بررسی نقش میانجی درماندگی آموخته شده در رابطه بین سبکهای دلبستگی و امید به زندگی در زنان سرپرست خانوار

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 175

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RTTCH04_1839

تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی درماندگی آموخته شده در رابطه بین سبکهای دلبستگی و امید به زندگی در زنان سرپرست خانوار انجام شد. این مطالعه از نوع کاربردی و به روش همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان سرپرست خانوار شهرستان فیض آباد محولات در بازه زمانی اسفند ۱۴۰۳ تا مرداد ۱۴۰۴ تشکیل دادند نمونه ای به حجم ۳۰۰ نفر به صورت در دسترس انتخاب گردید. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (RAAS) پرسشنامه درماندگی آموخته شده کوینلس و نلسون (۱۹۸۸) و پرسشنامه امید به زندگی اشنایدر و همکاران (۱۹۹۱) استفاده شد روایی و پایایی ابزارها در مطالعات پیشین تایید شده و در پژوهش حاضر نیز بررسی و مورد تایید قرار گرفتند. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام شد نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که بین سبکهای دلبستگی ایمن)، اضطرابی اجتنابی و هر دو متغیر درماندگی آموخته شده و امید به زندگی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین درماندگی آموخته شده با امید به زندگی رابطه معکوس و معناداری دارد یافته ها حاکی از آن بودند که سبک دلبستگی ایمن با سطوح پایینتر درماندگی و سطح بالاتر امید به زندگی همراه است در حالی که سبکهای دلبستگی ناایمن یعنی اضطرابی و اجتنابی با افزایش درماندگی آموخته و کاهش امید به زندگی مرتبط اند. افزون براین درماندگی آموخته شده نقش میانجی معناداری در رابطه بین سبکهای دلبستگی و امید به زندگی کند. یافتههای پژوهش ضمن تایید مدل نظری اولیه بر اهمیت توجه به سبکهای دلبستگی و کاهش درماندگی آموخته به عنوان عوامل موثر بر افزایش امید به زندگی زنان سرپرست خانوار تاکید میکند. بر اساس این نتایج طراحی مداخلات روانشناختی با رویکرد ارتقای دلبستگی ایمن و تاب آوری روانی در این گروه جمعیتی توصیه میشود.

نویسندگان

لیلا شامکوئیان

استادیار گروه روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر

الهه هادوی

دانشجوی کارشناسی ارشد رواشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر