اهمیت عشق در زندگی فردی

3 اسفند 1403 - خواندن 5 دقیقه - 98 بازدید

به نام خالق عشق

ارادت خدمت آنهایی که اهمیت احساس در وجود آدمی را می دانند و نوشته ها را از ابتدا می خوانند و اهمیت نویسندگی و نوشتن در وجود آنها پدیدار است

هر کدام از ما با توجه به گستره ی مغزمان و فکری که در لحظه به مغزمان نفوذ می کند بدون تردید و به دور از قضاوت ها و واهمه ها به مسائل بسیاری می اندیشیم و لا اقل برای مدتی هم که شده رجوع میکنیم به چیزی که در درونمان بیدار می شود و هرکس با توجه به چیزی سعی می کند آن را بروز دهد

برخی از ما انسان ها همانطور که گفته شد احساسات مختلفی را در طول شبانه روز تجربه می کنیم

هر ساعت برای ما بیانگر حال و هوای مختلف است

چه بسا که هر انسان دارای هدف های بی شمار است و از داشتن و خواستن هایش تا زمان باز ایستادن قلبش تمام تلاشش را خواهد کرد

در این چندماهه ی گذشته همه ی محیط هایی که در آن بوده ام به مانند فیلم سینمایی ای شده که ژانر آن به مانند درام عاشقانه بوده

و خنده بر لب میزنم از نوع قضاوت ها و حرف ها و چیزهای به ظاهر ساده ای که می توانند برای من نشانگر چیزهای جالب تری باشد

از انجام کارهای ساده ای که دیگر نه باعث ترسم میشود نه چیزی که باعث آشفتگی ام شود

و این میزان از بی تعلقی نسبت به زمان را در هیچ برهه ی دیگری نداشته ام

شاید با توجه به مقتضیات سن باشد

شاید هم نشانگر چیزهای دیگر باشد

نمی دانم ...

اما این را خوب می دانم که در پس همه ی این ره ها و گذرهای شبانه ی من لااقل این است که میبایست در جایی درست توقف کنم

بدون شک و در گاهی از اوقات به دلم می افتد گر در این زمانه ی حال نبودم و یا میان جمع هایی که تنش را برای من به حد بالا می رسانند حضور نداشتم چه میزان آرامش به دلم رخنه می کرد

باز هم این را به خوبی می دانم که این ره ها و گذرها برایم چیز سختی نیست

چون در پس هر نگاهی یک حرف پنهان و آشکار وجود دارد و این راه گریز نیست

من تا به همین الان و در اکنون آرامش خود را در پس احساسات دیگری گره میزنم

اما حال خوب دیگران نباید ذره ای از نفرت را درونم پدیدار کند

هر فرد در پس مکالماتش قطعا هدفی دارد و من نه ناظر و واقف به آن هستم و نه باید سعی کنم روح دیگری را کنترل کنم

یک انسان در لحظه می تواند صبر کند

می تواند خشمگین شود

و می تواند هم عاشق باشد

این ها همه احساسات است

به اهمیت احساسات هر روز و شب بیشتر می رسم

پس هر آنکس که دارای احساس است دارای چیزهای دیگری نیز هست

نوبرانه ترین گفته هایم را برای <تو> به امانت گذاشته ام

نوبرانه ترینم را برای <عشق> و احساس تعلق به یک فرد به امانت گذاشته ام

و امیدوارم که زمانش دیر نشود تا بتوانم جای درستی آن را به فردی مطمئن بدهم تا مرا باز بخواند و به مانند هرچیزی که هستم مرا دوست بدارد

و سعی به آن نکند که با چیزهای دیگر مرا آزمون و خطا کند

پس اگر قصد تخریب داری به سوی ما نیا

به سوی بیهوده گرایی نیا

زمین بازی احساسات گران است و هرکس توان خریدن دل بی قرار مرا ندارد

تو نیز مدعی معنا کردن آن نخواهی بود و گر به سرزمین عشاق پا گذاشتی شک به دل راه نده

تو از سرزمین مهر می آیی و این میزان از آرامش که با آمدنت در وجودم شکل میگیرد را هیچکس نداند

پس طلوع کن بر دل من و بتابان رخ ماه گونه ات را

و نشود جایی که بخاطر اغیار خوارم کنی

فاصله راز قشنگی ست که همیشه پدیدار است و هیچکس حتی در دورترین نقطه ها گر پا به وادی عشق نگذارد توان درکش را ندارد

پس شک به دل خود راه نده...

جاده ی احساسات هر آدم هموار است...

به زندگی خود مهر را وارد کنید

مهر بی بهانه است که انسان را چند قدمی بیش از پیش به جلو می برد

بالاتر برو زیرا با بالا رفتن است که به اهمیت میرسی ...

و به قول شاعر: پریشان نشو زیرا پس هر پریشانی آرامش نهان است

آرامش مهمان دل های یکایک شما ...

شب و روزهای شما درگیر احساس زیبای عشق و مهر