زمینه و هدف: مطالعات بسیاری نشان داده اند که تجربیات ناگوار دوران کودکی همبسته های قدرتمندی برای ایجاد بیماری های جسمانی و روان تنی هستند که بیماری های قلبی عروقی از نظر شیوع در صدر آنها قرار دارند. با این حال جاده ای که از مبدا تروما به مقصد بیماری منتهی می شود، راهی بس تاریک و پیچیده به نظر می رسد. روش بررسی: در مقاله ی حاضر، از نظریه ی "روانشناسی خود" هینز کوهات به عنوان یک نظریه ی روانکاوانه ی معاصر، با روش تحلیلی- نظری، و با هدف نورافکندن بر عوامل تاثیرگذار بر شکل گیری بیماری های جسمی و روان تنی از چشم انداز روانکاوی، استفاده شد. با توجه به قرابت معنایی که میان مفاهیم "روانشناسی خود" و مسایلی که در بیماری های جسمی و روان تنی وجود دارد، و همچنین امکان کاربردپذیری بالای آن در پیشگیری و مداخلات روان درمانی برای جامعه فوق، این رویکرد جهت تبیین به نحو شایسته ای می تواند مورد استفاده قرار گیرد. یافته ها: تروماهای دوران کودکی که شامل انواع سوءاستفاده، غفلت و بدکارکردیهای خانگی است و تا قبل از سن ۱۸ سالگی، در محیط خانواده و با افراد نزدیک توسط کودک تجربه میشوند، موجب نقایصی در رشد طبیعی سیستم عصبی و دستگاه روان شده و بخش مهمی از روان تحت عنوان "خود" که دارای ظرفیت هایی برای تحمل و تنظیم عواطف نیرومند، احساس ارزشمندی و سرزندگی و روابط معنادار با دیگران است، به صورت منسجمی شکل نگرفته و بسیار شکننده و مستعد از هم گسستگی می شود. به دلیل خللی که در ظرفیت برقراری رابطه پایدار با دیگری ایجاد می شود، این افراد در بزرگسالی امکان برقراری روابط صمیمانه معنادار و امن را نداشته و هرقدر روابط شان دردناک و آشفته باشد، احتمالا بیشتر با تجاربی همچون عدم اتصال به خود، حس تزلزل انسجام "خود"، حس پایدار شرم، وحشت، افسردگی، خشم و پرخاشگری، اضطراب، بی حسی و گسست قریب الوقوع، مواجه می شوند. درنتیجه فرد جهت تنظیم خویش و غلبه بر احساس های تهی بودن و مردگی، سبک زندگی ناسالمی را پیش می گیرد که منجر به افزایش فراوانی گزینش رفتارهای تهدید کننده ی سلامت مانند مصرف سیگار، الکل، مواد، کم تحرکی، اضافه وزن و تغذیه نامناسب شده که احتمال ابتلا به بیماری های قلبی عروقی را افزایش داده و می تواند مرگ زودهنگام را نیز در پی داشته باشد. نتیجه گیری: نظریات روان پویشی و روانکاوانه، به ویژه نظریات معاصرتر که بر بستر ارتباطی اهمیت زیادی قایل می شوند و همچنین پژوهش های کمی و کیفی و ترکیبی درمورد آنها بیشتر صورت گرفته است، می توانند چشم انداز متفاوت و تازه ای جهت تبیین و طرح ریزی مطالعات و مداخلات پیشگیرانه و درمانی در حوزه ی روان شناسی سلامت را فراهم کنند.