نسل بشکه زرد چه نسلی است

بدیهی است که هر نسل که در هر جامعه ای روی کار می آید، متناسب با شرایط و رخدادهای سیاسی اجتماعی، تاریخی، فرهنگی و اقتصادی که در آن جامعه وجود دارد و تجربه زیسته آنها است، افکار ، ادراک و نیازهای متفاوتی از مردم داشته و وقایع پیرامون خود را تا حد زیادی متفاوت و حتی مخالف از آن چیزی که مردم خواستار آن است، تبیین و تفسیر می کنند.
بنابراین بر جریان طالبانیسم یا نسل بشکه زرد هم همین تلقی صدق می کند. نسل بشکه زرد نسلی است که با روحیه و اخلاقیات به شدت خشونت آمیز و جنگجو و سنت گرایی افراطی بزرگ می شود. ابزار های جنگی، ریختن خون انسانها برای خدا، مخالفت شدید با زنان و دختران، مخالفت شدید با علم و دانش آموزی از جمله وظایف اساسی آنها هستند.
این نسل به شکل سازمان یافته، از دوران کودکی و نوجوانی، آموزش های را می بینند که آنها را تا دوران جوانی تبدیل به بی رحم ترین وخشن ترین آدمی می نمایید که همه ای احساس های انسانی، عاطفی، اخلاقی، ارزشی و اجتماعی شان از را از دست داده و تبدیل به یک انسان بی احساس، بی عاطفه و از همه مهم تر فاقد قوه تشخیص عقلای می شود. که هیچ گونه درک تشخیص اختیار و اراده، عاطفه و احساس، نسبت به انسانها و پیرامون خود را ندارد، از این رو هر کاری را که بخواهد و یا به طبع آنها خوش نیاید و یا مافوق به آن دستور بدهد بدون چون چرایی انجام می دهد.
این افراد معمولا کسانی اند که روحیه افراطی دینی داشته و معمولا هم از طبقه و مناطق محروم جامعه یعنی افرادی که به شدت در بدترین وضعیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی یا تربیتی خانوادگی به سر میبرد انتخاب می شود. بنابر این آنهایی که روحیه افراطی و سنت گرایی دینی شدید با مخالف تجدد و نواندیشی را دارند و با فهم و استناد کردن به ظواهری امری دینی، و با دیدن سالها آموزش و شستشوی مغزی و القای تفکری خشونت گرایی، در بدل وعده های بهشت که آنها فروخته می شود، پرورش یافته و ساخته می شود.
ویژگی های نسل بشکه زرد
۱_ از نخستین ویژگی و اصلی ترین ویژگی نسل بشکه زرد، روند تبلیغات و جذبیات آنها است که، هم مانند شرکتی که کالای خود را به فروش می رساند، ایدئولوژی خود را در معرض فروش قرار داده و نیرو جذب می کند.
محصول این نسل مجموعه ای از بارو های افراطی و سنت گرای دینی است که بر اساس ایدئولوژی های مد نظر این گروه و فعالیت های مورد نظر آن شکل گرفته و در جامعه عرضه می شود. بنابراین، محصول این نسل ناملموس و غیر قابل دید است که به شکل موریانه و پنهانی، آرمان ها و اهداف نسل نسل مردم ما را جویده و نابود می کند.
دعوت در روند جذب این نسل، همان دعوت به جهاد و فدا شدن در راه خدا بوده که بدترین روش تا حالا برای نابودی حقوق و آزادی های مردم و به خصوص حقوق و ارزش های زنان و دختران، به شمار می رود.
۲_ ویژگی دوم نسل بشکه زرد، تئوریزه کردن افراطی گرایی دینی است یا ایجاد حکومت دیکتاتوری بر اساس تفسیر های دینی است.
این نسل برای ایجاد حکومت دیکتاتوری خود بر اساس فهم و درک خود از هیچ کاری دریغ نمیکند، آن ها با برداشت های خود از دین، خشونت، جهل، جنگ و نابودی، قتل و کشتار، تجاوز و بهره کشی جنسی از زنان و دختران را ترویج داده و تصویری بدی از دین برای مردم و جهانیان نشان داده است. آنها معتقد اند که قربانی کردن انسلن های بیگناه و قربانی شدن خود آنها در راه خدا تکلیفی است که خدا برای آنها مقرر کرده. که متاسفانه با وجود وضعیت بد و اسفباری دینداری در جامعه ما، بعد از فروپاشی جمهوریت و روکار آمدن دوباره طالبان روزنه نو بسوی جوانانی بشکه زردی بازشده است.
۳_ ویژگی سوم نسل بشکه زرد، اخلاقیات و فرهنگ افراطیت و رباب رعیتی است، آنان با تندوری ها و افراط گرایی شان به هیچ یکی از اصول قانونی، ارزش ها و حقوق انسانی و اجتماعی به خصوصا زنان پایبند نیست، و همه چیز را به آیات و احادیث خلاصه می کند، قانون نزد آنها معنایی ندارد، بلکه مهم اطاعت کردن از فرمان رهبر یا امیرالمومنین شان است، از این رو مردم را رعیت یا برده دانسته و خود را ارباب تلقی می کند.
۴_ چهارمین ویژگی این نسل، که از بدترین و منفورترین ویژگی نسل بشکه زرد است، مخالفت با تحصیل و نقش فعال زنان و دختران در جامعه است. آن ها با من درآوردی های خود از تفسیر آیات قرآن و احادیث دینی، تمامی حقوق اساسی زنان و دختران را ازبین برده و یا محدود کرده است، این وضعیت به حدی است که حتی برای آنها ارزش و حقوقی انسانی هم قائل نمی شود.
نسل بشکه زردی ها معتقد اند که زنان و دختران حق تحصیل، کار و اشتغال، حضور و فعالیت در جامعه را که از حق های اساسی و انسانی زنان محسوب می شود را ندارد، و باید در خانه بماند.
اما از سوی دیگر زنان جامعه ما می خواهد آزادانه زندگی کند، آزادانه کار و تحصیل کند، نقش فعال در عرصه ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی سرزمین خود داشته باشد، و آزادانه در این مناسبات و امورات شرکت کند. اما این با نحوه ای حکومت داری نسل بشکه زرد در تضاد است.
۵_ از ویژگی پنجم نسل بشکه زرد، عدم وحدت گرایی و همدیگر پذیر بودن بین اقوام افغانستان است.
آنها افغانستان را مال همه ای مردم افغانستان و اقوام موجود در آن نمی دادند، بلکه با نگاه های تعصب آمیز و تبعیضانه ای که نسبت به دیگر اقوام دارند، افغانستان را مالک قوم خاص پشتون دانسته و اقوام دیگر را در تعیین سرنوشت شان در حاکمیت و حکمرانی دخیل نمی داند.
این نسل تا حدی در حاکمیت افسار گسیخته خود می تازد که حتی در انتخاب افراد و گزینش آنها، در دستگاه ها و نهاد های حکومتی و دولتی خود، اقوام و نژاد و آنهایی که در کنار آنها جهاد کرده و یا تجربه ای مجاهدت دارد را برمی گزیند.
۶_ ویژگی ششم این نسل فارسی ستیزی است، فارسی ستیزی و فرهنگ ستیزی با فارسی زبانان، از ویژگی های خاص و منفور دیگری این نسل است که همیشه در صدد حذف و نابودی زبان و فرهنگی و تمدن فارسی بوده اند.
آنها با حذف زبان فارسی در مکاتبات و مراودات خود در دستگاه هایی سیاسی و اجتماعی، و دیگر نهاد های اجتماعی و علمی، مشکلات متعدد را سری راه فارسی زبانان ایجاد نمودن که آینده زبان و فرهنگ فارسی را به خطر جدی مواجه ساخته است.
۷_ویژگی هفتم نسل بشکه زرد، عدم مصلحت اندیشی در باره آینده و مردم افغانستان است. به طور واضح، نسل بشکه زرد در حال دگرگون کردن و نابود کردن تمام شاکله و نهاد های اجتماعی و تغییر دادن آن بر اساس ایدئولوژی قومی پشتون و دیکتاتوری دینی است. چون آن ها قدرت، توانایی مذاکره و گفتگو برای راحل مشکلات افغانستان و رسیدن به توسعه و پیشرفت کشور را ندارند.
بلکه به نوعی آنها نمی خواهد که زمینه پیشرفت و توسعه کشور را ایجاد نمایید که این از اقدامات آنها به وضوح قابل مشاهده است. آنها با ساخت و ساز و یا ترمیم چند جاده و خیابان ، و یا رنگ روغن کردن چند تا پل و پلچک، ذهن تمام مردم و توجه همه ای رسانه ها را به خود جلب کرده و ادعایی سازندگی می کنند.
اما از سوی دیگر قشر عظیم از جامعه را که زنان و دختران تشکیل می دهد را از درس، تحصیل، کار و حضور فعال در جامعه منع کرده و حق حقوقی ذاتی و انسانی آنها را نابود کرده است. و یا هم اقوام غیر خودی را از عرصه تصمیم گیری و فعالیت های بزرگ کشوری منع کرده است.
اما آنچه که تعجب آور است این است که مردم ما در مواجهه با جریان نسل بشکه زردی ها و نسل بشکه زرد در مواجهه با مردم، هنوز همدیگر را درست نشناخته و هیچ درک و فهمی عمیقی از هم دیگر ندارند. جامعه ما به سوی روان است، حکومت طالبان یا نسل بشکه زرد به سوی دیگری. با وجود اینکه مردم می داند همه بدبختی ها و مشکلات و جنگ ویرانی ها از طرف نسل بشکه زردی ها و یا طالبان است، اما هنوز در خواب غفلت و خاموشی بسر میبرد.