفانی و اخلاقی، بلکه بستری برای بازنمایی دقیق فرایندهای روان شناختی انسان است ساختار درونی داستانها با مفاهیمی چون رشد، مواجهه با رنج، عبور از خویش و بازگشت به خویشتن کاملا با مفاهیم گشتالت درمانی همسوست یافته های پژوهش گویای آن است که این متن می تواند در مطالعات میان رشته ای روان شناسی و ادبیات همچنین در حیطه های مشاوره درمان خودکاوی و آموزش، آگاهی به عنوان ابزاری موثر و کاربردی مورد بهره برداری قرار گیرد.

نویسندگان

فاطمه صفار

فارغ التحصیل زبان و ادبیات فارسی گرایش محض دانشگاه علوم تحقیقات تهران

فرهاد طهماسبی

دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی اسلامشهر