اقتصاد در تنگنا و ورزش ایران؛ از وابستگی دولتی تا ضرورت مدل کسب وکار پایدار

12 آبان 1405 - خواندن 9 دقیقه - 27 بازدید
اقتصاد در تنگنا و ورزش ایران
(از وابستگی دولتی تا ضرورت مدل کسب وکار پایدار در ورزش)


چکیده

ورزش ایران در سال های اخیر تحت تاثیر شرایط اقتصادی کلان (تورم، نوسانات ارزی، تحریم و کاهش توان مالی دولت) با چالشی ساختاری مواجه شده است: نظام تامین مالی ورزش عمدتا بر بودجه دولتی و حمایت های نهادی متکی است، در حالی که منابع درآمدی حرفه ای(حق پخش، فروش محصولات، اسپانسرینگ شفاف) یا توسعه نیافته اند یا به دلایل ساختاری در اختیار باشگاه ها قرار نمی گیرند. این یادداشت با استناد به داده های مالی باشگاه ها و تحلیل های کارشناسی، نشان می دهد که تداوم این مدل در شرایط فعلی به زیان انباشته فزاینده و ناپایداری معیشتی ورزشکاران و باشگاه ها منجر شده است. استدلال اصلی این است که "استقلال مالی باشگاه ها" دیگر یک انتخاب سیاستی نیست، بلکه شرط بقای ورزش حرفه ای ایران است.


 


۱. صورت بندی مسئله: وقتی درآمدها رشد می کنند اما زیان ها بیشتر می شوند

یک تصور رایج این است که مشکلات مالی باشگاه ها ناشی از "کمبود درآمد" است. داده های مالی باشگاه پرسپولیس این تصور را پیچیده تر می کند. در سال مالی منتهی به خرداد ۱۴۰۴، درآمد عملیاتی این باشگاه به حدود ۵۶۷.۹ میلیارد تومان رسید که نسبت به سال قبل (۲۸۸.۵ میلیارد تومان) رشد چشمگیری داشت. با این حال، زیان عملیاتی از ۲۵۴ میلیارد تومان به ۵۲۷.۴ میلیارد تومان افزایش یافت؛ یعنی زیان عملیاتی معادل ۹۳ درصد درآمد عملیاتی بود . به بیان دیگر، باشگاه در فروش "محصول" خود (مسابقه، برند، تجربه هواداری) درآمد کسب می کند، اما ساختار هزینه ها (به ویژه قرارداد بازیکنان و کادر فنی) به گونه ای است که این درآمد نه تنها سود ایجاد نمی کند، بلکه فاصله هزینه و درآمد را هر سال عمیق تر می سازد.

این الگو در سطح لیگ نیز قابل مشاهده است. زیان انباشته ۱۰ باشگاه لیگ برتری در چهار فصل متوالی از ۸۴۰ میلیارد تومان (۱۴۰۱) به ۳۱۳۶ میلیارد تومان (۱۴۰۴) رسیده است . رئیس فدراسیون فوتبال نیز نسبت به احتمال رسیدن این رقم به حدود ۴ هزار میلیارد تومان در سال جاری هشدار داده است. نکته مهم این است که این زیان ها در شرایطی انباشته می شوند که فوتبال ایران از پایگاه هواداری گسترده و بازار بالقوه قابل توجهی برخوردار است.


 


۲. ریشه ساختاری: فقدان "حق پخش" و اقتصاد دولتی

تفاوت بنیادین اقتصاد ورزش ایران با مدل های موفق جهانی در ترکیب منابع درآمدی نهفته است. در باشگاه های اروپایی، حدود ۳۸ تا ۴۰ درصد درآمد از حق پخش تلویزیونی و حدود ۴۰ درصد دیگر از درآمدهای تجاری (فروش محصولات، اقلام هواداری، تبلیغات) تامین می شود . در ایران، حق پخش مسابقات داخلی عملا به یک "مسئله حل نشده" تبدیل شده است. گزارش های بودجه ۱۴۰۵ نشان می دهد سهم باشگاه ها از حق پخش حدود ۴۷۰ میلیارد تومان است، در حالی که فاصله ارزش تولیدشده توسط فوتبال و سهم باشگاه ها از آن بسیار زیاد است . به عبارت دیگر، فوتبال مخاطب تولید می کند و صداوسیما از این مخاطب درآمد کسب می کند، اما باشگاه ها از این چرخه بهره ای نمی برند.

همین منطق در مورد مالکیت باشگاه ها نیز صادق است. حدود ۸۰ درصد مالکیت باشگاه ها در ایران دولتی است . این وابستگی، دو پیامد همزمان دارد: از یک سو، باشگاه ها انگیزه ساختاری برای بهینه سازی درآمد و کنترل هزینه ندارند، زیرا کسری بودجه در نهایت از منابع دولتی یا نهادهای وابسته جبران می شود؛ از سوی دیگر، در شرایطی که دولت خود با کسری بودجه و اولویت های بازسازی مواجه است، این منبع نیز به طور فزاینده ای ناپایدار می شود. یک پیشکسوت فوتبال ایران این وضعیت را چنین توصیف می کند: "۱۳ تا ۱۴ تیم از بودجه دولت تغذیه می کنند... اگر قوانینی که سال ها پیش تصویب شد اما اجرا نشد مانند اختصاص بخشی از درآمد مالیات دخانیات یا معافیت های مالیاتی برای بخش خصوصی عملی می شد، امروز ورزش از وابستگی به بودجه دولتی رها شده بود".


 


۳. تاثیر شرایط اقتصادی کلان بر پیکره ورزش

شرایط اقتصادی نه تنها بر ساختار کلان، بلکه بر بازیگران خرد ورزش نیز تاثیر می گذارد. تورم بالا و نوسانات ارزی، هزینه های عملیاتی باشگاه ها (سفر، تجهیزات، دستمزد) را به طور نامتناسبی افزایش می دهد. در چنین شرایطی، باشگاه ها ناچار به کاهش هزینه ها می شوند. برای فصل آینده، سقف بودجه لیگ برتر ۶۰ میلیارد تومان تعیین شده است که به معنای کاهش حدود یک سومی پرداختی ها نسبت به سال های اوج است . این کاهش اگرچه از منظر کنترل تورم منطقی به نظر می رسد، اما بدون اصلاح ساختار درآمدی، صرفا به کاهش کیفیت رقابت و افزایش ناپایداری قراردادها منجر می شود.

تحریم ها نیز کانال دیگری برای فشار اقتصادی هستند. بلوکه شدن مبالغ هنگفت ورزش کشور و ناتوانی فدراسیون ها در بهره برداری از آنها، جذب سرمایه گذار خارجی و تعامل با برندهای جهانی را دشوار کرده است. در سطح باشگاهی، این محدودیت ها توان جذب بازیکنان خارجی باکیفیت و برگزاری اردوهای بین المللی را کاهش می دهد و در سطح ملی، چرخه انتقال دانش فنی و به روزرسانی تجهیزات را مختل می کند.


 


۴. پیامدها: از زیان مالی تا فرسایش سرمایه اجتماعی

زیان انباشته فزاینده پیامدهای فراتر از صورت های مالی دارد. نخست، ناپایداری معیشتی ورزشکاران: وقتی باشگاه ها با تاخیر در پرداخت حقوق مواجه می شوند یا برای تمدید قراردادها با مشکل روبه رو می شوند، انگیزه ورزشکاران برای ماندن در لیگ داخلی کاهش می یابد و مهاجرت ورزشی تشدید می شود. دوم، تضعیف زیرساخت های پایه: در شرایط کمبود منابع، آکادمی ها و استعدادیابی که بازدهی کوتاه مدت ندارند، اولین قربانیان هستند؛ در حالی که باشگاه ها برای رقابت فوری، هزینه های سنگین بر خرید بازیکن آماده تحمیل می کنند . سوم، فرسایش اعتماد هوادار: تجربه ورود باشگاه ها به بورس و افت شدید ارزش سهام، اعتماد هوادارانی را که با خرید سهام از تیم های خود حمایت کرده بودند خدشه دار کرده است.


 


۵. جمع بندی: استقلال مالی به عنوان شرط بقا

تجربه کشورهایی که از بحران اقتصادی عبور کرده اند(مانند آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم) نشان می دهد که بحران می تواند نقطه آغاز اصلاح ساختاری باشد، به شرط آنکه سیاست گذار نقش خود را از "تامین کننده مستقیم" به "تنظیم گر و تسهیل گر" تغییر دهد . در مورد ایران، این تغییر حداقل سه الزام دارد: نخست، اجرای حق پخش به عنوان حق قانونی باشگاه ها از ارزشی که تولید می کنند؛ دوم، ایجاد بستر حقوقی شفاف برای سرمایه گذاری خصوصی(از جمله مشوق های مالیاتی و تضمین امنیت سرمایه)؛ سوم، توسعه درآمدهای تجاری از طریق برندینگ، فروش محصولات و تجربه هواداری، که در حال حاضر تقریبا بلااستفاده مانده است .

بدون این اصلاحات، تزریق بودجه بیشتر حتی اگر ممکن باشد تنها چرخه ای را تداوم می بخشد که در آن هزینه ها بدون ایجاد درآمد پایدار رشد می کنند. ورزش ایران در نقطه ای ایستاده است که انتخاب بین "ادامه وابستگی" و "اصلاح ساختاری" دیگر یک بحث نظری نیست؛ با توجه به اعداد و روندهای فعلی، گزینه اول به سمت ناپایداری فزاینده و گزینه دوم به سمت مدلی می رود که در آن ورزش بتواند از ظرفیت های خود هوادار، برند، استعداد برای تامین منابع بازتولید خود استفاده کند.



منابع:

- روزنامه ایران، "جراحی اقتصادی برای عبور از پیچ قهرمانی"، ۱۴۰۵

- اقتصاد آنلاین، "پرسپولیس و استقلال در سایه فشار هزینه ها"، ۱۴۰۵

- پژوهش دانشگاهی، عوامل موثر بر سرمایه گذاری در ورزش ایران

- روزنامه ایران، "مدیریت سنتی و مصرف گرا بلای جان ورزش است"، ۱۴۰۵

- ایلنا، "سقف قرارداد در فوتبال ایران مشخص شد"، ۱۴۰۵

- پژوهش فصلنامه مدیریت ورزشی، عوامل مداخله گر اقتصادی و سیاسی

- روزنامه ایران، "ورزش در ایران هنوز یک صنعت کامل نیست"، ۱۴۰۵

- ایران آنلاین، "قطار زیان انباشته فوتبال ترمز ندارد"، ۱۴۰۵

- روزنامه ایران، "وابستگی ورزش به منابع دولتی یک آسیب بزرگ است"، ۱۴۰۵

- روزنامه ایران، "بازنگری در مدیریت هزینه یک ژست اجتماعی نیست"، ۱۴۰۵