معماری ریکاوری Recovery Architecture™
مکانی که به یک دانشمند کمک کرد متفاوت فکر کند
معماری ریکاوری Recovery Architecture™
مهدی شجری
پژوهشگر معماری عصب محور | توسعه دهنده رویکرد Recovery Architecture
از Jonas Salk و یک صومعه در ایتالیا تا یک سوال تازه درباره معماری
در سال ۱۹۵۴، یک دانشمند جوان به نام Jonas Salk درگیر یکی از بزرگ ترین مسائل پزشکی زمان خود بود: ساخت واکسن فلج اطفال.
او ساعت های طولانی در آزمایشگاه کار می کرد، اما به نقطه ای رسید که دیگر پاسخ تازه ای پیدا نمی کرد.
سپس کاری انجام داد که در نگاه اول هیچ ارتباطی با آزمایشگاه و واکسن نداشت.
او از آزمایشگاه فاصله گرفت.
به ایتالیا رفت و مدتی را در محیط آرام و تاریخی Basilica of Saint Francis of Assisi گذراند؛ فضایی متعلق به قرن سیزدهم با حیاط های آرام، طاق ها، نور طبیعی و کیفیتی کاملا متفاوت با آزمایشگاهی که در آن کار می کرد.
سال ها بعد، خود Salk توضیح داد که معنویت معماری آن مکان به او اجازه داده بود نوعی تفکر شهودی را تجربه کند که پیش از آن به این شکل نداشته است. او گفت در آن محیط، طرحی ذهنی برای پژوهشی که تصور می کرد می تواند به واکسن فلج اطفال منجر شود شکل گرفت؛ سپس به آزمایشگاه برگشت و ایده هایش را آزمایش کرد.
این داستان را می توان صرفا یک خاطره از زندگی یک دانشمند دانست.
اما یک سوال جالب تر وجود دارد:
اگر محیطی که در آن قرار داریم بتواند شرایط فکر کردن ما را تغییر دهد، معماری دقیقا چه نقشی در این فرایند دارد؟
شاید مسئله فقط «مغز» نباشد
ما معمولا وقتی درباره تفکر، تمرکز یا خلاقیت حرف می زنیم، مستقیم سراغ مغز می رویم.
نورون ها.
حافظه.
توجه.
شبکه های مغزی.
اما انسان هیچ وقت در خلا فکر نمی کند.
او در یک اتاق فکر می کند.
در یک خیابان راه می رود.
در یک کتابخانه مطالعه می کند.
در یک بیمارستان بهبود پیدا می کند.
در یک اتاق خواب تلاش می کند بخوابد.
محیط دائما اطلاعاتی را به انسان منتقل می کند:
نور، صدا، دما، بو، فاصله، ارتفاع، دید، خلوت، حرکت، طبیعت و ده ها ویژگی دیگر.
این به معنای آن نیست که معماری می تواند «مغز انسان را کنترل کند».
اما به این معناست که محیط می تواند بخشی از شرایط ادراک، رفتار و تجربه انسان باشد.
همینجا است که رابطه میان معماری، علوم اعصاب و روان شناسی محیطی اهمیت پیدا می کند.
یک داستان دیگر، چند سال بعد
Salk فقط از یک صومعه الهام نگرفت.
او بعدها تصمیم گرفت محیطی برای پژوهش علمی بسازد.
در سال ۱۹۶۰، موسسه Salk را تاسیس کرد و برای طراحی آن به سراغ Louis Kahn رفت.
Salk می خواست محیطی ایجاد شود که دانشمندان بتوانند در آن همکاری کنند، فکر کنند و در عین حال امکان خلوت و تامل نیز داشته باشند.
Kahn و Salk در فرآیند طراحی، فضاهای آزمایشگاهی بزرگ، باز و قابل تغییر را در کنار فضاهای مطالعه و تمرکز قرار دادند. ساختمان ها در سال ۱۹۶۵ افتتاح شدند.
حتی خاطره Assisi نیز در شکل گیری ایده موسسه حضور داشت.
راهنمای رسمی Salk Institute توضیح می دهد که Kahn در طراحی محوطه از تجربه صومعه Assisi الهام گرفت؛ از جمله ایده حرکت و کشف تدریجی فضا در میان طبیعت. بعدها این رابطه میان طبیعت، سکوت، تفکر و معماری به یکی از ویژگی های مهم پروژه تبدیل شد.
اینجا دیگر با یک اتفاق تصادفی روبه رو نیستیم.
یک دانشمند ابتدا تجربه می کند که محیط متفاوت می تواند شیوه حضور و فکر کردن او را تغییر دهد.
سپس همان دانشمند، در کنار یک معمار، تلاش می کند محیطی برای تفکر علمی طراحی کند.
این نقطه برای تاریخ معماری جالب است.
اما داستان اینجا تمام نمی شود
دهه ها بعد، رابطه میان معماری و علوم اعصاب به شکل منسجم تری وارد فضای پژوهشی شد.
در سال های آغازین قرن بیست ویکم، تلاش هایی برای ایجاد ارتباط مستقیم تر میان معماران و دانشمندان علوم اعصاب شکل گرفت و Academy of Neuroscience for Architecture (ANFA) در سن دیگو تاسیس شد. امروز این حوزه به بررسی رابطه میان محیط ساخته شده، ادراک، شناخت و تجربه انسانی می پردازد.
اما اینجا یک اشتباه رایج شکل می گیرد:
اینکه تصور کنیم با پیدا کردن یک «معماری مناسب برای مغز» همه چیز حل شده است.
واقعیت بسیار پیچیده تر است.
انسان فقط مغز نیست.
او خواب دارد.
ریتم شبانه روزی دارد.
سیستم عصبی دارد.
رفتار دارد.
حافظه دارد.
احساس امنیت و ناامنی دارد.
به نور و صدا پاسخ می دهد.
به دما و طبیعت واکنش نشان می دهد.
و مهم تر از همه، در طول شبانه روز دائما بین فعالیت و بازیابی جابه جا می شود.
پس شاید سوال بزرگ تر این نباشد که:
«چگونه معماری را برای مغز طراحی کنیم؟»
بلکه:
«چگونه محیط را برای انسان طراحی کنیم؟»
اینجا Recovery Architecture وارد می شود
معماری ریکاوری قرار نیست جایگزین Neuroarchitecture یا Biophilic Design یا Environmental Psychology شود.
همچنین ادعا نمی کند که این حوزه ها زیرشاخه های رسمی یک رشته جدید هستند.
آنچه معماری ریکاوری پیشنهاد می کند، متفاوت است:
این دانش ها را می توان در یک مسئله مشترک کنار هم قرار داد.
مسئله ای که نام آن برای ما می تواند باشد:
Recovery
بازیابی.
خواب.
آرامش.
تنظیم.
تمرکز.
احیای ظرفیت.
و در سطحی گسترده تر، حمایت از عملکرد انسانی.
در این نگاه، نور فقط یک ابزار زیبایی شناسی نیست.
آکوستیک فقط مسئله عایق صدا نیست.
طبیعت فقط یک عنصر تزئینی نیست.
هندسه فقط فرم نیست.
خلوت فقط یک ویژگی پلان نیست.
هرکدام می توانند بخشی از رابطه میان انسان و محیط باشند.
پس شاید باید قواعد طراحی را دوباره بنویسیم
معماری برای قرن ها درباره ساختن بنا، سازمان دهی فضا، سازه، فرم و زیبایی فکر کرده است.
اما اگر مسئله را از زاویه انسان نگاه کنیم، چند سوال جدید پدیدار می شود:
این فضا چه چیزی را در انسان تسهیل می کند؟
چه چیزی را مختل می کند؟
چه زمانی به سکون نیاز دارد و چه زمانی به تحریک؟
کجا باید باز باشد و کجا باید محافظت کند؟
چگونه می توان میان نور، صدا، دما، طبیعت، خلوت و رفتار یک سیستم ایجاد کرد؟
و مهم تر از همه:
چگونه می توان این ادعاها را آزمود؟
این سوال آخر برای معماری ریکاوری حیاتی است.
چون اگر قرار است درباره انسان صحبت کنیم، زیبایی ایده به تنهایی کافی نیست.
Evidence Before Opinion.
شاید بزرگ ترین تغییر، تغییر در سوال باشد
داستان Salk برای من فقط داستان واکسن نیست.
و حتی فقط داستان معماری هم نیست.
این داستان، یک امکان را نشان می دهد:
گاهی برای حل یک مسئله، لازم است فقط ابزار خود را تغییر ندهیم؛
محیط خود را نیز تغییر دهیم.
Salk از آزمایشگاه بیرون رفت.
در محیطی متفاوت فکر کرد.
به آزمایشگاه برگشت.
ایده را آزمود.
و سال ها بعد، در کنار Kahn، درباره محیطی فکر کرد که بتواند شرایط مناسبی برای تفکر علمی فراهم کند.
ما هنوز نمی توانیم از این داستان نتیجه بگیریم که «یک معماری خاص باعث کشف واکسن شد».
اما می توانیم یک سوال جدی را با خودمان حمل کنیم:
فضا، فقط جایی است که زندگی در آن اتفاق می افتد؟
یا بخشی از شرایطی است که زندگی، فکر و بازیابی در آن شکل می گیرد؟
معماری ریکاوری از همین جا شروع می کند.
نه با یک سبک.
نه با یک فرم.
نه با یک رنگ.
بلکه با یک سوال:
What does space enable in a human being?
و شاید از این لحظه به بعد، وظیفه معمار فقط ساختن فضا نباشد.
بلکه طراحی شرایط بهتر برای انسان باشد.
مهدی شجری پژوهشگر معماری عصب محور | توسعه دهنده چارچوب Recovery Architecture
بر روی آدرس پیج لینک دین کلیک کنید : https://lnkd.in/p/db4i3NsF
