توتالیتاریسم افغانی(طالبانی)

5 اسفند 1403 - خواندن 11 دقیقه - 165 بازدید

 حکومت توتالیتر افغانی (طالبانی) حکومتی است که برای بقا و استمرار خود به هیچ ارزشی پایبند نمی باشد همه را لگد مال و نابود می کند و یا حکومتی اند که قانون و مقررات در آن معنا نمی دهد، بلکه بر اساس من در آوردی های خود از دین و احادیث یا فتوا های خود، امورات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی یک کشور را حل می نمایید!

امارت اسلامی طالبان که در واقع اسم درست آن امارت توتالیتریان است با اعمال محدودیت و ممنوعیت های شدید و غیر انسانی علیه زنان، دختران و تحصیل کردها، باعث بی سرنوشتی و بی سوادی دختران، زنان و یا مهاجرت گسترده ای نخبگان و باسوادان از افغانستان شده است، و یا به عبارت ساده تر حکومت امارت توتالیتریان برای مستحکم نمودن رژیم طالبانی یا همان توتالیتری، ممنوعیت علیه زنان، دختران، مهاجرت نخبگان و نخبه کشی (علم ستیزی) را ملاک سیاستمداری و حکمرانی خود قرار داده، تا با قدرت افسار گسیخته خود، دوام حاکمیت خود را قوام بخشند! از این جاست که حکومت امارات اسلامی با این عملکرد خود به معنای واقعی کلمه حکومت توتالیتراست. مردم را چنان در محدودیت شدید و فقر مطلق قرار داده که از زندگی خود بزار اند! در یک نگاه واقع بینانه ای، توتالیتریان، جز این نوع حکومت کردن، شیوه ای دیگری هم بلد نیستن، و جز این هم نباید از آن انتظار داشت. از سوی هم از روی ناچاری و جبری سلطه عامل خارجی مثل پاکستان و آمریکا می خواهند بر این شیوه حکمرانی نمایید که بر اساس اقتدارگرایی و استبدادی نژاد پرستی و بی عدالتی اجتماعی و سیاسی، اقتدار سلطه ای یک قوم بر اقوام دیگر است. برای این در سیاست داخلی آنها رابطه بیشتر از ضابطه و قانون است. یعنی تحصیلات، تخصص، استعداد و شایستگی افراد در نظر گرفته نمی شود و ملاک گزینش و پذیرش افراد در حکومت توتالیترافغانی(طالبانی) شایستگی و تخصص نبوده بلکه روابط قومی و یا قرابت سببی و نسبی است. بنابراین امارت اسلامی یا توتالیتریسم افغانی در واقع حکومت بردگان پاکستان و آمریکا بر مردم افغانستان است که مردم را هم می خواهد برده ای خود نمایند! حکومت یا سلطه ای تحصیل نکرده ها بر تحصیل کرده ها، حکومت بی سوادان بربا سوادان، در واقع حکومت آنهای اند که انسان و انسانیت را جنسیتی تعریف کرده و زنان را فارغ ارزش های انسانی می داند، و با حذف افراد شایسته و با استعداد، خصوصا زنان و دختران از جامعه، می خواهد بنای استبداد نژادپرستی و قدرت تبعیضانه ای خود مستحکم تر نمایید.
بنا حکومت توتالیتر افغانی، حکومتی است که برای بقا و استمرار خود به هیچ ارزشی پایبند نمی باشد همه را لگد مال و نابود می کند و یا حکومتی اند که قانون و مقررات در آن معنا نمی دهد، بلکه بر اساس من در آوردی های خود از دین و احادیث یا فتوا های خود، امورات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی یک کشور را حل می نمایید!
توتالیتاریسم افغانی حکومتی کسانی اند که واقعیت ها و حقیقت های جامعه را نمی بیند. حکومتی است که همه چیز را مطابق میل و رغبت خود تعریف کرده و به هیچ دلیل عقلی و منطقی ایمان ندارد. در واقع کوران تاریخ اند!
حکومت توتالیتاتریسم افغانی، حکومت آنهای اند که خود برده و نوکری دیگران اند، اما طوری رفتار می کند و سخن می گوید که گویی خود شاه و یا دیموکرات ترین شخصی آزادی بخش است.
حکومتی آنهای است که آنچه را خود می پسندد یا نمی پسندد بر مردم تحمیل می کند. مردم در این حکومت هیچگونه اختیار و اراده ای ندارد، گویی انسان نیستا، جامعه انسانی را مثل گله ای گوسفندان می پندارند.
حکومت توتالیتاریسم افغانی، حکومتی کسانی است که خود را نماینده خدا بر روی زمین دانسته که اساسی ترین وظیفه آنها به بهشت بردن مردم است، از این رو دنیایی آنها را به جهنم تبدیل کرده تا در بهشت سعادتمند زندگی کند! و یا حکومتی خونخوارانی است که از خون آدمی سیری ندارد تشنه و عاشق جنگ و ریختن خون کسی است.
خون و جان آدمی تنها مسکن آرام بخش به این جماعت است.
حکومت توتالیتاریسم افغانی، حکومت آنهای اند که علم و دانش را جنسیتی و نژادی تعریف کرده و تحصیل و آموزش زنان را ننگ می دانند و با حضور زن در جامعه ساز گاری ندارد.
آری برادر،
حکومت توتالیتاریسم افغانی یا ح
کومت نسل بشکه زردی، توانایی دیدن و شنیدن، موفقیت های زنان و دختران جامعه ما را ندارد. از این رو برای مقابله با آنها، دین و حدیث و دانشگاه را بهانه قرار میدهد.
آنها توتالیتاریان هستند که هنوز چشم باز نکرده تا به اطرافیان خود نظری افکند و آنها را بیبنند و بشناسد.
اما گذشته از این مرثیه خوانی ها برای توتالیتا
ریسم خودی، قابل ذکر است که روی کار آمدن حکومت توتالیتاریسم افغانی به خودی خود یک راه تامین منافع برای عامل خارجی مثل پاکستان و امریکا هم می تواند باشد؛ چرا که با عقب گذاشتن و در محرومیت و بی سوادی مطلق گذاشتن زنان و مردم افغانستان و از طرفی روی کار آوردن کسانی که از مناسبات اجتماعی و سیاسی سر در نمی آورد، آمریکا می خواهد جنایت های بیست سال حضوری بی نتیجه اش را پوشش دهد.
با این حال از دو منظر می توان به حکومت توتالیتر طالبانی نگاه کرد:
۱_ از یک نگاه. برای مقابله با مشکلات اقتصادی و اجتماعی و بحران های سیاسی جامعه ما، آمریکا و پاکستان سالهاست با هزار نوع ترفند فریبکارانه و عمل روباه صفتانه، ملت افغانستان را در بین هم انداخته و در تقابل با یک دیگر از آن استفاده کرده است. بروز روز افزون هر نوع گروهک های تروریستی در قالب گروه های، طالب، القاعده، داعش و دیگر گروه های منافقین که همیشه افغانستان را میدان نبرد برای خود تعیین کرده اند، نشانه ای همین دخالت های این کشور ها در سرنوشت جامعه ما بوده است که همه مردم را به جان هم انداخته و فریب داده است. آنها با روی کار گذاشتن مردم و جامعه ما با گروه ها تروریستی دنبال منافع و سود خود بوده و در این مدت فقط قربانی دهند مردم افغانستان بوده است.
۲_ اما از منظر دیگر نباید تمام بحران ها، مشکلات و بدبختی های را گردن امریکایی و پاکستانی بیاندازیم و خود را بی طرف و قربانی و مظلوم بدانیم. واقعیت ها از این قرار است که در یک نگاه واقع بینانه، جامعه ما هم در یک فقر فرهنگی مطلق به سر می برد که این خود بزرگترین عامل و اصلی ترین عامل اساسی می باشد که منجر به نداشتن ثبات نهاد سیاست و حکومت، بی سوادی، عدم همبستگی و اتحاد ملی و مردمی و نداشتن هویت و ملیت مشترک و عدم هم پذیری و هم فکری بین مردم افغانستان بشمار می رود، طوری که اغلب بحران های سیاسی و اجتماعی از قبیل ناامنی و جنگ در چندین دهه ای اخیر و یا مشکلاتی اجتماعی دیگر از قبیل توسعه نیافتگی، بی سوادی و بیکاری، فقر و… ناشی از همین فقر فرهنگی و نداشتن مسئولیت پذیری مردم در قبال آینده و سرنوشت شان است. وقتی ملتی در جامعه بسر می برد که ثبات سیاسی و ویژگی های فرهنگ سالم از قبیل مسئولیت پذیری شهروندان در عرصه سرنوشت و آینده خود، تعهد و میهن پرستی دفاع از آن ، انتخاب و تعیین اهداف و رویایی ملی و رسیدن به آن، همفکری و همدیگر پذیری شهروندان، همبستگی و اتحاد بین اقوام و مذاهب و تعهد برای آبادانی و پیشرفت کشور آن وجود ندارد، عامل خارجی که منتظر چنین فرصتی است را تحریک کرده تا با دخالت های خود وضع را بر وفق مردا خود بچرخاند.
تاریخ ما گواه همین واقعه های تلخ است، از زمان شاه شجاع تا امروز یک اتفاق بزرگ و بسیار تلخ تمامی شاکله ای تاریخی و فرهنگی و تمدنی جامعه افغانستان را لکه دار و نابود کرده است؛ به رسمیت شناختن تاج تخت قدرت طلبان بی استعداد و استبداد گر، در برابر رابطه های دوستانه و کمک های خارجی ها یعنی انگلیس و شوروی و آمریکا بوده است! یک زمان حاکمان ما به واسطه انگلیسی ها به قدرت رسیدن و یک زمان هم به واسطه ای شوری جامعه ای ما را دچار به نابودی کشانید و حالا به واسطه آمریکا! ملتی که تمامی تصمیمات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورش خارج از جامعه و مردم خودش گرفته می شود معلوم است که میدان نبرد قدرت ها و گروهک های نیابتی آنها تبدیل شده و ویران خواهد شود.
از این رو با خروج بی رویه آمریکا و ناتو و روی کار آمدن گروه طالبان در افغانستان منحیث بزرگترین گروه نیابتی آمریکا در افغانستان، نشان دهنده ای این است که افغانستان می تواند بزرگترین منبع سود و درآمد از طریق جنگ به واسطه ی گروه های تروریستی برای آنها باشد. آنها می داند که اگر جامعه افغانستان پیشرفت نمایید هیچ سودی به آنها نمی رسد از این رو با روی کار آوردن طالبان توتالیتر که منبع افراطیت، استبدادگری، خوشنت، ظلم و تبعیض است و تخصصی در امورات و مناسبات جامعه ندارد، می خواهد کسب درآمد نمایید. با این حال طالبان ناچار است برای باقی ماندن در راس حاکمیت، زنان و افراد با استعداد و تحصیل کرده را از سری راه خود بردارند.
از سوی هم، طالبان برای اینکه جنایت های چندین ساله خود را پنهان و توجیه نمایید، دست به بازسازی و تنظیم شهر زده است، تا با رنگ کردن چند پل و پلچک ذهن مردم را به سمت و سوی دیگر مشغول نموده و کسی معترض آنها نشود.
مردم افغانستان که اکثریت سواد و آگاهی کافی از مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ندارد فریب این گونه رفتارهای ظاهری را می خورند و نمی دانند که به نام تامین امنیت جامعه و ساخت و ساز و برقراری حاکمیت دینی و اسلامی چنان محدودیت های شدید و غیر انسانی را بر زنان و دختران و طبقه تحصیل کرده و کارگر و تمامی مردم وضع نموده اند که با هیچ دلیل عقلی و منطقی سازگاری ندارد.
آری برادر.
حقیقتا خودما باعث رویکار آمدن حکومت توتالیتاریسم افغانی (طالبانی) شدیم.