فناوریهای نوین آموزشی بازاندیشی نظام تعلیم و تربیت در عصر دیجیتال

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 190

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RHCONF11_181

تاریخ نمایه سازی: 2 آذر 1404

چکیده مقاله:

در آستانه قرن بیست و یکم بشریت، شاهد تحولی بی سابقه در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی خود بوده ایم. ظهور و گسترش فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) نه تنها نحوه دسترسی به دانش را دگرگون کرد، بلکه بنیان های فلسفی، روان شناختی و سازمانی نظام آموزش و پرورش را نیز به چالش کشید. این مقاله با هدف تحلیل عمیق و جامع نقش فناوری های نوین در تحول نظام آموزشی با استناد به نظریه های کلیدی روان شناسی یادگیری هیلگارد، اسکینر، بلوم، فلسفه علم کوهن، جامعه شناسی آموزش دورکیم، فوکو، نظریه های رسانه ای مک لوهن، اسلوین، جیمز و مطالعات کاربردی جهانی پلی گرام و اندرسون، لوریلار، ماندرناک، گریسون، به بازتعریف مفاهیم بنیادین آموزش - از جمله "یادگیری"، "معلم"، "دانش آموز"، "مدرسه" و "محتوا" - می پردازد. مقاله با تبیین ضرورت تاریخی یادگیری در انسان آغاز می شود؛ موجودی که همواره در پی رفع نیازهایش از طریق کسب دانش بوده است. سپس فناوری اطلاعات و ارتباطات را نه به عنوان یک مجموعه ابزار، بلکه به مثابه یک پارادایم جدید بر اساس نظریه کوهن معرفی می کند که چارچوب های ذهنی، روش های تدریس و ساختارهای سازمانی آموزش را بازسازی می کند. در ادامه، به بررسی انواع کاربردهای فناوری در آموزش – از آموزش به کمک رایانه (CAI) تا یادگیری الکترونیکی (e-Learning) پرداخته و ویژگی های هر یک را با جزئیات تشریح می کند. ICT و تحول در نقش معلم از منبع دانش به مهندس محیط یادگیری و دانش آموز از گیرنده منفعل به یادگیرنده فعال و خودانگیخته، یکی از محورهای اصلی مقاله است. همچنین ضرورت آموزش مجدد معلمان در حوزه راهکارهای کشورهای پیشرو در این زمینه مورد بررسی قرار می گیرد. بخش ویژه ای نیز به کاربرد چندرسانه ای و آموزش تلفیقی اختصاص دارد که با استناد به شواهد تجربی نشان می دهد چگونه این ابزارها می توانند کیفیت یادگیری، انگیزه و میزان یادداری را افزایش دهند. در بخش چالش ها، مقاله به مسائلی چون شکاف دیجیتالی، مقاومت فرهنگی، ضعف زیرساخت ها، تمرکز بر ابزار به جای فرآیند و هشدارهای فلسفی فوکو در باره تاثیر فناوری بر افکار و ادبیات آموزشی می پردازد. در مقابل، فرصت هایی چون شخصی سازی، یادگیری مادام العمر، دسترسی جهانی به دانش، هوشمند سازی آموزش و شبکه سازی جهانی را مورد تاکید قرار می دهد. در پایان، با استناد به نظریه موج های تاریخی تافلر، آموزش در موج سوم انقلاب دیجیتال را تحلیل می کند و آینده آموزش را در قالبی شبکه محور، هوشمند-داده محور، تعاملی و مشارکتی ترسیم می کند. نتیجه گیری مقاله بر این اصل استوار است که فناوری ابزاری است نه هدف؛ و هرگونه تحول آموزشی که از انسان به عنوان محور اصلی غافل شود، محکوم به شکست است. بنابراین موفقیت در عصر فناوری مستلزم بازاندیشی در سیاست های آموزشی، توسعه زیرساخت های فناورانه، آموزش مجدد معلمان، تولید محتوای بومی و هوشمند و بازتعریف نقش انسان در فرآیند یادگیری است.

کلیدواژه ها: