سیاست درونماندگار؛ درآمدی بر نشریه "حکمرانی اجتماعی و مدیریت ایران"
نشریه مزبور، به زودی فعالیت خود را در قالب نشریات علمی دانشگاه خوارزمی، آغاز میکند و این متن به مثابه افق نگاهی ست برای شروع فعالیت های آن
واقعیت سیاسی هر منطقه ای، وابسته به شناخت وضعیت خاص آن منطقه است؛ چنین است که سیاست، درونماندگار (Immanence) فهم می شود.
زمانی که سیاست درونماندگار فهمیده شود، روایتهای کلان سیاسی همچون کمونیسم و سرمایه داری علیرغم آنکه میتواند الهام بخش برای تعیین وضعیت یک منطقه ای باشد اما به عنوان تحمیل یک نظریه بر واقعیت، رنگ میبازد و از صحنه کنار میرود. هیچ تز سیاسی ای نمیتواند خود را محتوم تاریخ بداند و تاریخ بشری تاکنون شکست تمامی ابرروایتهای سیاسی را نشان داده و امروزه روز نیز فجایع جهانی لیبرالیسم آشکار است و تاکنون پایان تاریخ نه با فوکویامای لیبرال بوده و نه با مارکسیستهای ارتدوکس و نه با هیچ از یک از قدرت طلبان دیگر با هر نوع روپوش ایدئولوژیکی که برای خود یدک میکشند. گرچه خود کارل مارکس برخلاف مارکسیستهای جزمی، کمونیزم را در ماتریالیزم تاریخی خود، به عنوان حتمیت سرنوشت بشری نمیدید بلکه بحران سرمایه داری را پیش بینی کرده بود و با نفی (بحران و تضادهای درونی سرمایه داری) نیز چیزی (کمونیزم) اثبات نمیشود زیرا ممکن است که یک قدرتی در حالت بحران با مدیریت خود و زدودن تدریجی تنشها و بالاپایین کردن های تئوریک خود، تاحد بسیاری خود را از بحران خارج کند چنانکه سرمایه داری در سال 2008 با کمکهای صندوقهای دولتی! خود را از بحران مالی نجات داد.
قدرتهای سیاسی در جهان، دیگر بر منطق واقعیت ( realism) جلو میروند و آنچه برای آنها در واقعیت ملاک است، منافع ملی کشورهای خودشان است. این یک بازی است و خارج شدن از این بازی به معنای خارج شدن از روابط بین الملل و حمل تبعات سنگین آن برای مردم یک کشور است. این بازی هرچند برمبنای دولت-ملتی ساخته شده تا در آن قدرتها متمرکزتر اداره شود و افراد انسجام بیشتری برای اداره شدن داشته باشند، اما زمانی که راه خروجی وجود نداشته باشد بایستی در بازی ماند و البته ماندن در بازی نیازمند شناخت مطلوب قوانین آن بازی هست و سپس بازیگری در آن.
شناخت واقعیت سیاسی هر وضعیت و اقداماتی برای آن نیازمند شناخت چند عامل: 1- استعدادهای پایدار منطقه، 2- واقعیتهای موجود در منطقه، 3- روابط بین الملل.
شناخت پایدار برای دیدن استعدادهای هر وضعیت که در اینجا منظور ایران است، لازم میباشد اعم از وضعیت زیست بوم شناختی و استعدادهای انسانی برای توسعه.
شناخت واقعیت موجود بدون تحمیل ارزشگذاری بر آن، دیگر گامیست برای شناحت واقعیت سیاسی وضعیتی خاص.
در نظر گرفتن منافع ملی دیگر قدرتها در هنگام اقدامات راهبردی در سطح بین المللی، می تواند به عمل سیاسی مطلوب، نزدیک باشد.
نشریه حکمرانی اجتماعی و مدیریت ایران، با چنین انگاشتی قصد بررسی مسایل کلان سیاستی-مدیریتی در کشور را دارد؛
-این نشریه میخواهد با کمک آثار نویسندگان خود، با طرح مسایل سیاسی-اجتماعی ایران و ریشه یابی مشکلات آن، به دور از جزم انگاری های سیاسی و با ارائه مطالبی علمی، در جهت پیشبرد اهداف توسعه ای ایران در توان خود هرچند به مقداری ناچیزی قدم بگذارد.
-این نشریه از گامهای خرد تا گامهای بلند سیاستی و راهبردی مسایل ایران در حال رفت و برگشت است بنابراین از وضعیت خرد گروه های مردمی تا وضعیت کلان سیاسی کشور را دربرمیگیرد اما تمام مسایل خود را در درهم تنیدگی با مسایل کلان سیستم میفهمد و جزئیت را در جزئی بودگی اش رها نمیکند زیرا فهم یک سیستم در شناخت دینامیزم نیروهای خرد و کلان ممکن است.
-سیاست کاری نویسندگان به هنر خودشان در نویسندگی بستگی دارد که محتوا را در قالب فرمی انتقال بدهند که از مرزهای کشیده شده، عبور کند.