رابطه بین بدرفتاری دوران کودکی و حساسیت اضطرابی با نقش واسطه ای کمالگرایی منفی در دانشجویان
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 453
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPCEE21_133
تاریخ نمایه سازی: 29 آذر 1403
چکیده مقاله:
ورود به دانشگاه یک مرحله رشدی حیاتی محسوب می شود و شامل گذارهای مهم ، مطالبات تحصیلی و چالش های اجتماعی است که می تواند اضطراب و حساسیت نسبت به آن را افزایش دهد. تجربه بدرفتاری در دوران کودکی از جمله عوامل اثرگذار بر حساسیت اضطرابی است . کمالگرایی یکی از متغیرهایی است که بر اساس پیشینه پژوهش ، به طور قابل توجهی با بدرفتاری دوران کودکی و حساسیت اضطرابی رابطه دارد. بر اساس مدل واکنش اجتماعی و مدل نارسایی اجتماعی ، افراد دارای تجارب آسیب زای کودکی برای به دست آوردن حس کنترل و محبت والدینشان، به کمالگرایی روی می آورند. از طرفی ، کمالگرایان به دلیل رویکرد همه یا هیچی که دارند، بر این باور هستند که باید به طور کامل از احساسات اضطرابی رها باشند و ازاین رو، نسبت به تجربه اضطراب، حساسیت بالایی دارند . باتوجه به پژوهش های اندک و متناقضی که در این زمینه وجود دارد و همچنین باتوجه به اهمیت دوره دانشگاه و عوامل خطر متعددی که سلامت روان دانشجویان را تحت تاثیر قرار می دهد ، پژوهش حاضر به دنبال بررسی رابطه بین بدرفتاری دوران کودکی و حساسیت اضطرابی با نقش واسطه ای کمالگرایی منفی در دانشجویان بود. این پژوهش ، توصیفی از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری را دانشجویان ۱۹ تا ۲۵ سال دانشگاه خوارزمی تشکیل می دادند که در نیم سال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ در حال تحصیل بودند. براین اساس، پرسش نامه ترومای دوران کودکی (CTQ)، پرسش نامه تجدیدنظرشده حساسیت اضطرابی (ASI-R) و مقیاس کمالگرایی چندبعدی فراست (FMPS) بین ۴۰۰ نفر توزیع شد که در نهایت ، ۳۶۸ پاسخ معتبر به دست آمد. نتایج نشان داد که بین بدرفتاری دوران کودکی و کمالگرایی منفی با حساسیت اضطرابی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین ، بدرفتاری دوران کودکی رابطه مثبت و معناداری با کمالگرایی منفی دارد. علاوه بر این ، مشخص شد که کمالگرایی منفی در رابطه بین بدرفتاری دوران کودکی و حساسیت اضطرابی ، نقش واسطه ای ایفا می کند .
کلیدواژه ها:
نویسندگان
میلاد رحیمی
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان، دانشگاه خوارزمی ، تهران، ایران
الهه تاج فر
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان، دانشگاه خوارزمی ، تهران، ایران