اهمیت احساسات و هنر در زندگی روزمره ی ما

2 اسفند 1403 - خواندن 6 دقیقه - 186 بازدید

بنام یگانه رفیق که همراه ترین تو زندگیمونم هست

خانم ها/ آقایان سلام

امیرحسین احمدی هستم 

امیدوارم امروز که اوایل اسفندماه سال 1403 هست و چند قدمی بیشتر تا به یغما رفتن و اتمام سال نمونده براتون سال جدید پر باشه از سلامتی و عشق و برکت

امیدوارم سکانس به سکانس زندگیتون لبخند جاری بشه

و این لبخند همیشه روی صورت هاتون نقش ببنده

اما در این بین یادتون باشه که ما اگر لبخند بر لبان ما جاری باشد و گاه این لبخند باعث بشود که همواره و همیشه یک عده از سرخوشی بسیار ما را متهم به دیوانگی کنند ما از مهربانی ها و لبخندها به احساس دیگری رو می آوریم و این علت است که ما گاه سعی می کنیم خوشی را بیش از همیشه بخواهیم

یعنی خواهان حال و هوایی نوبرانه که از داشتن و طلب کردن آن هیچ ابا و ترس و واهمه ای به خود راه نمی دهیم

زندگی سرتاسر روزهای آن از ابتدای سال و ابتدای خوشی هامان (بدو تولد) تا انتهای زندگی (روز آخر) زندگی کردنمان که قلبمان باز می ایستد

شادی و غم های زیادی را برایمان به ارمغان میاورد

ما در این احساس سرخوشی ها و زنده ماندن هایی که نمیدانیم چند مدت دیگر مهمان ما خواهند بود زندگی را آنطور که می بایست خواهانیم

یعنی در آنجایی که احساسات خوبمان را وقف و در اختیار داشته و داریم همچنان یک احساس می آید و کنج خلوت دلمان مهمان می شود

گاه سوگ هم ما را تبدیل به انسان های گوشه گیر و درگیر انزوایی می کند که خود از حجم آن ناخودآگاه در حیرت می مانیم

پس در زندگی که به مانند تئاتر بی وقفه در حال نمایش گردانی و نمایش خواهی ماست

رود زندگی جریان دارد

آب باعث رونق و شفافیت وجودی ماست و دلیل شادی هامان

عشق سرآمد احساسات و بقای آدمی ست

و آن شخص که در قلبمان باورش کردیم و خواهان حضور آن هستیم به مانند منزله ی تعهد و ادامه ی زندگی ماست...

در دورانی که احساسات از جان و در جهان آدمی وجود دارد هیچ چیز عوض نخواهد شد مگر آنکه ما فراموش پذیر شویم در دل تاریخ

در زمانه ای که نمی دانیم چه دیر و چه زود ما آن لحظه زیستن را فراموش می کنیم و از اهمیت اکنون در حیرت میمانیم

هر چه که بگوییم و هر چه کنیم به خود کنیم 

ما در بین لحظه های این عمر گران که می گذرند تبدیل به انسان هایی می شویم که هر گوشه از کلماتمان دارای وزن است

دارای احساس تعلق است

همه ی این ها یعنی اگر من <امیرحسین احمدی> هستم و از خیلی ها باید بتوانم یاد بگیرم و به افرادی گاه ادب و متانت و گاه لبخندشان به گوش هایم می رسد نهایت احترام را بگذارم و این می بایست مرا تبدیل کند به شخصی بهتر کند نه آنکه از سر بخل و کینه به آن نگاه کنم

اما هر گوشه ی این زندگی نشان دهنده است و گاه اعلان دهنده

این زندگی برای همه ی ما همانگونه که می دانیم همینگونه است

پس از اهمیت خود آگاهم

از اهمیت زندگی آگاهم

از وجود انسان ها آگاهم

از اهمیت گذشته آگاهم

در اکنون زیستن آگاهم

برای آینده کاری کردن آگاهم

اما می خواهم به اهمیت خود پروری و شادی نقش زیبایی را ببینم و جز آنکه من از معدود مخلوقات این جهان پهناور هستم به چشم دیگری خود را نبینم و این 

از من به عنوان دیگری یاد نشود

جز نامی که از آن من است <امیر> و نام خانوادگی و اصالتی که با نام پدر و مادر مزین به آن شده و خانواده ی بزرگی که دارم و ارتباطات وسیعی که خواهانم 

دیگر هیچ چیز را نمی خواهم کنترل شود در من

حتی آنکه کلمات را به گونه های دیگر اگر از من شنیدید آن را تفسیر به غلط نکنید ...

قضاوت نه مخصوص من است و نه شما

ما صرف بر گویندگان کلام خود هستیم و جز شنونده هایی که میتوانیم بشنویم و واکنش دهندگی و یا تطبیق پذیری و تطبیق خواهی هیچ چیز دیگری نیستیم

اگر شما یا من شاد هستیم نباید تفسیر به غلط از جانب دیگران و یا تاییدیه آنها ما را نه زیاد متکبر و نه زیاد آزرده خاطر کند

اگر هم بنا به دلایلی مدتی در سوگ مانده ایم و از نفس افتادن هامان را عده ای به نظاره می نشینند و به آن نگاه می کنند نباید ما را چیزی جز آنکه واقعا هستیم ببیند

زندگی را همانگونه که گفتم ما خواهانیم

ما هواخواه احساسات در زندگی کوتاه خود هستیم

چه خوب باشیم و چه بد در اقلیت ها و اکثریت ها ممکن است در دلی باشیم و در دلی خوش

و حتی ممکن است که ما مورد مقبولیت قرار نگیریم چه در زمانه ی خود و چه در میان عده ای در هرکجای این گستره ی هستی ...

اگر مرا خواندی 

جز آنچه که هستم و توانایی هایی که دارم هیچ چیز دیگر در من نبین

من خود را میشناسم و در حال شکل گیری و شکل پذیری و تطبیق پذیری شده ام

پس جز حرف هایی که آن را میزنم و میخواهم گر چیز دیگری از من یاد کردن به اشتباه می اندازد مرا

من میراث دار آن لحظه ای شده ام که اکنون قلبم در آن به تپش افتاده 

من به مانند فردی شده ام که نجواهای زیادی را می شنود

اما یک صدا آرامم می کند

یک صدا بی قراری ام را قرار می بخشد ...

پس از اهمیت زندگی آگاهم

امیدوارم سکانس به سکانس زندگیتون پر باشه از سرخوشی هایی که شما رو به آرامش دعوت کنه.

<<راوی خلیج تا ابد پارس>>