از پناهگاه اضطراری تا پناهگاه اقلیمی شهری: بازتعریف زیرساخت های سلامت، آسایش و تاب آوری در شهر

6 آبان 1405 - خواندن 11 دقیقه - 12 بازدید

از پناهگاه اضطراری تا پناهگاه اقلیمی شهری: بازتعریف زیرساخت های سلامت، آسایش و تاب آوری در شهر

چکیده

افزایش فراوانی و شدت مخاطرات اقلیمی، به ویژه موج های گرما، نشان می دهد که اتکای صرف به مدیریت اضطراری برای حفاظت از شهروندان کافی نیست. در رویکردهای متعارف، فضاهای امدادی و مراکز خنک کننده عمدتا هنگام وقوع بحران فعال می شوند؛ درحالی که بخش مهمی از آسیب پذیری اقلیمی، حاصل شرایط پایدار محیط ساخته شده، کیفیت مسکن، نابرابری فضایی و دسترسی نامتوازن به خدمات عمومی است. در پاسخ به این چالش، مفهوم «پناهگاه های اقلیمی شهری» به عنوان شبکه ای از فضاهای عمومی و نیمه عمومی مطرح شده است که امکان دسترسی به محیطی امن تر و آسوده تر را پیش، هنگام و پس از رخدادهای اقلیمی فراهم می کنند. این مقاله با اتکا به ادبیات جدید، چارچوبی پنج بعدی برای توسعه این زیرساخت ها پیشنهاد می کند: حکمرانی یکپارچه، طراحی فضایی حساس به زمینه، عدالت اجتماعی، تامین مالی پایدار و یادگیری مستمر. استدلال اصلی آن است که پناهگاه اقلیمی نباید صرفا یک مکان خنک باشد، بلکه باید جزئی از نظام برنامه ریزی شهری، سلامت عمومی و زیرساخت اجتماعی شهر تلقی شود.

واژگان کلیدی: پناهگاه اقلیمی شهری، تاب آوری شهری، سازگاری با تغییر اقلیم، عدالت فضایی، زیرساخت اجتماعی، مدیریت شهری.

۱. مقدمه: چرا مدیریت بحران به تنهایی کافی نیست؟

شهرها با مخاطرات اقلیمی متعددی مواجه اند، اما گرمای شدید ویژگی مهمی دارد: برخلاف بسیاری از سوانح ناگهانی، آثار آن می تواند تدریجی، تکرارشونده و وابسته به شرایط اجتماعی و کالبدی باشد. شدت آسیب تنها به دمای هوا وابسته نیست؛ کیفیت ساختمان، دسترسی به فضای سبز، وضعیت اقتصادی خانوار، انزوای اجتماعی و امکان استفاده از فضاهای خنک نیز در تعیین میزان آسیب پذیری نقش دارند.

پژوهش پینچگر (۲۰۲۶) درباره گذار از پناهگاه های اضطراری به پناهگاه های اقلیمی شهری نشان می دهد که پاسخ موثر به مخاطرات اقلیمی نیازمند عبور از اقدامات مقطعی و حرکت به سوی زیرساخت های پایدار، یکپارچه و در دسترس است. 

در الگوی متعارف، مراکز خنک کننده هنگام صدور هشدار گرما یا وقوع شرایط خطرناک فعال می شوند. این مراکز برای حفاظت فوری اهمیت دارند، اما ممکن است به دلیل اطلاع رسانی ناکافی، ساعات فعالیت محدود، دشواری دسترسی، موانع حرکتی یا احساس ناخوشایند استفاده از آن ها، به طور کامل مورد استقبال گروه های هدف قرار نگیرند.

بنابراین، پرسش اصلی مدیریت شهری دیگر صرفا این نیست که «هنگام موج گرما کجا می توان پناه گرفت؟»؛ بلکه این است که چگونه می توان حفاظت اقلیمی را به بخشی از زندگی روزمره، ساختار محله ها و نظام خدمات عمومی تبدیل کرد؟

۲. از پناهگاه اضطراری به پناهگاه اقلیمی: یک تغییر پارادایم

پناهگاه اضطراری عموما برای پاسخ سریع به رخدادهایی مانند سیل، زلزله یا آتش سوزی طراحی می شود. در مقابل، پناهگاه اقلیمی شهری فضایی است که می تواند به صورت دائمی یا فصلی، امکان آسایش و حفاظت در برابر مخاطرات اقلیمی، به ویژه گرمای شدید، را فراهم کند.

کتابخانه ها، مراکز اجتماعی، ساختمان های عمومی، مدارس، پارک ها و فضاهای سبز شهری می توانند با توجه به شرایط محلی و استانداردهای ایمنی بخشی از چنین شبکه ای باشند. برخی فضاها به تجهیزات سرمایشی و دسترسی به آب آشامیدنی نیاز دارند؛ برخی دیگر با سایه اندازی، پوشش گیاهی، کاهش سطوح داغ و طراحی مناسب می توانند کیفیت محیطی را بهبود دهند.

تفاوت بنیادین در این است که پناهگاه اقلیمی صرفا برای لحظه بحران تعریف نمی شود، بلکه می تواند در قالب یک شبکه خدماتی در ساختار شهر جای گیرد.

البته پناهگاه های اقلیمی جایگزین پناهگاه های امدادی در سوانح ناگهانی نیستند. این دو، کارکردهای مکمل دارند: اولی بر سازگاری بلندمدت و کاهش آسیب پذیری در برابر تنش های اقلیمی تکرارشونده تمرکز دارد و دومی برای حفاظت فوری در شرایط اضطراری ضروری است.

۳. چارچوب پنج بعدی توسعه پناهگاه های اقلیمی شهری

برای تبدیل این ایده به یک سیاست عملی، مقاله حاضر پنج بعد مرتبط و مکمل را پیشنهاد می کند.

۳.۱. حکمرانی و یکپارچگی نهادی

پناهگاه اقلیمی نباید پروژه ای منفرد در یکی از واحدهای شهرداری باقی بماند. برنامه ریزی شهری، سلامت عمومی، مدیریت بحران، محیط زیست، حمل ونقل و مدیریت املاک عمومی باید در طراحی و بهره برداری از آن مشارکت کنند.

شهرداری می تواند با تدوین دستورالعمل مشترک، مسئولیت هر نهاد را مشخص کند: چه نهادی فضاها را معرفی می کند؟ چه کسی ایمنی و کیفیت محیطی را ارزیابی می کند؟ هزینه نگهداری بر عهده چه سازمانی است؟ و هنگام افزایش خطر، چه سازوکاری برای اطلاع رسانی و افزایش ساعات فعالیت وجود دارد؟

پژوهش سال ۲۰۲۶ پینچگر نیز یکپارچگی نهادی و هماهنگی میان ابعاد مختلف سیاست گذاری را از شرایط مهم توسعه پایدار پناهگاه های اقلیمی می داند. 

۳.۲. طراحی فضایی و تناسب با زمینه محلی

توزیع پناهگاه ها باید بر اساس ترکیبی از شدت خطر، تراکم جمعیت، ویژگی های کالبدی محله و میزان دسترسی به خدمات انجام شود. انتخاب مکان صرفا بر پایه وجود ساختمان عمومی یا فضای سبز کافی نیست.

یک پارک ممکن است در روزهای عادی فضای مطلوبی باشد، اما در ساعات اوج گرما سایه کافی نداشته باشد. همچنین، یک ساختمان خنک ممکن است برای سالمندان، افراد دارای معلولیت یا کسانی که با محدودیت حمل ونقل مواجه اند، عملا دسترس پذیر نباشد.

ازاین رو، برنامه ریزی باید ترکیبی از فضاهای سرپوشیده و روباز را در نظر بگیرد. فضاهای سرپوشیده می توانند در دوره های گرمای شدید پناهی فوری فراهم کنند؛ درحالی که پارک ها، درختان خیابانی، سایه بان ها و سطوح نفوذپذیر به بهبود شرایط محیطی در مقیاس محله کمک می کنند.

۳.۳. عدالت اجتماعی و دسترسی واقعی

تامین پناهگاه به تنهایی تضمین کننده عدالت نیست. اگر این فضاها در محله های برخوردار متمرکز شوند یا استفاده از آن ها به عضویت، پرداخت هزینه یا عبور از موانع اجتماعی وابسته باشد، ممکن است گروه های آسیب پذیر همچنان از حفاظت کافی برخوردار نشوند.

کودکان، سالمندان، افراد دارای بیماری های زمینه ای، افراد دارای معلولیت، خانوارهای کم درآمد و افرادی که در خانه های فاقد سرمایش مناسب زندگی می کنند، باید در ارزیابی نیازها مورد توجه قرار گیرند.

عدالت در این حوزه دست کم چهار مولفه دارد:

  • عدالت توزیعی: پناهگاه ها در کدام محله ها قرار گرفته اند؟
  • عدالت دسترسی: شهروندان با چه زمان، هزینه و دشواری به آن ها می رسند؟
  • عدالت رویه ای: آیا گروه های مختلف در تصمیم گیری مشارکت دارند؟
  • عدالت شناختی: آیا نیازها و تجربه گروه های کمتر دیده شده در طراحی لحاظ می شود؟

در این رویکرد، معیار موفقیت صرفا تعداد فضاهای ایجادشده نیست؛ بلکه میزان برخورداری واقعی افرادی است که بیشترین نیاز را به حفاظت اقلیمی دارند.

۳.۴. تامین مالی و پایداری بهره برداری

یکی از خطاهای رایج در پروژه های شهری، تمرکز بر هزینه ایجاد اولیه و نادیده گرفتن هزینه های نگهداری است. پناهگاه اقلیمی به بودجه پایدار برای تعمیر تجهیزات، مدیریت فضای سبز، تامین آب، نظافت، اطلاع رسانی، نیروی انسانی و ارزیابی عملکرد نیاز دارد.

شهرداری ها می توانند از ترکیبی از منابع مالی استفاده کنند: بودجه سازگاری اقلیمی، اعتبارات سلامت عمومی، برنامه های بهسازی ساختمان های عمومی، مشارکت نهادهای محلی و منابع حمایتی منطقه ای یا ملی.

بااین حال، مشارکت بخش خصوصی نباید به محدودشدن دسترسی عمومی یا تجاری سازی خدمات ضروری منجر شود. چارچوب تامین مالی باید از ابتدا مسئولیت نگهداری، استانداردهای دسترسی و استمرار خدمات را روشن کند.

۳.۵. یادگیری، ارزیابی و بهبود مستمر

پناهگاه اقلیمی یک مداخله ایستا نیست. اثربخشی آن باید با داده های واقعی سنجیده شود. شاخص های ارزیابی می توانند شامل موارد زیر باشند:

  • دمای داخل و خارج فضا و میزان آسایش حرارتی؛
  • فاصله و زمان دسترسی برای گروه های مختلف؛
  • ساعات فعالیت و میزان استفاده شهروندان؛
  • کیفیت اطلاع رسانی و آگاهی عمومی؛
  • هزینه نگهداری و قابلیت اطمینان تجهیزات؛
  • رضایت کاربران و تفاوت تجربه میان گروه های اجتماعی.

ارزیابی باید به اصلاح تصمیم ها منجر شود. اگر مشخص شود که یک فضای عمومی با وجود امکانات مناسب استفاده نمی شود، لازم است علت آن از ساعات فعالیت تا دسترسی، امنیت ادراک شده و آگاهی شهروندان بررسی شود.

۴. نقشه راه اجرایی برای شهرداری ها

اجرای این رویکرد می تواند با یک برنامه مرحله ای آغاز شود:

گام اول: شناسایی آسیب پذیری. نقشه های گرمای شهری با اطلاعات مربوط به جمعیت، کیفیت مسکن، خدمات عمومی و دسترسی به فضای سبز ترکیب شوند.

گام دوم: شناسایی ظرفیت های موجود. کتابخانه ها، مراکز اجتماعی، ساختمان های عمومی، پارک ها و دیگر فضاهای بالقوه از نظر ایمنی، آسایش حرارتی، ساعات فعالیت و دسترسی ارزیابی شوند.

گام سوم: تدوین شبکه محله ای. مکان ها به صورت شبکه ای مکمل طراحی شوند تا شهروندان تنها به یک مرکز دوردست وابسته نباشند.

گام چهارم: تعریف استاندارد و مسئولیت. حداقل الزامات عملکردی، مسئولیت نگهداری، شیوه اطلاع رسانی و شرایط فعال سازی در دوره های خطر مشخص شود.

گام پنجم: اجرای آزمایشی و ارزیابی. شبکه در چند محله با شرایط متفاوت اجرا و سپس بر اساس عملکرد واقعی اصلاح شود.

نکته مهم آن است که انتخاب محله های آزمایشی نباید فقط بر سهولت اجرا یا آمادگی نهادی متکی باشد؛ محله هایی با آسیب پذیری بالا نیز باید در اولویت قرار گیرند.

۵. چالش ها و ملاحظات انتقادی

پناهگاه های اقلیمی به خودی خود راه حل کامل بحران گرما نیستند. نخست، ایجاد چند فضای خنک نمی تواند ضعف گسترده مسکن، کمبود فضای سبز یا طراحی نامناسب خیابان ها را جبران کند. دوم، تمرکز بیش از حد بر ساختمان های سرپوشیده ممکن است ضرورت اصلاح محیط شهری را به حاشیه براند. سوم، توسعه فضاهای سبز بدون توجه به نگهداری، مصرف آب و شرایط اقلیمی محلی می تواند به نتایج نامطلوب منجر شود.

از سوی دیگر، برچسب گذاری یک ساختمان به عنوان «پناهگاه اقلیمی» بدون تضمین ساعات فعالیت، دسترسی مناسب، آسایش حرارتی و اطلاع رسانی عمومی، خطر تبدیل شدن سیاست به اقدامی نمادین را افزایش می دهد.

بنابراین، پناهگاه های اقلیمی باید در کنار بهسازی مسکن، افزایش سایه شهری، توسعه زیرساخت سبز و آبی، برنامه های سلامت عمومی و مدیریت بحران تعریف شوند؛ نه به عنوان جایگزینی برای آن ها.

۶. نتیجه گیری

گذار از پناهگاه اضطراری به پناهگاه اقلیمی شهری، تغییر از منطق واکنش مقطعی به منطق حفاظت مستمر است. در این رویکرد، شهروندان نباید تنها هنگام وقوع بحران به دنبال فضایی امن باشند؛ بلکه باید در ساختار روزمره شهر، شبکه ای قابل اعتماد و عادلانه از فضاهای محافظت کننده در اختیار داشته باشند.

موفقیت این سیاست به پنج شرط وابسته است: هماهنگی نهادی، طراحی متناسب با زمینه محلی، عدالت در دسترسی، تامین مالی پایدار و ارزیابی مستمر. هیچ یک از این ابعاد به تنهایی کافی نیست؛ اثربخشی زمانی شکل می گیرد که آن ها در قالب یک نظام یکپارچه عمل کنند.

برای مدیریت شهری، پیام اصلی روشن است: تاب آوری اقلیمی فقط توانایی شهر برای عبور از بحران نیست؛ توانایی آن برای حفاظت روزمره، عادلانه و پایدار از مردم پیش از وقوع بحران نیز هست.


منابع

Pincegher, B. (2026). From emergency shelters to urban climate shelters: Enabling conditions for long-term climate adaptation. Urban Research & Practice. https://doi.org/10.1080/17535069.2026.2732162

Intergovernmental Panel on Climate Change. (2022). Climate change 2022: Impacts, adaptation and vulnerability. Cambridge University Press. https://doi.org/10.1017/9781009325844

Widerynski, S., Schramm, P. J., Conlon, K. C., Noe, R. S., Grossman, E., Hawkins, M., Nayak, S. G., Roach, M., & Hilts, A. S. (2017). The use of cooling centers to prevent heat-related illness: Summary of evidence and strategies for implementation. Climate and Health Technical Report Series, Centers for Disease Control and Prevention.