لیزینگ و توسعه مراکز جراحی محدود؛ بازطراحی اقتصاد سرمایه گذاری در درمان سرپایی و افزایش بهره وری سرمایه سلامت

2 آبان 1405 - خواندن 9 دقیقه - 3010 بازدید

تحول نظام سلامت در دهه های اخیر نشان داده است که توسعه ظرفیت درمانی الزاما به معنای احداث بیمارستان های بزرگ و سرمایه گذاری سنگین در ساختمان های بیمارستانی نیست. بخشی از آینده اقتصاد درمان به سمت مدل هایی حرکت می کند که در آنها خدمات تشخیصی، جراحی و درمانی با پیچیدگی کنترل شده، در مراکز تخصصی کوچک تر، چابک تر و با بهره وری سرمایه بالاتر ارائه می شوند. مراکز جراحی محدود نمونه ای از این تغییر ساختاری هستند؛ مراکزی که می توانند با تمرکز بر جراحی های منتخب، خدمات سرپایی، مداخلات کم تهاجمی و فرآیندهای درمانی کوتاه مدت، بخشی از بار عملیاتی بیمارستان های بزرگ را کاهش دهند. با این حال، توسعه این مراکز نیازمند سرمایه گذاری قابل توجه در اتاق های عمل، تجهیزات بیهوشی، تجهیزات تصویربرداری، استریل مرکزی، سیستم های پایش بیمار، تجهیزات ریکاوری، فناوری اطلاعات، سامانه های مدیریت بیمار و زیرساخت های ایمنی است. در چنین شرایطی، لیزینگ می تواند به عنوان یکی از ابزارهای مهم بازطراحی اقتصاد سرمایه گذاری در مراکز جراحی محدود عمل کند.

مدل سنتی تامین مالی این مراکز عمدتا بر خرید مستقیم تجهیزات و تامین نقدینگی اولیه از منابع مالک، تسهیلات بانکی یا سرمایه گذاری مستقیم استوار است. این ساختار می تواند مانع ورود بسیاری از سرمایه گذاران متخصص و پزشکان به بازار شود؛ زیرا بخش قابل توجهی از منابع پیش از شروع فعالیت اقتصادی در قالب CAPEX مصرف می شود. در حالی که مرکز جراحی محدود از ابتدای فعالیت نیازمند سرمایه در گردش، نیروی انسانی متخصص، مواد مصرفی، قراردادهای بیمه ای و هزینه های عملیاتی نیز هست. بنابراین، اگر تمام منابع در خرید دارایی های ثابت قفل شود، ساختار مالی مرکز با عدم تعادل مواجه خواهد شد. لیزینگ می تواند با انتقال بخشی از بار سرمایه گذاری اولیه به یک ساختار پرداخت دوره ای، این مسئله را تعدیل کند.

مفهوم اصلی در اینجاAsset-Based Finance است؛ اما دارایی مورد تامین مالی صرفا یک دستگاه نیست، بلکه مجموعه ای از تجهیزات ضروری برای ایجاد ظرفیت جراحی است. یک مرکز جراحی محدود می تواند به صورت Portfolio Financing تجهیزات خود را تامین مالی کند؛ به این معنا که تجهیزات اتاق عمل، سیستم های بیهوشی، مانیتورینگ، تجهیزات ریکاوری، استریل و سایر تجهیزات تخصصی در قالب یک بسته واحد مورد ارزیابی و تامین مالی قرار گیرند. این مدل می تواند هزینه تراکنش را کاهش دهد و امکان ایجاد یک ساختار مالی منسجم برای راه اندازی مرکز را فراهم کند.

مزیت اصلی لیزینگ در چنین مدلی، تبدیل بخشی از CAPEX اولیه به جریان پرداخت های دوره ای است. مرکز جراحی به جای پرداخت کامل هزینه تجهیزات در ابتدای پروژه، هزینه استفاده از آنها را طی دوره قرارداد پرداخت می کند. این Cash Flow Matching می تواند با درآمدهای حاصل از ارائه خدمات جراحی و قراردادهای بیمه ای هماهنگ شود. در نتیجه، ساختار مالی مرکز از حالت «سرمایه گذاری سنگین در ابتدای پروژه» به مدل «پرداخت متناسب با تولید جریان نقدی» تغییر پیدا می کند.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که نرخ بهره برداری از تجهیزات در نظر گرفته شود. تجهیزات پزشکی زمانی ارزش اقتصادی واقعی ایجاد می کنند که مورد استفاده قرار گیرند. دستگاهی که بخش عمده ای از زمان بلااستفاده است، سرمایه ای با Asset Utilization پایین محسوب می شود. در مراکز جراحی محدود، طراحی صحیح برنامه جراحی، مدیریت زمان اتاق عمل و افزایش Turnover می تواند بهره وری تجهیزات را افزایش دهد. شرکت لیزینگ می تواند در اعتبارسنجی پروژه، علاوه بر وضعیت مالی متقاضی، ظرفیت عملیاتی مرکز، تعداد مورد انتظار جراحی، تخصص پزشکان، قراردادهای بیمه ای و نرخUtilization تجهیزات را نیز ارزیابی کند.

از این منظر، Credit Underwriting در صنعت لیزینگ سلامت باید از تحلیل سنتی صورت های مالی به سمت تحلیل Cash Flow-Based و Capacity-Based حرکت کند. مرکز جدید ممکن است سابقه مالی طولانی نداشته باشد، اما از نظر موقعیت جغرافیایی، ترکیب تیم پزشکی، تقاضای منطقه ای، قراردادهای بیمه ای و ظرفیت عملیاتی، پروژه ای با کیفیت اعتباری مناسب باشد. استفاده از Alternative Data می تواند امکان ارزیابی دقیق تر چنین پروژه هایی را فراهم کند.

یکی از ویژگی های مهم مراکز جراحی محدود، سرعت بالای گردش خدمات است. بیمار معمولا مدت اقامت کوتاهی دارد و فرآیند درمان می تواند در مقایسه با بیمارستان های بزرگ، سریع تر انجام شود. بنابراین، سرمایه گذاری در تجهیزات این مراکز باید بر مبنای Lifecycle Economics انجام گیرد. قیمت خرید اولیه تنها یکی از مولفه های هزینه است و هزینه نگهداری، کالیبراسیون، تعمیرات، مصرف انرژی، قطعات، نرم افزار و ارتقای فناوری نیز باید در مدل مالی لحاظ شوند. Life Cycle Costing می تواند از تصمیم های ظاهرا ارزان اما در بلندمدت پرهزینه جلوگیری کند.

Technology Obsolescence نیز در این حوزه اهمیت ویژه ای دارد. تجهیزات جراحی، تصویربرداری و مانیتورینگ با سرعت قابل توجهی در حال توسعه هستند. خرید مستقیم یک تجهیز ممکن است در چند سال آینده با ظهور فناوری جدید، از نظر اقتصادی توجیه خود را از دست بدهد. ساختار لیزینگ می تواند با طراحی Technology Refresh، Upgrade Option و Replacement Mechanism، ریسک منسوخ شدن فناوری را مدیریت کند. در نتیجه، مرکز جراحی محدود می تواند بدون نیاز به یک سرمایه گذاری مجدد بسیار بزرگ، تجهیزات خود را به صورت دوره ای به روزرسانی کند.

در این میان، مفهومEquipment-as-a-Service نیز می تواند توسعه پیدا کند. برخی مراکز ممکن است به جای خرید یک تجهیز بسیار تخصصی، ترجیح دهند بابت تعداد استفاده یا ظرفیت ارائه خدمت پرداخت کنند. این مدل به خصوص برای تجهیزات با ارزش سرمایه ای بالا و Utilization متغیر می تواند جذاب باشد. شرکت لیزینگ یا ارائه دهنده فناوری می تواند تجهیز را در اختیار مرکز قرار دهد و پرداخت ها را بر اساس میزان استفاده، تعداد عمل یا ظرفیت عملیاتی طراحی کند. چنین ساختاری ریسک سرمایه گذاری را میان طرفین توزیع می کند.

از منظر اقتصادی، توسعه مراکز جراحی محدود می تواند به افزایش بهره وری کل سرمایه در نظام سلامت منجر شود. بیمارستان های بزرگ معمولا با هزینه های ثابت بالا، ساختار سازمانی پیچیده و سرمایه گذاری سنگین مواجه اند. اگر بخشی از خدمات قابل انتقال به مراکز تخصصی کوچک تر منتقل شود، می توان از ظرفیت بیمارستان ها برای خدمات پیچیده تر استفاده کرد. بنابراین، لیزینگ تجهیزات مراکز جراحی محدود تنها یک ابزار تامین مالی نیست؛ بلکه می تواند به صورت غیرمستقیم بر Allocation of Healthcare Capital اثر بگذارد و سرمایه را به سمت ساختارهایی با گردش سریع تر و بهره وری بالاتر هدایت کند.

یکی دیگر از ظرفیت های مهم، طراحی قراردادهای Performance-Based Financing است. در این مدل، بخشی از پرداخت ها می تواند به شاخص های عملکرد تجهیزات، Uptime، کیفیت نگهداری یا میزان دسترسی به ظرفیت عملیاتی وابسته شود. چنین رویکردی می تواند رابطه شرکت لیزینگ و مرکز درمانی را از رابطه ساده اعتباردهنده و مشتری به یک Partnership مبتنی بر عملکرد تبدیل کند. در این ساختار، تامین کننده مالی نیز انگیزه خواهد داشت که دارایی در تمام دوره قرارداد با حداکثر کارایی فعالیت کند.

در سطح بازار، امکان ایجاد پرتفوی تخصصی از قراردادهای لیزینگ مراکز جراحی محدود نیز وجود دارد. شرکت های لیزینگ می توانند قراردادهای متعدد را در یک Portfolio جمع آوری کرده و بر اساس نوع دارایی، منطقه جغرافیایی، تخصص پزشکی و جریان نقدی، ریسک را Diversify کنند. در صورت شکل گیری استانداردهای لازم، این پرتفوی می تواند در مراحل بعدی مبنای Structured Finance یاSecuritization قرار گیرد. این فرآیند، ظرفیت شرکت لیزینگ برای Capital Recycling را افزایش داده و منابع آزادشده را دوباره به توسعه مراکز درمانی جدید اختصاص می دهد.

از منظر سیاست گذاری عمومی نیز لیزینگ می تواند در توسعه خدمات جراحی در مناطق کم برخوردار نقش مهمی ایفا کند. دولت می تواند با ارائه ضمانت اعتباری، یارانه نرخ، تضمین حداقل تقاضا یا قراردادهای خرید خدمت، ریسک سرمایه گذاری بخش خصوصی را کاهش دهد. این مدل می تواند در قالب Blended Finance شکل بگیرد؛ به گونه ای که منابع عمومی به عنوان اهرم جذب سرمایه خصوصی عمل کنند. در چنین ساختاری، دولت الزاما مالک مرکز درمانی نیست، بلکه به عنوان خریدار یا تضمین کننده ظرفیت درمانی وارد می شود.

البته این مدل بدون حکمرانی دقیق نمی تواند پایدار باشد. ارزیابی صلاحیت حرفه ای، استانداردهای ایمنی، کنترل کیفیت، اعتباربخشی مراکز، نظارت بر تجهیزات، شفافیت قراردادها و مدیریت ریسک عملیاتی باید در کنار ساختار مالی قرار گیرد. لیزینگ نباید به افزایش تعداد مراکز بدون توجه به تقاضای واقعی یا استانداردهای درمانی منجر شود. بنابراین، Credit Decision باید هم زمان Economic Viability و Clinical Viability را مورد ارزیابی قرار دهد.

در نهایت، توسعه مراکز جراحی محدود می تواند یکی از نمونه های روشن گذار نظام سلامت از «سرمایه گذاری مالکیت محور» به «سرمایه گذاری ظرفیت محور» باشد. لیزینگ در این گذار نقش مهمی دارد، زیرا می تواند سرمایه گذاری اولیه را توزیع کند، جریان نقدی را با هزینه دارایی هماهنگ سازد، ریسک فناوری را مدیریت کند، بهره وری تجهیزات را افزایش دهد و امکان ورود سرمایه گذاران جدید به بازار خدمات درمانی را فراهم آورد. اگر این صنعت از مدل ساده تامین مالی خرید تجهیزات عبور کرده و به سمت Life Cycle Financing، Portfolio Leasing، Equipment-as-a-Service، Performance-Based Financing و Capital Recycling حرکت کند، مراکز جراحی محدود می توانند به یکی از مهم ترین بسترهای افزایش بهره وری سرمایه در اقتصاد سلامت تبدیل شوند. در چنین الگویی، هدف نهایی دیگر تامین مالی یک اتاق عمل یا خرید چند دستگاه پزشکی نیست؛ هدف، ایجاد ظرفیت درمانی پایدار با کمترین Capital Lock-In و بیشترین Asset Productivity است؛ ظرفیتی که بتواند همزمان کیفیت درمان، دسترسی بیماران و بازده اقتصادی سرمایه سلامت را ارتقا دهد.