سبک زندگی شاد و دیدگاه ما در مواجه با چالش ها
بنام خالق مهربانی ها
ارادت خدمت همگی شما
امیرحسین احمدی هستم
امیدوارم در روزهایی که تاب آوری در وجود همگی ما پدیدار شده احساس اهمیت در وجودمان بیدار بشه
یعنی به مرحله ای برسیم که ما در جایی هستیم که خواهان مسائلی هستیم که در اولین نگاه و اولین خواسته هایمان خواستار چه چیزی هستیم
در ابتدا باید به شناخت از زمانه ی خود برسیم
به اهمیت ارتباطاتمان پی ببریم
به چیزی که برسیم که نام آنها در پس تاریخ گذشته وجود دارد
یعنی دست از تخریب آن چیزی که هست و آن چیزی که اهمیتی دارد غافل نشویم
نوع دیدگاهی که در مسائل و حل و بیان آن داریم و یا چیزهایی که به میزان فرکانس باعث دریافت آن موج می شود را سانسور نکنیم
ما از حواس مختلف تشکیل می شویم و اگر به دانشی کمتر میزان اهمیت را می دهیم می خواهیم آن را یاد بگیریم
یعنی من بخشی از علم را دارم اما دیگران نیز خواهان این علم اند
خواهان آن هستند که از پس هر درس و هر آموزه ای که سبک زندگی را تعیین می کنند و تغییر می دهند
یعنی ما می خواهیم هم به اهمیت دانش و دانش ورزی در میان مردم برسیم
و هم از اهمیت جامعه ای که با دیدگاه های مختلف تشکیل شده برسیم
ما می بایست به این پذیرش برسیم که در پس هر انتخابی که شکل میگیرد مسئولیتی وجود دارد
یعنی شکل گیری و توسعه در هر شغل و در هر مکان وجود دارد ولی ما چگونه می توانیم به انتخاب آن برسیم
یعنی من <<امیرحسین احمدی>> اگر هر حرفی که به آن میرسم و بیان می کنم و یا گاه آن را به رشته تحریر بیان در می آورم
به درستی آن نیز پی ببرم و به درستی بیان نیز برسم
اگر به ادعایی که خواستار آن هستم سعی کنم اول بدانم و بعد بنویسم
گزافه گویی های یک جانبه قطعا حوصله مخاطبان را بزودی سر میبرد
از همانجایی که دعوت را باید پذیرفت و می بایست حضور را با <بله> پاسخ داد
گاه در محیطی با <خیر> باید جای یک دعوت را عوض کرد
یعنی اگر آنجا که نشد باشم و نتوانستم آنجا باشم این راوی در آنی ترین لحظات به دنبال چیزی باشم که خواهانم
ما در پس هر تماس و هر ارتباط نگاه خود را دارم
تو نیز می توانی نگاه خود را داشته باشی از هر نوع دیدن
از هر نوع شنیدن
از هر نوع نگارش
از هر انتخاب
گر خوبم گر بد تو برو خود را بساز
من در بیان گفته هایم از تمامی حواسم استفاده میکنم
یعنی می پذیرم که باید قدرت خود را از جنبه های مختلف مورد بررسی و آزمون و خطا قرار دهم
هر انسان با اتکا به استعداد/توانمندی/آموزش های مختص به خود از همان بدو تولد تا به آخرین روز زندگی خود هویتش را شکل می دهد
به دور از اسم اولیه که آن را برایمان انتخاب می کنند ما برای چیدمان هر نقطه نگاری به افق های خود می اندیشیم
به چیزی که خود انتخابش می کنیم می نویسیم و با مدد از شهود و احساس بیکرانه ای که داریم بیان می کنیم
من <امیر> اگر در پس هر نگارش هایم که بیانش میکنم و آزادانه به آن می اندیشم باید این احساس تعلق را از بین ببرم
یعنی خود را به دور از چیزهای پیش پا افتاده تصور کنم
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
<<تو>> انسان آزادی که در میان محدودیت هایت رشد می کنی
در پس هر واژه زندگی دوباره می بخشی
با هر طلوع آفتاب سلامی میکنی
با هر نگاه به ستاره و ماه شب ها را سپری میکنی
نه تو همانی که می بینم
نه من آنم که می بینی
هر کدام از ما درخت های بازی رشد زندگی خود هستیم
برای هم خوب بخوایم
خوب بودن و خوب دیدن هرشخص بسته به نوع دید ما دارد
پس ما آنیم و آئیم که از پس هر ابر سیاه یک باران و برف از سپیدی ببینیم
ما از برای رشد خود آمدیم
از جایی آمدیم که خالق قصه ی خود باشیم
قلم من اگر از قصه ی مردم است
وطن من ایران من است
ایرانم را
جای به جایش را دوست دارم
لبخند مردمش را دوست دارم
تاریخش را همواره دوست دارم
خوب بودن بی دلیل و بی بدیل انسان ها را باهم دوست دارم
سپید دیدنش را
شاد دیدنش را
دوست دارم ...
من در میان انسان های بی شمار این جهان یکی را بیش از دیگران دوست دارم...
هر که از وجود خود آگاه است
من نیز حاصل ایامی ام که با <تو> و بدون تو به سرآمد
گر مرا از او دور کنند
نوشته هایم در خلوتش بازگو کنند
#راوی_خلیج_تا_ابد_فارس
این بود از روایت امروز که نوشتن آن را دوست داشتم و از جهت اهمیت احساساتی بود که روزی در وجودم پدیدار شد
و بیداری و به دنبال کردن رویاهایم را به من یادآوری کرد
باشد که روزی روایت ها رنگ تازه تری به خود بگیرد
شادی هایتان بدون وقفه در وجودتان لبریز
لبخند در جمع هایتان پایدار