از شهر زمین های بلاتکلیف تا شهر استفاده های موقت عادلانه: بازاندیشی در حکمرانی فضاهای رهاشده از طریق شهرسازی موقت و سازگارپذیر

4 آبان 1405 - خواندن 11 دقیقه - 24 بازدید

از شهر زمین های بلاتکلیف تا شهر استفاده های موقت عادلانه: بازاندیشی در حکمرانی فضاهای رهاشده از طریق شهرسازی موقت و سازگارپذیر

چکیده

زمین های بلااستفاده، ساختمان های متروک و فضاهای شهری معطل مانده، اغلب به عنوان نشانه ای از ناکارآمدی توسعه شهری تلقی می شوند؛ درحالی که این فضاها می توانند بستری برای آزمایش راه حل های نوآورانه، تقویت تعاملات اجتماعی و پاسخ گویی به نیازهای فوری محله ها باشند. رویکرد «شهرسازی موقت» با استفاده محدود زمانی از فضاهای خالی، امکان آزمودن کاربری ها و شکل های جدید مدیریت شهری را پیش از تثبیت تصمیم های بلندمدت فراهم می کند. بااین حال، موقتی بودن لزوما به معنای مشارکتی بودن یا عادلانه بودن نیست. اگر قواعد دسترسی، امنیت فعالیت، حقوق استفاده کنندگان و نحوه توزیع منافع روشن نباشد، پروژه های موقت ممکن است به ابزاری برای افزایش ارزش زمین، جابه جایی گروه های کم برخوردار یا انتقال ریسک به جامعه محلی تبدیل شوند. این مقاله چارچوبی برای شهرسازی موقت عادلانه و سازگارپذیر پیشنهاد می کند که بر شش اصل نیازمحوری، مشارکت واقعی، امنیت استفاده، عدالت توزیعی، یادگیری نهادی و تعیین مسیر آینده تاکید دارد.

کلیدواژه ها: شهرسازی موقت، فضاهای بلااستفاده، حکمرانی شهری، عدالت فضایی، بازآفرینی شهری، برنامه ریزی سازگارپذیر.

۱. مقدمه: آیا هر فضای خالی، مسئله ای حل نشده است؟

در بسیاری از شهرها، زمین های خالی، ساختمان های متروک، محوطه های صنعتی بلااستفاده و پروژه های نیمه تمام برای سال ها از چرخه زندگی روزمره شهروندان خارج می مانند. این فضاها ممکن است تا زمان تامین سرمایه، تغییر شرایط بازار یا تکمیل فرایندهای حقوقی و برنامه ریزی، بدون کارکرد مشخص باقی بمانند؛ درحالی که محله های پیرامون آن ها با کمبود فضای عمومی، امکانات فرهنگی، فرصت های فعالیت اجتماعی یا زیرساخت های سبز مواجه اند.

در چنین شرایطی، یک پرسش اساسی مطرح می شود: آیا لازم است تا تعیین تکلیف نهایی زمین، آن را برای سال ها بدون استفاده نگه داشت؟

«شهرسازی موقت» یا Temporary Urbanism پاسخی بالقوه به این پرسش است. این رویکرد امکان می دهد فضاهای معطل مانده، برای دوره ای مشخص و تحت قواعد روشن، به باغ های محلی، فضاهای فرهنگی، کارگاه های اجتماعی، بازارهای محلی، محیط های یادگیری یا امکانات موقت خدماتی تبدیل شوند.

پژوهش های جدید، استفاده موقت را نه صرفا یک مداخله طراحی، بلکه عرصه ای برای شکل گیری روابط اجتماعی، آزمایش کاربری ها و مذاکره میان جامعه، نهادهای عمومی و مالکان می دانند. بااین حال، پیامدهای آن به ساختار مالکیت، روابط قدرت و چگونگی مدیریت عدم قطعیت وابسته است (Chang & Gerrits, 2026; Casprini et al., 2026).

۲. از کاربری موقت تا حکمرانی موقت؟

تمایز مهمی میان «استفاده موقت از فضا» و «حکمرانی سازگارپذیر فضا» وجود دارد.

در رویکرد نخست، هدف عمدتا فعال کردن یک زمین یا ساختمان تا زمان اجرای طرح اصلی است. اما در رویکرد دوم، دوره موقت به فرصتی برای یادگیری تبدیل می شود: شهروندان می توانند کارکردهای موردنیاز خود را آزمایش کنند، مدیران شهری نتایج را ارزیابی کنند و تصمیم های بعدی بر اساس شواهد واقعی اصلاح شوند.

برای مثال، یک زمین خالی می تواند ابتدا به فضای بازی و فعالیت اجتماعی تبدیل شود. پس از چند ماه، میزان استفاده گروه های مختلف، کیفیت دسترسی، نیازهای نگهداری و آثار محیطی بررسی می شود. این اطلاعات می توانند در تصمیم گیری درباره آینده دائمی زمین نقش داشته باشند.

بنابراین، موقتی بودن نباید صرفا به معنای تعویق تصمیم باشد؛ بلکه باید به سازوکاری برای آزمودن گزینه ها، کاهش خطای برنامه ریزی و تقویت نقش جامعه محلی تبدیل شود.

مطالعات جدید درباره استفاده های موقت نیز بر ضرورت عبور از دوگانه ساده «رسمی یا غیررسمی» و «همکاری یا تعارض» تاکید دارند؛ زیرا پروژه های واقعی معمولا ترکیبی از مذاکره، وابستگی نهادی، منافع متفاوت و عدم قطعیت اند (Tilley et al., 2026).

۳. ظرفیت های راهبردی شهرسازی موقت

۳.۱. فعال سازی دارایی های کم استفاده

استفاده موقت می تواند بدون انتظار برای اجرای یک پروژه بزرگ، ظرفیت زمین ها و ساختمان های بلااستفاده را در خدمت نیازهای موجود قرار دهد. این رویکرد، در صورت رعایت الزامات ایمنی و محیطی، می تواند نیاز به ساخت وساز جدید برای برخی فعالیت ها را کاهش دهد.

۳.۲. آزمایش پیش از سرمایه گذاری بلندمدت

شهرداری ها می توانند برخی مداخلات را در مقیاس کوچک و با هزینه محدود آزمایش کنند. برای نمونه، ایجاد یک فضای عمومی موقت می تواند اطلاعاتی درباره الگوی حضور مردم، نیازهای دسترسی، ساعات فعالیت و تقاضای خدمات فراهم کند.

۳.۳. تقویت سرمایه اجتماعی

اگر ساکنان در طراحی، مدیریت و ارزیابی فضا مشارکت واقعی داشته باشند، پروژه موقت می تواند به بستری برای همکاری محلی، ایجاد شبکه های اجتماعی و تقویت حس تعلق تبدیل شود.

۳.۴. افزایش انعطاف پذیری برنامه ریزی

در محیط های شهری پیچیده، همیشه نمی توان از ابتدا بهترین کاربری را تعیین کرد. مداخلات موقت امکان می دهند تصمیم ها به صورت مرحله ای و بر اساس نتایج واقعی اصلاح شوند.

۴. روی دیگر موقتی بودن: خطرهای پنهان

موقت بودن به خودی خود عدالت ایجاد نمی کند. چند خطر مهم باید از ابتدای طراحی پروژه مورد توجه قرار گیرد.

نخست، بی ثباتی حقوق استفاده کنندگان: گروه های محلی ممکن است برای راه اندازی فعالیت خود زمان، سرمایه و نیروی انسانی صرف کنند، اما با پایان ناگهانی قرارداد، تمام دستاوردهایشان را از دست بدهند.

دوم، تصاحب ارزش اجتماعی توسط بازار: فعالیت های فرهنگی و اجتماعی ممکن است جذابیت یک محدوده را افزایش دهند و در ادامه، به رشد ارزش زمین و اجاره بها منجر شوند؛ درحالی که همان گروه هایی که فضا را فعال کرده اند، توان ادامه حضور در آن را نداشته باشند.

سوم، مشارکت نمادین: اگر جامعه محلی صرفا مجری یک برنامه ازپیش تعیین شده باشد، نمی توان پروژه را واقعا مشارکتی دانست.

چهارم، انتقال هزینه و ریسک: ممکن است مسئولیت نگهداری، تامین نیروی انسانی و مدیریت فعالیت ها به گروه های محلی واگذار شود، بدون آنکه منابع مالی یا اختیار کافی در اختیارشان قرار گیرد.

مطالعه استفاده موقت از زمین های صنعتی متروک در شهرهای اروپایی نیز نشان می دهد که این مداخلات، در کنار منافع احتمالی، می توانند پیامدهای ناخواسته ای داشته باشند و به شفافیت ارتباطات، تعیین افق زمانی و برنامه ریزی سازگارپذیر نیاز دارند (Litzman, 2026). پژوهش استفاده موقت از باغ های شهری در دورتموند نیز بر تنش میان توانمندسازی، وابستگی نهادی و عدالت اجتماعی تاکید می کند (Bakunowitsch, 2026).

۵. چارچوب پیشنهادی: شش اصل برای شهرسازی موقت عادلانه

این مقاله شش اصل مکمل را برای طراحی و مدیریت پروژه های موقت پیشنهاد می کند.

اصل اول: نیازمحوری محلی

انتخاب کاربری باید بر پایه نیازهای واقعی محدوده صورت گیرد، نه صرفا جذابیت رسانه ای یا قابلیت تجاری پروژه. ارزیابی کمبود فضای عمومی، خدمات فرهنگی، امکانات بازی، فعالیت های اجتماعی و زیرساخت سبز می تواند نقطه آغاز باشد.

اصل دوم: مشارکت در تصمیم گیری

ساکنان و گروه های محلی باید از مرحله تعریف مسئله تا انتخاب کاربری، تدوین قواعد و ارزیابی نتایج حضور داشته باشند. مشارکت موثر یعنی امکان تاثیرگذاری بر تصمیم ها، نه صرفا دعوت به جلسه یا اجرای برنامه.

اصل سوم: امنیت و شفافیت استفاده

قراردادها باید مدت استفاده، مسئولیت ها، هزینه ها، شرایط تمدید، نحوه خاتمه فعالیت و حقوق تجهیزات یا سرمایه گذاری کاربران را مشخص کنند. حتی در پروژه های موقت، پیش بینی پذیری حقوقی برای استمرار فعالیت اجتماعی اهمیت دارد.

اصل چهارم: عدالت در توزیع منافع و هزینه ها

باید مشخص شود چه گروه هایی از پروژه بهره مند می شوند، چه کسانی هزینه نگهداری را می پردازند و آیا افزایش جذابیت محدوده، خطر حذف ساکنان کم درآمد را افزایش می دهد یا خیر. دسترسی گروه های دارای محدودیت حرکتی، کودکان، سالمندان و گروه های کم برخوردار باید در طراحی لحاظ شود.

اصل پنجم: یادگیری و ارزیابی مستمر

پروژه باید شاخص های روشن و قابل سنجش داشته باشد؛ از جمله میزان استفاده، تنوع گروه های استفاده کننده، دسترسی پذیری، هزینه نگهداری، کیفیت محیطی و رضایت ساکنان. نتایج ارزیابی باید به اصلاح برنامه منجر شوند.

اصل ششم: تعیین مسیر آینده

از آغاز باید روشن باشد که در پایان دوره موقت چه گزینه هایی وجود دارد: تداوم فعالیت، تمدید قرارداد، تغییر کاربری، واگذاری مدیریت به جامعه محلی یا بازگشت زمین به برنامه توسعه اصلی. این مسیر نباید فقط در اختیار مالک یا سرمایه گذار باشد؛ منافع عمومی و نتایج ارزیابی نیز باید در تصمیم نهایی نقش داشته باشند.

۶. نقشه راه اجرایی برای شهرداری ها

برای تبدیل اصول فوق به سیاست اجرایی، می توان یک چرخه پنج مرحله ای تعریف کرد:

۱. شناسایی و اولویت بندی: تهیه فهرست زمین ها و ساختمان های بلااستفاده و ارزیابی مالکیت، ایمنی، آلودگی احتمالی، دسترسی و نیازهای پیرامونی.

۲. توافق نهادی و اجتماعی: مشخص کردن نقش شهرداری، مالک، گروه های محلی و نهادهای پشتیبان و تدوین قواعد شفاف استفاده.

۳. طراحی و اجرای آزمایشی: انتخاب مداخله ای متناسب با نیاز محله، ظرفیت اجرایی و دوره زمانی در دسترس.

۴. پایش و ارزیابی عمومی: سنجش پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و محیطی و انتشار نتایج به زبان قابل فهم برای شهروندان.

۵. تصمیم گیری درباره تداوم: ادامه، اصلاح، توسعه یا خاتمه پروژه بر اساس شواهد، تعهدات حقوقی و منافع عمومی.

این چرخه باید به گونه ای طراحی شود که پروژه های موقت جایگزین تعهدات بلندمدت شهرداری در تامین خدمات عمومی نشوند. استفاده موقت، مکمل برنامه ریزی و سرمایه گذاری پایدار است، نه بهانه ای برای به تعویق انداختن آن ها.

۷. نتیجه گیری: شهر را در فاصله میان دو تصمیم نیز باید زندگی کرد

شهرسازی موقت، فرصتی برای بازنگری در نگاه سنتی به زمین های خالی و پروژه های معطل مانده فراهم می کند. این رویکرد می تواند فضای بلااستفاده را به بستری برای تجربه، یادگیری، تعامل اجتماعی و پاسخ گویی به نیازهای فوری تبدیل کند؛ اما ارزش آن صرفا با تعداد پروژه های اجراشده یا میزان فعالیت در فضا سنجیده نمی شود.

معیار اصلی، کیفیت حکمرانی این مداخلات است: چه کسی تصمیم می گیرد، چه کسی دسترسی دارد، چه کسی هزینه می پردازد و چه کسی از منافع بلندمدت بهره مند می شود؟

شهرسازی موقت زمانی به ابزاری برای عدالت فضایی تبدیل می شود که از یک اقدام کوتاه مدت و نمایشی فراتر رود و به فرایندی شفاف، مشارکتی، ارزیابی پذیر و برخوردار از حقوق روشن تبدیل شود.

شهر فقط در مقصد نهایی توسعه ساخته نمی شود؛ بخشی از کیفیت آن در فاصله میان تصمیم ها شکل می گیرد.


منابع

Bakunowitsch, J. (2026). (Food) Justice in the interim? Temporary urban gardening, welfare activation, and plural valuation. Urban Planning, 11. https://doi.org/10.17645/up.11780

Casprini, D., Dell'Ovo, M., & Oppio, A. (2026). Embracing the liminality of common spaces: A proposal for an analytical framework to interpret temporary uses. Urban Planning, 11. https://doi.org/10.17645/up.11786

Chang, R. A., & Gerrits, L. (2026). “Part of the excitement was taking risks” – Uncertainty in urban temporary use. Urban Research & Practice, 19(4), 634–653. https://doi.org/10.1080/17535069.2026.2673314

Litzman, M. (2026). Beyond permanent urban redevelopment: The unintended consequences of temporary brownfield use. Ekistics and the New Habitat. https://doi.org/10.1080/02513625.2025.2583843

Tilley, K., Devos, T., & Varvarousis, A. (2026). Beyond dichotomies in temporary use of space: Using complexity to broaden understandings. Transactions of the Association of European Schools of Planning, 10(2), 47–61. https://doi.org/10.24306/TrAESOP.2026.02.005