نظم نامتقارن و بازآرایی امنیت خاورمیانه: از تاب آوری راهبردی ایران تا چشم انداز یک پیمان دفاعی منطقه ای

9 آبان 1405 - خواندن 2 دقیقه - 12 بازدید



این مقاله استدلال می کند که جنگ منطقه ای سال ۲۰۲۶ میان ایران، آمریکا و اسرائیل را نمی توان صرفا با معیار برتری نظامی متعارف یا نتیجه عملیات در میدان های نبرد ارزیابی کرد. گسترش دامنه منازعه، آسیب پذیری مسیرهای انرژی و تجارت دریایی، فعال شدن جبهه های متعدد و افزایش هزینه های نظامی و اقتصادی برای طرف مقابل، شرایطی پدید آورد که از منظر نگارنده به افزایش تاب آوری راهبردی ایران و ارتقای قدرت چانه زنی آن کمک کرد.


مفهوم «نظم نامتقارن»  در این مقاله برای توضیح سازوکاری به کار می رود که طی آن بازیگران دارای منابع مادی محدودتر، با اتکا به سازمان، هویت، شبکه های سیاسی و اجتماعی و جغرافیای راهبردی، به ظرفیت اثرگذاری فراتر از توان متعارف خود دست می یابند. بااین حال، توان تحمیل هزینه با پیروزی نهایی یا ایجاد نظم پایدار یکسان نیست.


مقاله با بررسی تطبیقی لبنان، یمن، عراق و فلسطین، این فرضیه را مطرح می کند که شبکه های همسو با ایران، افزون بر کارکرد نظامی، می توانند در شکل گیری نوعی نظم منطقه ای موازی با ترتیبات دولت محور نقش داشته باشند.


از دیدگاه نویسنده، مفهوم «برجام منطقه ای» در معنای محدودسازی نفوذ راهبردی ایران، خطری برای استقلال تصمیم گیری و جایگاه منطقه ای کشور است. در مقابل، افق مطلوب را باید در تقویت ظرفیت های بومی، افزایش استقلال بازیگران همسو، گسترش میدان چانه زنی ژئواکونومیک و حرکت تدریجی از نظم نامتقارن به امنیت مشارکتی در بلند مدت جستجو کرد.


مقاله همچنین احتمال گسترش رقابت راهبردی به آفریقا، بالکان و شرق دریای آدریاتیک را بررسی می کند و در نهایت، ایجاد چارچوبی برای پیمان دفاعی منطقه ای با مشارکت ایران و کشورهای همسو را به عنوان یک چشم انداز سیاسی در پساجنگ ایران با امریکا و اسرائیل و تثبیت هژمونی منطقه ای ایران  پیشنهاد می دهد.


لینک مطالعه: کلیک کنید