محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال/Scholar of Children’s Rights and the Digital Future of Childhood
119 یادداشت منتشر شدهآیا کودک مهم ترین سرمایه ژئوپلیتیکی قرن بیست ویکم است؟

آیا کودک مهم ترین سرمایه ژئوپلیتیکی قرن بیست ویکم است؟
محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال
رقابت میان کشورها در گذشته، عمدتا بر سر منابع طبیعی، قلمرو، قدرت نظامی و ظرفیت های اقتصادی بود. اما در قرن بیست ویکم، به تدریج نوع دیگری از سرمایه اهمیت یافته است؛ سرمایه انسانی. در جهانی که اقتصاد دانش بنیان، هوش مصنوعی و نوآوری موتور اصلی توسعه محسوب می شوند، کیفیت نیروی انسانی بیش از کمیت منابع طبیعی، آینده کشورها را تعیین می کند. در این میان، این پرسش مطرح می شود که آیا کودک را باید مهم ترین سرمایه ژئوپلیتیکی عصر حاضر دانست؟
پاسخ به این پرسش، فراتر از مباحث جمعیتی است. اهمیت کودکان تنها در تعداد آنان نیست، بلکه در کیفیت فرصت هایی است که برای رشد، آموزش، سلامت و مشارکت در اختیارشان قرار می گیرد. کشوری که امروز بر کودکان خود سرمایه گذاری می کند، در واقع بر توان اقتصادی، علمی، فرهنگی و حتی امنیت ملی چند دهه آینده سرمایه گذاری کرده است.
تحولات جمعیتی نیز این موضوع را برجسته تر کرده است. بسیاری از کشورها با کاهش نرخ باروری، سالمندی جمعیت و کاهش نیروی کار مواجه اند. در چنین شرایطی، هر کودک اهمیت بیشتری پیدا می کند. دیگر مزیت رقابتی کشورها تنها در داشتن جمعیت بیشتر نیست، بلکه در توانایی آن ها برای پرورش نسلی سالم، خلاق، آموزش دیده و توانمند است. آینده رقابت جهانی، بیش از آنکه بر تعداد جمعیت استوار باشد، به کیفیت سرمایه انسانی وابسته خواهد بود.
از منظر ژئوپلیتیک، کودک تنها موضوع سیاست های رفاهی نیست؛ او بخشی از قدرت ملی است. نظام آموزشی کارآمد، سلامت کودکان، امنیت روانی، تغذیه مناسب، دسترسی برابر به فناوری و حمایت از حقوق کودک، در نهایت به افزایش سرمایه اجتماعی، نوآوری، بهره وری اقتصادی و انسجام ملی منجر می شود. در مقابل، فقر کودکان، ترک تحصیل، سوءتغذیه یا محرومیت از فرصت های رشد، تنها یک مسئله اجتماعی نیست، بلکه ظرفیت راهبردی کشور را در آینده تضعیف می کند.
همزمان، رقابت فناورانه نیز اهمیت این موضوع را افزایش داده است. کشورهایی که امروز در آموزش مهارت های دیجیتال، سواد هوش مصنوعی، تفکر انتقادی و خلاقیت کودکان سرمایه گذاری می کنند، احتمالا در دهه های آینده جایگاه برتری در اقتصاد جهانی خواهند داشت. به بیان دیگر، رقابت بر سر فناوری، پیش از آنکه در آزمایشگاه ها آغاز شود، در نظام تربیت و آموزش کودکان شکل می گیرد.
از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی، بحران های سلامت، مهاجرت و نابرابری های جهانی نیز نشان داده اند که آسیب پذیرترین گروه در برابر این تحولات، کودکان هستند. کشوری که نتواند از کودکان خود در برابر این تهدیدها حمایت کند، در واقع بخشی از ظرفیت آینده خود را از دست خواهد داد. بنابراین، تاب آوری ملی نیز تا حد زیادی به میزان حمایت از کودکان وابسته است.
با این حال، نباید کودک را صرفا به ابزاری برای افزایش قدرت کشورها تقلیل داد. ارزش کودک، پیش از آنکه اقتصادی یا ژئوپلیتیکی باشد، انسانی و حقوقی است. نگاه ابزاری به کودکان، با فلسفه حقوق کودک ناسازگار است. آنچه اهمیت دارد این است که حمایت از حقوق کودک، خود به یکی از مهم ترین عوامل قدرت ملی تبدیل شده است.به عبارت دیگر، کشورها قدرتمند نمی شوند چون از کودکان برای توسعه استفاده می کنند؛ بلکه چون حقوق و کرامت کودکان را تضمین می کنند، آینده ای توانمندتر می سازند.
از این منظر، ژئوپلیتیک قرن بیست ویکم نیازمند بازتعریف است. اگر در گذشته منابع انرژی یا موقعیت جغرافیایی تعیین کننده قدرت بودند، امروز کیفیت سرمایه انسانی و میزان سرمایه گذاری بر کودکان نیز به همان اندازه اهمیت یافته است. این تحول، مفهوم امنیت ملی را نیز دگرگون می کند. امنیت دیگر تنها به حفاظت از مرزها محدود نیست؛ بلکه به حفاظت از ظرفیت های انسانی نسل آینده نیز وابسته است.
در نهایت، شاید بتوان گفت مهم ترین رقابت میان کشورها در دهه های آینده، نه بر سر نفت، گاز یا حتی فناوری، بلکه بر سر پرورش نسلی توانمند، سالم و خلاقخواهد بود. در این رقابت، برنده کشوری نیست که بیشترین منابع طبیعی را در اختیار دارد، بلکه کشوری است که بیشترین سرمایه گذاری را بر حقوق، آموزش، سلامت و توانمندسازی کودکان انجام داده است.
از این رو، اگر ژئوپلیتیک را علم قدرت و آینده کشورها بدانیم، کودک دیگر صرفا موضوع سیاست های اجتماعی نیست؛ بلکه یکی از مهم ترین مولفه های قدرت ملی در قرن بیست ویکم است. شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار شاخص های سنتی قدرت، وضعیت کودکان نیز به عنوان یکی از مهم ترین شاخص های قدرت ژئوپلیتیکی کشورها مورد توجه قرار گیرد.