شماری از راهکارهای بردبرد برای پیشگیری از جنگ میان ایران با اسراییل و آمریکا

30 مهر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 15 بازدید

پیشگیری از جنگ میان ایران با اسراییل و آمریکا، یا جلوگیری از تکرار و گسترش درگیری، مستلزم عبور از تصور «امنیت یک طرف به بهای ناامنی دیگری» است. راهبرد بردبرد، لزوما به معنای یکسان بودن منافع یا رفع اختلافات ایدئولوژیک نیست؛ بلکه طراحی ترتیباتی است که در آن، هر طرف منفعتی ملموس از خویشتن داری به دست آورد. از این منظر، مساله اصلی تبدیل رقابت پرخطر به رقابتی مهارپذیر است. تحلیل های اخیر نیز بر ضرورت ایجاد مسیرهای خروج از تشدید تنش و پیوند مذاکرات با نگرانی های امنیتی و اقتصادی طرف ها تاکید دارند.


نخستین راهکار پیشنهادی، ایجاد سازوکار دایمی مدیریت بحران است. ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم میان نمایندگان دارای اختیار، با میانجیگری مورد توافق، می تواند برای روشن کردن پیام ها، بررسی حوادث مبهم و جلوگیری از تصمیم گیری شتاب زده به کار رود. چنین سازوکاری باید پیش از بحران فعال باشد، نه آن که پس از آغاز حملات ساخته شود. تعیین مهلت پاسخ گویی، شیوه احراز اصالت پیام و مسیر تماس اضطراری، اجزای عملی این پیشنهادند. هدف، اعتماد کامل نیست؛ فراهم کردن امکان توضیح و توقف، پیش از تبدیل سوبرداشت به رویارویی تمام عیار است.


دومین محور، توافق هسته ای مرحله بندی شده و راستی آزمایی پذیر است. تجربه برجام نشان می دهد که محدودیت های هسته ای، نظارت بین المللی و تخفیف تحریم ها می توانند در یک چارچوب مبادله متقابل قرار گیرند. آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز ظرفیت تخصصی لازم برای بررسی تعهدات هسته ای را دارد، هرچند اجرای موثر نظارت به دسترسی و همکاری وابسته است. بنابراین، پیشنهاد مناسب، تعهدات روشن و متوازن است: اقدامات هسته ای قابل سنجش در برابر برخی منافع اقتصادی محدود و مشخص، زمان بندی شده و قابل ارزیابی؛ نه وعده های کلی یا امتیازدهی یک جانبه.


سوم، لازم است نگرانی های امنیتی متقابل در دستور کار قرار گیرند. تمرکز صرف بر برنامه هسته ای، بدون پرداختن به خطر حمله مجدد، امنیت منطقه ای و فشار اقتصادی، ممکن است برای ایجاد توافقی پایدار کافی نباشد. پژوهش موسسه کوئینسی نیز مذاکرات گسترده تر درباره تحریم ها، ترتیبات نظامی منطقه ای و حفاظت در برابر حملات مجدد را مطرح می کند. بر این مبنا، می توان تعهد متقابل به خویشتن داری، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت های حیاتی، و بررسی مشترک ادعاهای نقض توافق و عدم تهدیدات موجودیتی اسراییل توسط ایران را پیشنهاد کرد.


چهارم، توافق باید در برابر اختلاف و تغییر سیاسی مقاوم طراحی شود. پیشنهاد می شود اجرای آن مرحله ای باشد و هر مرحله، معیار تایید، منفعت متقابل و سازوکار رسیدگی به تخلف داشته باشد. اختلاف فنی نباید خودکار به تهدید نظامی تبدیل شود؛ ابتدا بررسی کارشناسی، سپس میانجیگری و در نهایت اقدام متناسب پیش بینی شود. همچنین، هیچ طرفی نباید برای حفظ توافق ناچار به پذیرش تحقیر علنی باشد. امکان ارایه دستاوردی قابل دفاع به افکار عمومی، باید بخشی از طراحی سیاسی توافق محسوب شود.


پنجم، گفت وگوهای منطقه ای باید مکمل مذاکرات اصلی باشند. کشورهای منطقه می توانند در این طرح پیشنهادی، درباره امنیت دریانوردی، عبور ایمن نفت و فرآورده های نفتی، ارتباطات اضطراری و حفاظت از زیرساخت های مشترک همکاری کنند. ارزیابی موفقیت نیز بهتر است بر شاخص های مشاهده پذیر استوار باشد: کاهش حوادث نظامی، استمرار بازرسی ها، اجرای تعهدات اقتصادی و سرعت حل اختلافات. در مجموع، صلح پایدار را نباید به حسن نیت رهبران وابسته کرد؛ باید ترتیباتی ساخت که پایبندی به توافق را سودمندتر و نقض آن را پرهزینه تر کند، بدون آن که راه بازگشت به دیپلماسی بسته شود.


benjamin.sadeqi.ac@gmail.com