اهمیت یادگیری و انتقال تجربه

26 اسفند 1403 - خواندن 5 دقیقه - 205 بازدید

بنام خالق مهر

ارادت

این یادداشت راجع به موضوع علوم و فنون یادگیری و یاددهی به صورت کاملا جزئی هست

یعنی هم خود این موضوع که ما باید به شناخت صحیح و درک صحیح از این موضوع برسیم که چه عواملی میتونه باعث بازدهی و راندمان بیشتر و صحیح تر ما بشه . چه نکته هایی اونقدر اهمیت دارن که ما باید اون رو به مرور زمان و در زندگیامون اون رو یاد بگیریم و حتی سعی کنیم اون رو منتقل کنیم

ما انسان ها ذاتا موجوداتی هستیم که میخوایم در طول زندگی هم یاد بدیم و هم یاد بگیریم و این یک امر اجتناب ناپذیره

یعنی ما نه اون رو انکار می کنیم و نه سعی می کنیم از اون فرار کنیم بلکه فقط باید اون رو با آغوش باز بپذیریم

هر فرد قطع به یقین دارای تجربه هایی هست که ما یا بخشی از اون رو تجربه کردیم یا اون رو برای مدتی متصور میشیم

حالا سوال اینجاست مسائلی که اون ها رو یاد گرفتیم تا چه میزان اثر بخش و مفیده؟

تا چه میزان شخصیت ما اجازه ی بیان اون رو داره؟

تا چه میزان ما توانایی درست منتقل کردن اون رو داریم؟

همه ی سوالاتی که ما در طول مسیر از خودمون می پرسیم و با انسان هایی که بخشی از شخصیتشون به مانند ما هست مطرح می کنیم

میتونه کیفیت سبک و زندگیمون رو تعیین کنن

پس تا اینجا فهمیدیم اهمیت گفتگوهای ساده ای که در شبانه روز به صورت نقل قول بین ما با انسان ها شکل میگیرن کم نیست

بعد ما از موضوعی گفتیم به اسم یاددهی یعنی این موضوع بخش مهم تریه میدونید چرا؟

چون ذهن ما انسان ها وقتی پویا تر و فعال تر میمونه که آموزه های زندگیمون رو بتونیم انتقال بدیم 

حالا سوال اینجاست

چه چیزی رو باید انتقال بدم؟1)

به چه شخص یا اشخاصی این کار و انجام بدم؟2)

اصلا این انتقال دادن چه منفعتی میتونه داشته باشه؟3)

بریم جواب این سه تا سوال رو باهم بررسی کنیم

جواب 1):اگر قرار باشه چیزی که من در طول زندگی یادش گرفتم همیشه در ذهن خودم بمونه و نتونم بیان کننده ی قوی ای باشم دیر یا زود اون مسئله یا ایده

ممکنه با گذشت زمان گرد و غبار سن و سال یا شاید حادثه و پیشامدی به یکباره باعث بشه دیگه اون قدرت قبل رو نداشته باشم که طریقه ی صحیح بیان اون رو به دیگران انجام بدم 

جواب2): اینکه چه شخص یا اشخاصی میتونن باعث بشن که شما جسارت این رو پیدا کنید که بیان کنید و به دور از ترس یا استرس سعی کنید حرف هاتون رو باهاشون مطرح کنید دیگه کاملا بستگی به خودتون داره. شما گاهی لا به لای هر حرکت کوچیکی که می کنید یا هر نکته ای که میگید میتونه منظور شما رو متوجه بشه دیگه به قول گفتنی حوصله ی اینکه زمانش رو صرف گفته های شما کنه انجام نمیده 

اینجا جاذبه ی کلام شما باید اونقدر بالا باشه که اون افراد بتونن اون احساس صبوری رو داشته باشن و حرف هاشون رو هم در اصطلاح بدون سانسور بیان کنن

تا شما هم شنونده باشید و هم یک گوینده ی جسور .

حالا رسیدیم به بخش3): خیلیامون به این فکر میکنیم خب اصلا گیرم من اومدم اون تجربه های شخصیم رو در اختیار یک فرد یا افرادی قرار دادم اصلا این اتفاق اونقدر مفید هست؟

اونقدر زمان صرف کردم تا بیام این چیزا رو بگم اصلا چه خوبی و مزیتی پشت این کاره؟

خب وقتی ما منتقل کنندگان خوبی باشیم یعنی متوجه میشیم که این زندگی اونقدر ممکنه با هممون به اون میزان که میگیم مهربانانه برخورد نکنه که بتونیم فرصت تحقق بخشیدن به تفکراتمون و اون رویاها و آرزوهامون رو بده

پس میایم اون رو در جایی درست و به شکل درست میگیم تا بلکه این مسیری که بخشی از اون رو رفتیم بقیه بتونن به سرانجام برسونن

منفعت اونجاست که <شما>در نبودت هم نامت بتونه یدک بکشه اون اقداماتی که کردی و یا خواستی که انجام بدی

پس همه چیز بر مبنای مادی خواهی نیست

حالا که اینا رو فهمیدیم 

شایدم میدونستیم فقط خواستیم باهم مرورش کنیم

مرور خیلی از این دست موضوعات صرف بر اینه که به خودمون یادآوری کنیم که ما ذاتا آماده ایم برای اینه که همینقدر بتونیم برای خودمون و بقیه مفید واقع بشیم

بیایم در آخرین روزهای سال به هم یه قولی بدیم که هیچ وقت خودمون و مهربانیمون رو از هم دریغ نکنیم حتی اگر اندازه یه لبخند باشه

شادی هاتون بی پایان ...

مهر در دل هاتون جاری ...