اگر غرب آرمان شهر است، پس این نارضایتی ها چیست؟

4 آبان 1405 - خواندن 2 دقیقه - 17 بازدید
آیا آزادی و رفاه، برای خوشبختی انسان کافی است؟
اعتراضات اجتماعی در جوامع غربی، پرسشی فراتر از خیابان و سیاست پیش روی ما می گذارند: آیا آزادی های فردی و رفاه اقتصادی، به تنهایی برای ساختن جامعه ای رضایتمند کافی اند؟ این پرسش، نقطه آغاز نقدی جدی بر تصویری است که سال ها از غرب به عنوان مقصد نهایی توسعه و خوشبختی ارائه شده است.
خطای جریان غرب گرا، آنجا آشکار می شود که غرب را نه جامعه ای واقعی با مسائل و تناقض های خاص خود، بلکه الگویی بی نقص از آزادی و رفاه معرفی می کند؛ گویی با عبور از مرزهای جغرافیایی ایران، همه مسائل انسان معاصر نیز حل می شوند. حال آنکه توسعه اقتصادی، لزوما به معنای تحقق عدالت اجتماعی، امنیت روانی یا احساس تعلق نیست. جامعه ای ممکن است از امکانات مادی گسترده برخوردار باشد، اما همچنان با نابرابری، تنهایی، بحران اعتماد و نارضایتی از سازوکارهای حکمرانی مواجه شود.
البته نقد این تصویر نباید به داوری شتاب زده درباره تمام جوامع غربی بینجامد. هر اعتراضی، نشانه فروپاشی یک تمدن نیست؛ همان طور که نمی توان مطالبات معترضان را صرفا به هیجان های مقطعی تقلیل داد. آنچه اهمیت دارد، بررسی ریشه های نارضایتی و فاصله میان وعده های نظام حکمرانی و تجربه واقعی شهروندان است.
برای جامعه ایرانی، درس اصلی نه تقلید از غرب است و نه انکار دستاوردهای آن؛ بلکه ضرورت عبور از دوگانه شیفتگی و نفی مطلق است. ما به معیاری مستقل برای سنجش توسعه نیاز داریم؛ معیاری که در آن، انسان صرفا مصرف کننده آزادی و رفاه نباشد، بلکه از عدالت، کرامت، امنیت و امکان مشارکت موثر در سرنوشت خود نیز برخوردار شود. پیشرفت واقعی را نه با ویترین جوامع، بلکه با کیفیت زندگی انسان ها و میزان تحقق کرامت آنان باید سنجید.